من معلمم و تا عید مرخصی زایمان هستم.
پارسال که مرخصی نبودم برای ارشد از دانشگاه مرخصی گرفتم چون
ساعت کاریم تداخل داشت و از طرفیم باردار بودم
اما امسال چون مرخصی زایمانم میخوام دو روز در هفته دانشگاه رو برم.
فقط با وجود نوزاد دو سه ماهه میتونم؟
کسی شرایطش شبیه من بوده؟
چطوری کلاسارو بچینم که به بچم فشار نیاد و ساعت طولانی تنها نباشه
مورد دوم اینکه چون خانواده خودمم یه شهر دیگه ان بچمو باید بزارم خونه مادرشوهرم اونام راضین و خیلیم استقبال میکنن ولی من با این قضیه مشکل دارم دوست ندارم مدت طولانی اونجا باشه 😕و زحمت بشه چون چندبار که بچه جاریم اونجا بوده مادرشوهرم گفته که آره از صبح بچه رو گذاشتن پیش من و از صبح سرپامو.... نمیخوام درمورد من و بچمم اینجوری بشه
از یه طرفم میترسم دو تربیتی بشه و دیگه منو حساب نکنه
اصلا لپ کلام در کل به جز همسرم، دوست ندارم بچمو تنها بزارم پیش کسی
الانم مثلا جایی برم بیام همش فکرم اونجاس
از یه طرفم چاره ای ندارم و هر جایی مثل دانشگاه یا محل کارم نمیتونم با خودم ببرمش

۳ پاسخ

من خودم معلمم با بچه کوچیک درس میداد ولی اون بچش یک ساله بود زیاد وابسته مادر نبود

منم تا وقتی باردار بودم هر روز میرفتم درس بخونم
الان چون به بچم شیر خودمو میدم و کسی نمیتونه نگهش داره
سه روز در هفته میرم و مجبورم خودم نگهش دارم همونجا

عزیزم به زنای مستقل مثل شماافتخارمیکنم ک دستتون توجیب خودتون.واینک کارت درست بنظرم یای مدت صبرکن یابچه روپیش کسی نزار

سوال های مرتبط

مامان 🤍🐣🐣🤍 مامان 🤍🐣🐣🤍 ۲ ماهگی
خانما خیلی اعصابم خورده دلم میخاد گریه کنم
کن بخاطر اینکه کیسه ابم پاره شد زایمان زودرس کردم و بخاطر نارس بودن گفتن باید ۲۴ ساعته حواستون باشه چون ریه هنوز کامل نبوده خیلی نیاز به مراقبت هست خلاصه من چون تنها نمیتونستم مامانم و مادرشوهرم اومدن کمکم که بشه بیدار موند حالا الان همچنان این روند ادامه داره اما مسئلم اینه که بخاطر این که میان و کمک میکنن خودشون و صاحب بچه من میدونن ینی من یه بوس نمیتونم بچم و بکنم امشب لپ بچم و کشیدم پدرشوهرم بلند با لحن جدی میگه یواااش خب اخه به تو چه ینی من اختیار بچه خودم و هم ندارم ؟؟؟؟
یا مولا میخام بچم و بلند کنم میگن یواش نیفته مراقب باش هی مادرشوهرم میگه اینکار کن اونکار کن ذر صورتی که اصلا هیچی از بچه داری بلد نبود و خودم و مامانم یادش دادیم حالا برا من شده استاااد واقعا اعصابم خورده از طرفیم میگم اگه بگم دیگه نیاد ممکنه نتونم خودم به تنهایی از پس بچه داری بر بیام خیلی حالم بده خیلی تو همه چی دخالت میکنن خسته شدم از اینکه تو هفته ۴ تا ۲۴ ساعت باید با مادرشوهر سر کنم دارم روانی میشم از دخالتشون پروبازیاشون بخدا اصلا دست به کار نمیزنه همین میشینه بچه بقل میکنه نگای در و دیوار میکنه هرچی میگم دوست ندارم بچم خیلی تو بقل بمونه بقلی بشه نمیفهمه از طرفیم میترسم نیاد یه وقت شب خابم ببره خیلی حالم بده نمیدونم چیکار کنم احساس میکنم یکم دیگه این شرایط ادامه پیدا کنه روانی میشم 😭😭😭😭