۲ پاسخ

تو خونه کار کردن سخته بری بیرون برامن راحت تره البته

کارتون چیه عزیزن

سوال های مرتبط

مامان ارغوان مامان ارغوان ۱ سالگی
مامانای قدیمی می‌گفتن من برای بچم میمیرم
ولی مامانای الان میگن من برای بچم می‌جنگم من برای بچم تلاش میکنم
مامانای قدیم میگفتم یکم پول از همسرم میگیرم میرم برای بچم یکم خوراکی میخرم
ولی مامانای الان می‌جنگم تلاش میکنم سختی می‌کشه بی خوابی میکشم که بچشونو ب ارزوهاشون میرسونن
مامانای قدیم ..من برای بچم غذا میپزم من برای بچم کار میکنمولی مامانای الان با وود کار های خونه درخانه هم کار میکنم اندازه مردشون کار میکند که بچشون و خودش توی رفاه باشند دستشون پیش شوهرشون باباشون برادرشون دراز نباشه
من خودم خیلی خیلییییی زیاد پیش شوهرم خم شدم خیلی عذاب کشیدم همش اشک ریختم نذاشت درس بخونم نذاشت کار کنم
اما من کم نیاوردم من میتونم من هزار برابر کار میکنم .من الان تلاش میکنم قوی شدن فقط و فقط بخاطر دخترم من از ۱۴سالگی ازدواج کردم و ب هیچکدوم از آرزوهام نرسیدم پلی دخترمو میرسونم
اره خواهرم تلاش کن تلاش خیلی خوبه خیلیییی
فقط با ۱۹۹تومن میتونی توی خونه از روزی یک میلیون تا ده میلیون درآمد داشته باشی
مامان دختری❤️ مامان دختری❤️ ۲ سالگی
مامانا شما شبا هیت میرن
قربون امام حسین برم بخدا من خیلی به این ماه معتقدم ولی از بچم که واجب نیس
توی این مدت من اصلا بیرون نرفته بودم شبا قبل اینکه بچه داشته باشیم هر شب می‌رفتیم با همسرم ولی الان دوسال خیلی سختم میاد برم امشب اولین شب از محرم بود که رفتیم بیرون همسرم 11نیم از سرکارامدش رفتیم بیشتر مراسم داشت تموم میشود هوا یکم سرد بود منم نمیدونستم دخترم لباس کم بود امیدوارم مریض نشه چون آمدیم خونه هم بی حال بود همسرم میگه خوابش میاد حتما
منم گفتم از فردا شب من نمیام از بچم که واجب نیس خواب به هم ریختش الان ب زور خوابوندم شکمش صدا میداد همچین نگرانم
داخل هیت مامانای بودن بچه های کوچیک آورده بودن بعد موقع آمدن بیدارشون کردم طفلکی ها اینقدر گریه میکردن
مادر هم بیخیال آمده بود بیرون چای میخورد من همش حرص میخورد به همسرم میگفتم بچه که گناهی کرد خوب چای نخوره یکم زود بره خونه بچه بخوابونه
امشب ما هم اینگونه گذشت شما چطورین هست میرین