۲۶ پاسخ

مشکل تو خدا و بچه هات نیستن اطرافیانتو باید عوض کنی

تو این دری وری اعصاب خوردی که ادم داره حرفای دور وریم بدتر حالتو خراب تر میکنن به جا کمک کردن😑

چقدر مینالی دختر یکم شل بگیر درسته یکم سخته ولی بخای نخای همینه اگه یکم ریلکس تر بگیری خودت کمتر اذیت میشی تا ۳یا ۴ ماهه دیگخ روال میاد دستت به مادرت مخاستی بگی من بلد نیستم تو بیا یادم بده کمکم کن بجای منت گذاشتن ناشکری نکن

خدا کمکت کنه🥺🩷

مث مننننن منم دست کمک ندارم عرررر😓😓😓😭 چاره ایی نیست جز تحمل اطرافیان رو ول کن بخصوص خونواده شوهر از خونواده خودت منت بشنوی خیلی بهتر از اینکه از خونواده شوهر بشنوی

میفهمم عزیزم خیلی سخته منم سه تا هستن واقعا درکت میکنم .فقط ازخدا میخوام بهت توان وارامش بده صبربده

هر چی شد فقط احترام خدا رو نگه دار . اون خداییه که هزار جای دیگه دستتو گرفته و تو نفهمیدی .

اگر شکر گذاری کنید نعمتم را بر شما خواهم افزود و اگر ناسپاسی کنید مجازاتم شدید است . ۷ ابراهیم

دیگه اتفاقی که افتاده عزیزم ،کفر نگو یه وقت می بینی خدایی نکرده برا بچه هات مشکلی پیش میاد که دارویی جوابش نباشه ،بخاطر همین نعمت هم خداروشکر کن،ایناهم بزرگ میشن این روزها هم میگذره هیچ وقت روزگار یجور نیس

خیلی زشته یک نفر درددل میکنه حالا اعصابش خورد بوده چیزی گفته خوشتون نیومده دیسلایک میزنین😐یعنی چی؟
دیسلایک به رنجی که داره میکشه؟

من ک نه خواهر دارم نه کسی ک کمکم کنه مامانم بعد از مامان تو اگه دو روز برم خونشون همش کنایه یا مثل میگه بچه اتو بگیر ک فضولی می‌کنه اصلا استراحت ندارم بچه اولم ۲سالشع و حسابی شیطون مادر شوهرم و شوهرم یه کمی نگه میدارن..ای خواهر فقط دعا کن از خودت نمونی وگرنه هیچ کس تو صورتت تف هم نمکنه دیدم ک میگم

روش جلوگیری ت چی بود ک حامله شودی؟

چرا فکر میکنی خدا درد و مریضی میده گلم پاییزه دیگه فصل بیماری واکسن بیاد همتون بزنید والا منم ۲۵ سالمه منم ۳ تا پشت هم دارم عین خودت منم خیلی خستم زیااد ولی هر لحظه میگم خدایاشکرت چون میگذره سومی نبودم میگذشت زندگی همون بهتر که باشه دیگه چیزیه که شده ناشکریو بزار کنار دوروزه زندگی سخته سخترش نکن کاریه که شده تحمل کنیم فقط روزای خوبم میاد

عزیزم‌ناشکری نکن الان‌مریضی شرایط سخت شده ایشالا بچه ها زودتر بهتر میشن بزرگ‌میشن این روز هارو فراموش میکنی
اگه میتونی کمکی چیزی بگیر که یخورده ارون شی

کاش دور و وری خفه شن 😐بقران من عین معتادا شدم خون ریزی روده نمبتونم دفع داشته باشم معدم زود زود سردی میکنه بزرگع شیر خشکیه گاهی از صبح تا غروب یادم میره شیرش بدم همش میاد سمت کوچیکه اذیتش میکنه میترسم ازش

انشالله خدا بهت قدرت وتوان بده. عزیزم

ارهههه منم سومی دارم بخداداغون شدم جریانمدقشنگ عین خودته امروزمریض افتادم دیگه

مامان منم تا اعتراض میکنم میگه میخاستی جلوگیری کنی نیاری یا روزی هزار بار میگه برای چی اوردی هیییی خواهر

اخی بمیرم خسلی سخته من درکت میکنم مبپونم الان چ حسی داری

ای بابا
ب جای اینکه این روزا کنارت باشن
حرفای الکی میزنن

بچه هات چندسال دارن

حرفای بقیه بیشتر ادمو‌اذیت میکنن😭😭جات نیستم اما میدونم‌سخته من یکیشو‌دارم والا ب هیچ کاری نمیرسم تا بخوامدشیرش بدم یساعت طول‌میکشه...
مثل‌خواهر‌شوهر من‌هرلحظه زنگ‌میزنه ب‌بدن بچه روغن‌بزن‌بلدی بچه داری کنی یا بیام‌پیشت🤣🤣گفتم‌بلدم..شوهرم میکه مکه قرار نبود بیایی ی سری بزنی میکه حالا بیینم‌این‌هفته میتونم‌بیام یان

منم خ خسته شدم از زندگی بجای اینکه کمک باشن فقط شعار خوب میدن و هیچکاری برامون نمیکنند...خدا کمکت کنه ...اولاش خ سخته...من همسایه مامانمم به جای اینکه بیاد یه استکان جا ب جا کنه فقط رو مغزم راه میره...

الهییییی عزیزم🥺♥️ انشاالله حال دلت خوب بشه ،ب اطرافیانت توجه نکن

خدا کمکت کنه

سخته واقعا چی بگم

ناشکری نکن شاید اومدن این یکی قراره همچیو درست کنه
من خودم یکی از این بچه ها بودم🥲
اینارو نگو یه وقت خدا صداتو میشنوه پشیمونت میکنه از این حرفا

سوال های مرتبط