۱۵ پاسخ

چه خوب شد گفتی دلم میخواست بدونم کجا میشه بگذاره...
خدا بهت صبر بده
معلومه خونتون هزار تا جای مناسب براش داره ، خونه ما اونجوری نیست
شاید چون دسترسی به اتاق ها با در حال بسته جدا شده...

رفتم خونه خواهرم سریع کنترلشونو گم کرد
هی دنبالش گشتن، گفتم نگردین یکی دو هفته دیگه به بعد پیدا میشه
جایی نمیزاره که جلو چشم باشه
تا اینکه مادرم خونه خواهرم خوابیده بود
رخت خوابا رو که آورده بودن ، توی یه پتو قایم کرده بود و پیدا شد
خونه خودمون ماه ها کنترل نداریم

اون جوجه رو باید درسته قورت داد انقدر نمکه😍😍😁😁
ماشالا

خودش میدونسته کجاست🤣🤣🤣راحیلم میدونه ی چیز کجاست ولی میگه نمیدونم

ازش بپرسی نمیگه کجا گذاشتم؟‌ چون پسر من میگه قشنگ. اگرم خراب کرده باشه خودش میگه خراب کردم اشکال نداره

آفرین به تلاشت 😀👌👌
ببین کنترل ماهواره ما یک ساله گم شده. هر چند هفته یه بار شوهرم یادش میفته میگه اون کنترل چی شد؟
واقعا چی شد!!؟؟؟

دخترم منم یه بار کنترل رو لای درز مبلا قایم کرده ، فرداش گفتم کنترل کو ، سریع رفت آورد 😁

منم اعلان نشسته بودم صدا استارت ماشین امد. دویدم دم پنجره

بعلع ماهلین وحلما سویچ برداشتن رفتن ماشین روشن کنن چرااا

چون ساک بستیم بریم مسافرت گفتیم بعد شام بریم اینها اسرار دارن زودتربریم

دختر من قائم میکنه بعد بهش بگی خودش میدونه کجاس میاره😂😂یه بار دنبال پماد بودم گفتم ندیدی گفت نه ..یهو چند لحظه بعد انگار یادش اومد گفت چرا چرا دویید اورد😂😂

چند بار به خودش میگفتی می‌آورد میداد پسرم هرچیزی قایم میکنه چند بار که بگم لازم دارم بیار میره خودش میاره

و منی که هنوز پیدا نکردم بالغ بر ۳ماهه🫠🫠🫠🫠🫠خداروشکر تلویزیون دوتا کنترل داره

اره پسرمنم دسته کلیدایه باباشو که کلیدایه خونه کلید زمین کلید یدک ماشین.کلید انباری سرکارش همه رو گم کرد دوهفته بعد توی فلاکس که تویه یکی از کابینت هایه کم کاربرد بود پیدا شد اونم می‌خواستیم بریم بیرون شهر گفتم فلاسک بردارم

ای خدااا 🤣🤣🤣🤣

نفس عمیق بکش خواهر🤣🤣🤣🤣

😂🤣🤣🤣🤣🤣🤣😂🤣🤣😂

سوال های مرتبط

مامان کامیار و لیانا مامان کامیار و لیانا ۳ سالگی
سلام مامان های عزیز
این روزها خیلی حال خرابی دارم نمی‌دونم چکار کنم؟
بچه ها خیلی اذیتم میکنند. اصلا نمیذارن که من یه لحظه هم بشینم وقتی موقع خواب میشه پسرم با این که چند لحظه قبلش بهش آب دادم بازم میگه آب می‌خوام. بعد تا میام دراز بکشم میگه برام کرم دست بزن بعد دوباره این کار رو که انجام میدم میگه پتوی صورتی روی من بنداز. دخترم هم که نمی‌ذاره یه لحظه هم بشینم. از اون طرف هم شوهرم مدام از من ایراد میگیره . و حتی روز پنجشنبه موقع نماز خواندن پسرمون اومد دور و برش و بپر بپر میکرد که شوهرم اذیت میشد منم داشتم غذا درست میکردم که یک دفعه دیدم شوهرم بچه رو زد منم خیلی عصبانی شدم چون بارها بهش گفته بودم بچه رو نزن. بعد اومدم خیلی یواش به بازوی هسرم زد ولی اون اومد من رو خیلی کتک زد و الان همه جام کبوده و درد می‌کنه. کلا این روزها خیلی حالم داره از همه چی بهم میخوره. بارها فکر خودکشی اومده تو ذهنم بخاطر بچه ها کاری نکردم. خیلی خسته هستم خیلی. اصلا نمیتونم خشمم رو کنترل کنم. مدام خودزنی میکنم. نمی‌دونم چکار کنم خیلی حال خرابی دارم. تو رو خدا نصیحتم نکنید اصلا ظرفیت ندارم فقط من رو راهنمایی کنید
این نون رو هم امروز درست کردم.
مامان بهاره مامان بهاره ۴ سالگی
سلام مامانای عزیز
دخترم 2سال و 6ماهشه از وقتی دوسال شد ی اخلاقای بدی گرفت که دیگه به زور تحملش کردم تا الان (لجبازی میکنه جیغ گریه و..)ولی الان چیزی که نگران کننده تر شده برام اینه که تو این مدت از من و باباش (مخصوصا باباش)خیلی دور شده سرش داد میزنه همش میگه بوسم نکن برو اونور و...ولی من ب شوهرم میگم صبر کن ان شاالله درست میشه خونه ما آپارتمانه و با مادرشوهرم واحدمون رو ب روی همه و دخترم هرشب گریه و جیغ می نه که من باید برم پیش مامانی بخوابم و ما ز زور میاریمش پیش خودمون که عادت نکنه یا عموش وقتی کاری بکنه همش سرش داد میزنه احساس میکنم حال روحی روانی دخترم داره خراب میشه من هیچ خانواده ای یا آشنایی اینجا ندارم که برم پیشش تا دخترم آرامش پیدا کنه یکم فقط گیر کردیم تو این خونه پس فردا قراره برم پیش مامانم از الان دخترم خوشحاله باباش میگه دلت تنگ نمیشه برام میگه نه
دیگه نمیدونم باید چیکار کنم با برادرشوهرم قهرکردم بابت اذیت کردن دخترم ولی بازم چون غریبم اینجا ول کن نیست همش اذیت میکنه با کاراش شوهرمم اصلا از ترس مامانش حرفی نمیزنه
ممنون میشم راهنمایی کنید