۶ پاسخ

نکنه منظورت اسپری کامن؟؟

وای من جات بودم کله شوهرم میکندم

شیر بده بخوره انشالله که چیزی نمیشه

وای منم تو این مورد به شوهرم اعتماد ندارم خدایی
حین حرف زدن چشاش بسته میشه تازه خوابم میبینه 😂
انشاالله که چیزیش نشده نگران نباش گلم

اگه تو چشمش نزده باشه مشکلی نداره
من از دست ارس تمام شوینده هام گذاشتم کابینت بالای اب چکون نجبورم چکارکنم ترس دارم

از دست این حمید😒😒😒میدونی خسته اع گندم میخوابوندی میرفتی

خدا نکنه انشالا چیزی نیست میگی در باز بود دیگ
بمیرم براش

سوال های مرتبط

مامان زندگی🌱 مامان زندگی🌱 ۲ سالگی
و باز هم ماجراهای منو سپهر🤦‍♀️😂 این داستان پشه ی بخت برگشته 🥴
گل پسری بردم حمام یه پشه هم تو حمام بود خلاصه که چشمش خورد به پشه گفت عه مامان پشه منم کاش لال میشدم اون لحظه گفتم آره مامانی پشه هم اومده حمام شامپو بزنه تمیز بشه آشغال نداشته باشه هیچی دیگه حرف از دهن من در نیمده گیر داد به پشه بدبخت داد میزد تو حمام پشه بیا پایین بیا اینجا آشغال داری حالا پشه هم یه جا واینمیستاد از اول حمام میرفت آخر حمام و برعکس اینقدر گیر داد به پشه خدازده که نمیدونم چی شد پشه ی بدخت برگشته سرش گیچ رفت بخار حمام گیجش کرد صدا سپهر رو مخش بود خلاصه افتاد کف حمام سپهر هم خوشحال فکر می‌کرد پشه به حرفش گوش کرده اومده پایین حمام کنه هیچی دیگه شامپو یه جا کف ی جا پشه بدبخت هم زیر کف ها ی جا ولو بود نمیدونستم بخندم چندشم بشه گریه کنم فقط میدونستم بچه ام خوشحاله که پشه به حرفش گوش کرده اومده پایین داره حمامش میده بعد هم به ذوق اومد همه رو برا باباش تعریف کرد نمیدونه اون پشه بدبختو به کشتن داد رفت 🤦‍♀️🥴😂😂😂

پوشک انومالی مولفیکس مای بی بی گهواره بچه زایمان سونو دوقلو دکتر بهداشت قد وزن دورسر کولیک رفلاکس پوشک شیرخشک شیرخشک پوشک انومالی مولفیکس مای بی بی گهواره بچه زایمان سونو دوقلو دکتر بهداشت قد وزن دورسر
مامان جوجه مامان جوجه هفته سی‌وسوم بارداری
امروز دیگه استارت ترک پوشک دخترم رو زدم انشالله خداکنه کنه اذیت نشم.همین اول متوجه شدم ک اصلا بچه با دعوا سروصدا ترسوندن .درست نمیشه ب حرفت نمیکنه بلکه با تشویق زبان نرم ملایم و محبت ۱۰۰درصد بیشتر و بهتر همراهی میکنه.
سری اول تو دسشویی کلی دعوا گریه ترسوندن و... اصلا جواب نداد بلکه لج کرد و پی پی نکرد.سری دوم با تشویق ب چیزی ک دوست داره مثلا شکلات آوردم دادم بهش .محبت و... قشنگ پی پی کرد بدون هیچ اذیتی ن خودش ن من 😊گفتم تجربه مو بزارم شاید ب دردتون بخوره .
اینم بگم ک خاطره خنده داری شد امروز واسمون ،در دسشویی رو بستم گفتم پی پی کن تا بیام بعد ک تموم کرد دیدم در صدا میشه خودشو چسبونده بود ب در رفتم دیدم ۴نقطه مختلف پی پی کرده بود از ترسش چسبیده بود ب در داشت نگاشون می‌کرد درو باز کردم ب من پناه آورد منم اصلا نزاشتم ترس بهش غلبه کنه کلی با ذوق تشویق و هورا سریع شستم رفتن تو چاه گفتم رفتن پیش مامانشون سریع همون لحظه ک تو دسشویی بود رفتم واسش شکلات آوردم خودشم کلی ذوق کرد خوشحال شد بعدشم شستمشو آوردمش بیرون ،امیدوارم ادامه دار باشه ولی واقعا حوصله میخواد😮‍💨😩