سلام مامانا من بالاخره موفق شدم و پسرمو از شیر گرفتم خواستم تجربه مو بگم شاید به دردتون بخوره من ۶ روزه پسرمو از شیر خودم گرفتم
پسر من خیلی خیلی به شیرمن وابسته بود در حدی که اصلا نشد تدریجی کمش کنم و دوهفته پیش هم که اقدام کردم نتونستم از شیر بگیرمش اشتباهی که دفعه پیش کردم با اینکه تلخک زده بودم چسب قرمز زدم روش ولی دلم نیومد چو تلخه دهنه بچه بگذارم اونم فکر کرد من نمیخوام بش شیر بدم و انققدر برای خواب ظهر ضجه زد که دلم سوخت و بش دادم این بار تلخک زدم گفتم ممه مامان تلخ شده برخلاف همیشه که سینه را کامل میگذاشت تو دهنش زبونشو زد دید تلخه رفت یک ساعت بعد هم دوباره اومد و همین کارو کرد منم برای اینکه طعم دهنش عوض بشه چند قطره آب مربا بش دادم ظهرش بدون شیر بعداز نیم ساعت بازی تو رختخواب خوابید شبم همینطور
و تا الان نسبتا کنار اومده ولی هنوز شبا بیدار میشه میگم ممه مامان تلخ شده آب میخوره یکمم غر میزنه و میخوابه
سینه هام روز دوم سفت شد رفتم زیر دوش آب گرم دوشیدم و فقط در حدی که سبک بشه و شب سوم با شیر دوش کامل سینه هامو خالی کردم الان نرمه ولی فشار میدم یه کوچولو شیر ازش میاد
اینم بگم با اینکه شیر دادن برام به خاطر زخمای اول زایمان که تا ۲ ماه ادامه داشت خیلی لذت بخش نبود و برای از شیر گرفتن لحظه شماری میکردم ولی شب اول و دوم خیلی غصه م شد

۷ پاسخ

خوش به حالت

تلخک . خوردو ولی. حاضر. نشد. جدا. بشه. خودم مات موندم

آخی عزیزم به سلامتی
چقدر خوب که این مرحله رو رد کردی
آره حق داری آدم دلش میگیره دوران شیردهی تموم میشه
ایشالا بیای تجربه مدرسه رفتنش رو بگی ❤️

به سلامتی،مرسی که تجربتوگذاشتی

وای منم دیشب شروع کردم ب گرفتن نیم ساعت گریه کردم بکوب
ولی آخرش طاقت نیاوردم یکبار دادم بهش
الان بیدار بشه نمیدم🥲نمیدونم چیکار کنم خیلی سخت شده

منم پسرمو ۱ هفته هست گرفتم روش چسب زدم گفتم دودو شده باید بریم دکتر دیگه شب ها واسش قصه گفتم و تابش دادم تا خوابید شب اول و دوم یکم سخت بود اما از شب سوم باهاش کنار اومد و خودش میخابه

به سلامتی عزیزم خدا حفظش کنه برات

سوال های مرتبط

مامان 🥰mahlin🥰 مامان 🥰mahlin🥰 ۲ سالگی
امروز دهمین روزیه که دخترمو از شیر مادر گرفتم
اگه بخوام از تجربه ام بگم ، باید بگم که اصلا اونجوری که فکر میکردم سخت نبود و خیلی راحت این مرحله رو رد کردیم خداروشکر
دختر من از صبح تا شب شیر میخورد و وابسته بود فکر نمیکردم بتونم راحت بگیرمش اهل شیر خشک و پستونک هم نبود از همون اول فقط شیر خودمو خورده
روشی که از شیر گرفتم هم اینه : من کاملا یهویی گرفتم
به سینه هام چسب زخم و رژلب و لاک قرمز بصورت ضربدری زدم و هروقت ممه خواست بهش نشون دادم گفتم ممه اوف شده اه اه شده ، رفت دوباره یه ساعت بعد اومد بازم همینکارو کردم ، هروقت بهونه گرفت بهش خوراکی دادم و سرشو گرم کردم ، مدام بهش غذا و خوراکی و میوه دادم که کاملا سیر باشه
بردمش پارک و سرشو گرم کردم و اینم بگم که خداییش خودشم خوب همکاری کرد ، فقط شب سوم خیلی گریه کرد دلم براش کباب شد گذاشتم رو پاهام و خابوندمش و اینطوری شد که الان ده روزه گرفتمش هفته اول زیاد یادش میفتاد ولی هرچی میگذره کمتر یادش میفته
خلاصه از شیر گرفتن ماهلین خانومم بخوبی و خوشی انجام شد خداروشکر🥰
#شیرمادر#فرزند_پروری_#کودک#شیر#از_شیر_گرفتن
مامان هلین مامان هلین ۲ سالگی
مامان آنیتا🐣 مامان آنیتا🐣 ۳ سالگی
❤سلام دوستان من اومدم با نجربه از شیر گرفتن دخترکم❤
امروز شد یکماه که دختر قشنگمو از شیر گرفتم .....
قبلش روش های تدریجی رو زیاد امتحان کرده بود ولی نشد که نشد ...
دخترم به شددددت واابستا بود به شیرم
یه روز صبح انقد شبش دختم شیر خورده بود تا صبح ،صبحش که بیدار شدم سردرد افت فشار دلدرد شدید گرفتم و اونروز دوبار سرم خوردم ...
از شدت فشار شیردهی همیشه ضعف و بیحالی داشتم البته نووووش جاااانش❤ با اینکه از نظر غذا و مکمل خیلی میرسیدم به خودم ولی نه خودش خواب داشت نه من همش تا صبح ممه دهنش بود
سرتونو درد نیارم،فردای روزی که سرم خوردم از خواب که بیدار شدم چسب برق زدم به سینم و تصمیم گرفتم که دیگه شیرررر تمامممممم...و باهاش حرف زدم .توضیح دادم که دیگه نمیتونه شیر بخوره .سرگرمش کردم .غذا و میناوعده هایی که دوست داشتو درست کردم و حواسشو پرت کردم تا شب .شب اول چند بار بیدار شد بغل کردم آب دادم بهش رو پا گذاشتم لالایی گذاشتم براش .شب دوم هم همینطور و اینکه دیگه از شب سوم یه بار بیدار شد اونم ماساژ دادم کمرشو خوابش برد .کلا سختیش سه روز بود هم واسه خودم هم واسه بچه ،من تو اون سه روز اصصصصلا حتی تو خواب شیر ندادم شیرمم ندوشیدم به شدت سینم سفت و درد ناک شد ولی کوتاه نیومدم ،از روز چهارم پنجم کم کم سینم شل شد دردش کم شد و تقریبا اوکی شدم دخترمم غذا خوردنش بهتر شد خداروشکر 🥲❤
مامان آنیسا 🌸 مامان آنیسا 🌸 ۲ سالگی
اگه خدا بخواد فردا میخوام دخترمو از شیر بگیرم خیلی به سینه وابسته هست استرس دارم میترسم اذیت بشه ترس اصلیم هم شب واسه خوابه چون کاملا با سینه می‌خوابه و نصف شبا هم حداقل ۴ ، ۵ بار بیدار میشه شیر میخوره می‌خوابه با اینکه قبل از خواب هم بهش غذا میدم باز هم واسه شیر بیدار میشه خیلی سعی کردم شیر شب رو قطع کنم ولی اصلا نتونستم هر کاری هم کردم تدریجی ازرشیر بگیرمش باهام همکاری نکرد چند ماهه میخوام شیرشو کم کنم ولی اینقدر گریه میکرد تا بهش ممه بدم . بعد اینکه دخترم خیلی کم غذا هست بزور و به سختی بهش غذا میدم اگه یکم بخوره بعد از شب یلدا میخواستم از شیر بگیرمش که مریض شد توی دی ماه هم میخواستم بگیرمش باز مریض شد نتونستم خدا کنه این دفعه دیگه مشکلی پیش نیاد البته توی همین چند ماه هم هرکاری کردم شیرشو کم کنم آروم آروم قطع کنم نشد اصلا باهام همکاری نکرد مجبورم یک دفعه ازش بگیرم .
برام دعا کنین بچم اذیت نشه همکاری کنه از شیر بگیرمش خودمم خیلی خسته شدم خدایا کمکم کن
مامان هدیه ماندگار 💙 مامان هدیه ماندگار 💙 ۲ سالگی
مامان امیرعلی😍 مامان امیرعلی😍 ۲ سالگی
مامانا سلام
اومدم تجربه از شیر گرفتن پسرمو باهاتون به اشتراک بذارم بلکه به درد کسی بخوره چون خودم خیلی از این مرحله وحشت داشتم
۲۱ ماهگی از شیر گرفتم چون دائم وصل من بود و اصلا غذا نمی‌خورد بعدم چون باید از اول مهر برم سرکار مطمئن بودم اگر تا ۲ سالگی اش که آذر میشه بخواد شیر بخوره اونجوری خیلی براش سخت تر میشه چون پیشش نیستم ولعش بیشتره
من به روش تدریجی ۴ در ۴ گرفتم
اینم بگم چون پسرم بسیار نق نقو و وابسته به شیر بود این روش خیلی خوب بود . اگر یهویی میگرفتم ازشیر مطمئنم خیلی عصبی میشد
صبح که از خواب پاشد دنبال سینه بود که دوباره بخوابه ولی هب بهش ندادم تا ظهر بعد به تدریج از ظهر تا عصر بعد عصر تا شب بعدم دیگه کامل ندادم
(از یکسالگی به بعد شیر شب نخورد)
وقتی می امد سراغم با بازی سرشو گرم کردم اصلا هم دراز نمی‌کشیدم یا نمینشستم که نیاد سراغ شیر
وقتی هم میامد دنبال شیر، میگفتم لالاکرده الان نمتونی بخوری
چسب ۵ سانتی هم زدم روش که اگر دید بفهمه تغییر کرده
(با توجه بهنظر روانشناسا نباید تلخک زد یا سینه را وحشتناک کرد چون منبع ارامش بچه بوده و بهش حس عذاب وجدان میده که چون من اینو خوردم اینطور شده)
البته که هرکس بچه اش را بهتر میشناسه و نمیشه کامل مطابق نظر روانشناسا پیش رفت بخصوص امثال من که بچه شیطون و نق نقو دارن
الان با خوابوندنش درگیرم که هنوز عادت نکرده بدون شیر بخوابه