۱۹ پاسخ

این بچه از کوچیکی با عمه هاش بوده الان خودش باهام تو بیمارستان حرف زد گفت عمه هام منو خیلی اذیت میکنن بهم گیر زیاد میدن من تا پیش مامانم میرم در جا میان منو میبرن من جرات ندارم با کسی ازترس حرف بزنم چرا من مث بقیه آزادی ندارم و کلی حرف دیگه از بس هم تو خونه بوده و غرغر کردن فشار اومده رو مغزش مامانش دیروز اینقد گریه کرده ک چرا بچه ام اینجوری شده بدبخت و تا در حیاط،نمیزاشتن ک بره ک دختری کل خروج از خونه تو تایم مدرسه هست

خیلی هواشو داشته باش🥲

بله خاهر باور کن هستن هنوز همچین ادمهای عقده‌ای و عقب مونده حالا باز بیسواد هم نیستن سطح سواد بالا دارن اما فرهنگ ندارن زبون بدی دارن

بابا و مامانش دو حیاط اون ور تر زندگی میکنن این یکساله ک بوده خدا میدونه بر سر چی زن و شوهر بحث میکنن جاریم دو روز میره خونه قهر اینام بچه رو همون موقع گرفتن ازش دیگه هم ندادن بهش ک تو لیاقت مادری کردن و نداری شوهرمه هیچی نگفته دیگه از همون موقع پیش عمه هاش بوده و بزرگ شده زنه هر چند وقت یکبار میگفته ک بچه رو بدین چرانمیزارین پیش خودم اینا با فتنه و دورغ های الکی اونو کتکی می‌کردن ک اخر مامان جاریم دیده دخترشو زیاد اذیت کردن ب دخترش گفته هیچی نگو بزار همونجا باشه تو ک هرروز میبینیش یه بار میگه منو ب دروغ کتکی کردن ک من یه هفته بیهوش تو بیمارستان بودم بعدم برادر شوهرم عادت گندی داره فقط،میگه خاهرام راست میگن بقیه حرفهاشون دروغه ۳ تا مجرد هستن ک کاش زودتر ازدواج میکردن ک هم ما عروسها هم دامادها همم مهم تر از ما این بچه از دستشون راحت میشد سن بالا هم هستن کم سن و سال نیستن همین عقده‌ای بزرگ الان نزدیک ۴۲ سالشه ک عقده بازی داری و تو زندگی همه سرک میکشه دامادها بدتر ما از دستش گریه میکنن

وای باورم نمیشه همچین ادمای بد جنس و عقده ای هنوز وجود دارن
چقدر ادم میتونه بد باشه چقدر اون دختر طفلک رو اذیت کردن چه فشاری اوردن تشنج کرده واقعا از خدا نمیترسن؟؟
خدا لعنتشون کنه هرچه زودتر
کی تو این دوره زمونه که دخترا انقدر ازادن بچه رو اینطوری حبس میکنه اونم بچه ای که پدر مادر داره خودش
طفلی مامانش
خاک تو سر همچین پدری واقعا
خدا خیر بده به خودت که حداقل تا جایی ک ازت برمیاد بفکرشی یکم ببرش بازار پاساژ پارک و اینجور جاها بچه یکم بهتر شه

باباش کجاست چرا خانوادش اینو گذاشتم پیش عمه هاش ک چی بشه

چرا هست اما جلو خاهرا دهنش چفته مث خاهراشه با عقاید مسخره و مزخرف

اره بخدا برادر شوهرم کلا ب دهن خاهراشه دنیایی پول هم داره خاهر یه خونه تو خود کردکوی داره حداقل نمیزارن ک برن تو همون حیاط در حد دو روز ک حال بچه ها عوض بشه تا زنش بگه مسافرت بریم با بچه‌ها بیا و ببین خاهرا چ رسوایی میکنن ک تو ویل هستی چرا اینا رو هم ویل میرسونی یا ب زنه میگن تو میبری ک براشون شوهر پیدا کنی اونم هیچی دیگه نمیگه باور میکنی این دختر ۳ ساله عروسی نرفته ک نمیزاشتن طفلی رو خوب اینم ب شادی نیاز داره ادم احساسات داره ازبس خودخوری کرده افسردگی گرفته

مگه پدرش نیس؟؟؟

از اونجایی که لوکیشن زاهدان هست و خب طبیعیه این رفتار بعضی خانواده ها
خدا لعنتشون کنه که یه بچه ۱۵ ساله رو به این روز درآوردن
پدرش از اون شهر بره زندگی براشون بهشت میشه والا
متاسفانه بعضی مردای اونجا هم که گوششون به دهن خانواده هاشونه فقط

عمه هاش بلانسبت عقده‌ای هستن ترشیده های خاک بر سر یکسالگی از مادر گرفتنش انگار بچه طلاق باشه در حالی ک جاریم سر خونه زندگیش هست اگه میزاشتن بره تو حیاط خودشون خوب بود یه خاهر داره ک دوسال ازش کوچیک تره حداقل با اون حرف میزد کمی براش خوب بود میگن دختر باید حجاب داشته باشه باید جوراب پاش کنه چ معنی داره دختر تو خونه بدون روسری بگرده بخدا من ک گفتم فکرتون تو دوره قاجار گیر کرده بزارید دخترن کمی حس آزادی داشته باشن گناه میدن بخاطر این حرفم منو تو تحریم گذاشتن کسی حق نداره با من حرف بزنه ب جز همین طفلی 😂

اره دقیقا مبینا جان حرف تو هست میگه من زندانی هستم مامانش خدا میدونه از خاهرا شوهر خیلی میترسه بدبخت گفته خوب بزارید پیش ماک خانوادش،هستیم باشه یه چند روزی عمه بزرگ زده تو دهنش و برادر شوهرمو پر کرده ک بدبخت و کتک زده ک چرا بچه رو گفتی بیارن این حیاط

بتونی مامانشم دعوت کن چن ساعتی خونتون بااون باشه ب نظرم بیشتربهش خوش میگذره یااومدببرش پیش مامانش هی نصیحتش کن شام بذارین ببرینش پارک.ب نظرم اون ازخونه موندن وزندانی شدن ناراحته.

شمال ک فک نکنم عمه هاش بزارن همین خونم هم ب زور خود بچه میاد مگه پارک ببرمش،و بازار ک کمی بچرخه بلکه حالش خوب بشه براش دعا کنید گناه داره طفلی

من دلم تو اون خونه فقط واسه همین بچه میسوزه ک با یه سری تعصب مسخره و مزخرف زدن نفلش کردن فقط هم با من خوبه چون من مخفیانه براش رژ و لاک و گیره مو و خرث وپرت دخترانه میگرفتم میبردم ک کسی ندونه

اگ واسش بد نیست معمولا فست فود بچه ها بیشتر دوست دارن .

اما خیلی دمت گرم من بودم میترسیدم نکنه خونه من حالش بد شه عمرا میرفتم دنبالش

من پرسیدم خدا میدونه فقط،میگه مرگ و میخوام از ۴۵ کیلو وزن این بچه ب ۲۷ رسیده تو این دو هفته

از خودش بپرس ،با چی خوشحال میشه
چی دلش میخواد بیشتر تو جمع خانوادگی باشین بگین و بخندین
لباس های رنگ شاد براش بخرین

چی میشه ک ی بچه ۱۵ساله افسردگی شدید میگیره😖😭😓

سوال های مرتبط