۳ پاسخ

منم مث تو بودم چن ساعت شبو ک شوهرم میومد دوساعت قبلش بیدار میشدم کارامو میکردم و بقیش خواب بودم
خدای قدرتی ب ما داده ،هرچیزی اول بار باهاش برخورد کنی سخته ولی بعدش میفهمی باید چ کنی نترس منی ک هرلحظه داشتم سکته میکردم و پلک رو هم نمیذاشتم بچمم زود ب دنیا اومد از پسش براومدم امروز ب خودم تعجب میکردم خدا چ توانیه ک تو ما زنا گذاشته واقعا
اتفاقی ک اولا برا بچم افتاد و قشنگ سکته کردم امروز دوبار اتفاق افتاد و سریع مدیریت کردم حتی ب شوهرم ک همیشه منو دلداری میداد داشتم دلداری میدادم اصن از کارا خودم هنگ بودم
مطمئن باش از پسش برمیای
اول بار تنها بشوری دیگ تمومه ترسش میریزه
اول بار تنها حموم بدی راه میوفتی و خیلی چیزا دیگ

منم۱۵روزگی اومدم منم توی شهر غریبم در به رومون بسته هیچکسو نمی‌بینیم خدا خودش قدرت میده بهمون

میزاشتی چله ات در میومد بعد میرفتی

سوال های مرتبط