تجربه ی از شیر گرفتن پسری
من قبلاً یه بار یک سال وشیش ماهگی اقدام کردم برای از شیر گرفتنش اما ناکام موند دارو زدم اولش خورد دید تلخه اولش یه کم بدش اومد اما چندبار زدم دیگه بی خیال تلخیش شد وهمونجوری تلخ خوردش 😑
و تجربه ی بعدی همین پنج روز پیش بود .یه دفعه تصمیم گرفتم از شیر بگیرمش رفتم چسب زدم اومد بخوره دید چسب روشه بعد خیلی راحت مثل آب خوردن چسب رو کند چیه خنده ی پیروزمندانه تحویلم داد😏خلاصه وقتی دیدم دارم شکست میخورم از نیم وجبی برخلاف میلم فلفل تند زدم نوک سینه ام 🥺دهنش سوخت و دوباره اومد دوباره دهنش سوخت و اینگونه بود که از شیر گرفتم دوروزم چسب زدم روش دیگه نیومد الآنم تا میاد سمتم میگم آمده ودیگه نمی یاد هروقت گریه میکنه بهش یا یه تیکه هندونه میدم یا شیر طعم دار می خواستم شیر ماجان بگیرم اما پیدا نکردم بخاطر همین بهش شیر طعم دار میدم خدارو شکر بعد از سه روزم سینه هام ورمش خوابید سوتین نزنید راحت‌ترین

۵ پاسخ

لطفا بگو درد سینه رو چیکار کردی

منم بافلفل گرفتم سومین روزمه

منم نهم این ماه از ظهرش شروع کردم ندادم تا شب کلی بازی اینا کردیم و هرازگاهی اسمشو میگفت باز سرشو گرم میکردم ،شب هم با گوشی و خوراکی اینا رو پام میزاشتم میخابید نصف شبا هم تا بیدار میشد زود میزاشتم باز رو پام و اب میدادم دوباره زود خابش میبرد، روزا هرازگاهی باید کلا سرپا میبودم چون میشستم میومد سراغم ک بازش میکرد ک مجبور شدم دو سه باری پودر سیر بزنم و از بوش طرفش میومد هم قیافشو کج و کوله میکرد و میرف کناربعد دو سه روز از پا درد خابم نمیبرد ک چهارمین روزش دیگه نزاشتم رو پام کنارم دراز میکشید و گوشی نگاه میکرد اب خوراکی اینا میخورد تا خابش ببره .خداروشکر اصلا بغل نکردم نصف شبا اینا هم تاااااا الان ک دیگه هم سینه ام خالی شده و هم اینکه شبا دیگه بیدار نمیشه هرازگاهی خیلی هم ناله میکنه تو خاب و باز خودش میخابه ،فقط اینکه با گوشی میخابه هنوزم ک اونم از سرش بندازم راحت میشم،

شیر ماجان سوپری ها و داروخانه ها دارن

اع من دوشیدم روزی یه بار و تو حموم دستمو بالا می‌بردم و دورانی ماساژ میدادم تا چک کنم سینمو بعد میدوشیدم بعد قرص خوردم یک هفته .الان یه سینه نرم و نازک دارم و راحت رو سینم دراز میکشم

سوال های مرتبط

مامان نویان مامان نویان ۱ سالگی
سلام مامانا من بالاخره موفق شدم و پسرمو از شیر گرفتم خواستم تجربه مو بگم شاید به دردتون بخوره من ۶ روزه پسرمو از شیر خودم گرفتم
پسر من خیلی خیلی به شیرمن وابسته بود در حدی که اصلا نشد تدریجی کمش کنم و دوهفته پیش هم که اقدام کردم نتونستم از شیر بگیرمش اشتباهی که دفعه پیش کردم با اینکه تلخک زده بودم چسب قرمز زدم روش ولی دلم نیومد چو تلخه دهنه بچه بگذارم اونم فکر کرد من نمیخوام بش شیر بدم و انققدر برای خواب ظهر ضجه زد که دلم سوخت و بش دادم این بار تلخک زدم گفتم ممه مامان تلخ شده برخلاف همیشه که سینه را کامل میگذاشت تو دهنش زبونشو زد دید تلخه رفت یک ساعت بعد هم دوباره اومد و همین کارو کرد منم برای اینکه طعم دهنش عوض بشه چند قطره آب مربا بش دادم ظهرش بدون شیر بعداز نیم ساعت بازی تو رختخواب خوابید شبم همینطور
و تا الان نسبتا کنار اومده ولی هنوز شبا بیدار میشه میگم ممه مامان تلخ شده آب میخوره یکمم غر میزنه و میخوابه
سینه هام روز دوم سفت شد رفتم زیر دوش آب گرم دوشیدم و فقط در حدی که سبک بشه و شب سوم با شیر دوش کامل سینه هامو خالی کردم الان نرمه ولی فشار میدم یه کوچولو شیر ازش میاد
اینم بگم با اینکه شیر دادن برام به خاطر زخمای اول زایمان که تا ۲ ماه ادامه داشت خیلی لذت بخش نبود و برای از شیر گرفتن لحظه شماری میکردم ولی شب اول و دوم خیلی غصه م شد