۱۹ پاسخ

هی خدا کاش یه آمپولی اختراع میشد درک و شعور رو به آدما تزریق کرد

من یه بار کلا مادرشوهرم دخترمو بغل کرد دیدم گردن شو درست نمیگیره موقع بلند کردن یه لنگه پاشو میگیره بلند میکنه بهش گفتم چه وضع بغل کردنه دیگه دست نزد کلا .بقیه ام که کلا نذاشتم بیان ببینن چه برسه به بغل کردن.رودروایستی ندارم باکسی بچه خدای نکرده چیزیش بشه کسی میاد گردن بگیره؟کسی دلش میسوزه؟اصلا این چیزا دیگه فایده ای داره؟

مشکل منم هس از الان دارم حرص میخورم 🥺میدونم اون موقع خدم دیونه میگنم از بس حرص بخورم منم هرجا رفتم ن بغل کردم ن بوس

برخورد جدی با هر حرکت آسیب زا وظیفه ی مادره
و تمام
به وظیفه تون واقف باشین

دلم میخاد این کلیپایی که میگن بچه رو نبوسید و بغل نکنید و برا بعضی ادما ی اطرافم بفرسم یکم درک و شعور پیدا کنن 🫨🫨🫨🫨🫨

من باز پسر یکم بغلی بود چون بچه اولم بود ولی وقتی بچه دوم اومد پسرمم نمیزاره بغلش کنیم واسه همین کلا دخترم از بغل بدش میاد همش میخاد اذاد باشه برای همین جایی که میرم برام مهم نیس میگم وقتی بچرو بغل میکنن و شروع میکنه به غرغر کردن میگم بدش میاد از بغل کردن بزارش زمین میخواد آزاد باشه

دقیقا منم از الان استرس اینو دارم که بچمو بغل کنن یا بوسش کنن مخصوصا فامیلای شوهرم که همشون تبخال میزنن

وای خدای من فک کنم باید کلا بچمون بغل خودمون باشه

من خودم ۳۰ سالم هم نیست مشکل ضعیف بودن کمر دارم، مشکل گردن دارم از مچم درد میکنه تا گردن و کتف و شانه
کمرم درد میکنه جدیدا هم همش تق تق صدا میکنه کمرم خیلی بدتر شده
میدونین چرا؟؟ چون وقتی نوزاد بودم عموهام از روی علاقه منو همش پرت کردن بالا یا مثلا برای خنده منو آویزون کردن به میخ یا روی دستشون منو ایستاده نگه داشتن در صورتی ک من فقط ۳،۴ ماهم بوده

یا خدا
ی ترس ب ترسان اضافه شد

بچه روبغل کسی نده بگودکترگفته

خدایا خودت رحم کن

یا ابلفضل🥲🥲

به نظر من اگر هم میدین داشت اذیتش میکرد بچه رو بگین من که میگم برام مهم نیس،کیه اگر هم داشته باشن اذیتشون کننه بچه هامو بچه رو میگرم میگم وای خوابش میاد مثلا به بچه هام که اصلا ندین اصلا نزارین بغل کنن اگر هم خواستن بزور بغل کنن شما باز بهونه الکی بیارین هیچ اشکالی نداره بهتره که بچتون خدای نکرده یک بلایی سرش بیا چون معمولا بچه ها یکم قانع میشن ولی متأسفانه بزرگها نه یکم بدین بغلشون بعد زود به یک بهانه ای ازشون بگیرین

ای خواهر کیه که گوش کنه
سر جشن بدنیا اومدن دخترم بچه جاریم ۴ سالش بود ما رفتیم عکس دست جمعی بگیریم بچه رو گذاشتم رو زمین بچش گفت بده بغلم ندادم تا کی قهر کرده بودن بخاطر همون بغل ندادنه انتظار داشتن بچم هنوز یه ماه نشده رو بدم بغل بچش بعد مامان جاریمم دعوت بود گفت همه بچه ها دست آیسان بزرگ شدن قشنگ میگیره بغلش🙄
تا این بچه من بزرگ شد قشنگ پیر شدم انقدر که همه چی بهش برمیخورد همیشه هم نصف سال بچش سرماخورده بود حتی مدرسه رفتنی هم شد بدتر دائم از اول در حال بوس کردن بود هرچی به بچش میگفتم فقط درصورتی که من حواسم بود بوس نمیکرد رومو اونور میکردم بوس میکرد انقدر حرص میخوردم خودشم که گاوتر اصلا متوجا نمیشه بدیشم این بود خونشون طبقه پایین مادرشوهرم بود هروقتم میرفتم بچش میومد بالا😑
حالا خود جاریم سر جشن بدنیا اومدن بچش بچه رو گذاشته بود تو کریر حتی دست مادرشوهرم نداد😐😐

این خیلی بی فرهنگ بوده اخه بچه ی دوماهه رو بالا پایین میکنن
من بچم تا چند ماهگی تو آغوشی میدادم اگه کسی میخواست بغل کنه
میگفتم حتی از آغوشی در نیارید که دستشونم به بدنش نخوره
خب بچه نرمه
من حتی همسرمم بچه رو بدون آغوشی بغل نمیکرد
وقتی هم که دیگه سفت شد و گردن گرفت خیلی آروم میدادم میگفتم یواش بغل کنید

وای چقدر بد نه باید بگی بچه کوچیکه نمیتونم بدم بغلتون اذیت میشه بزار ناراحت بشن سلامتی بچه مهم تره تا ناراحتی اونا

وای من مادرشوهرم اینجوری میکرد دخترم به دنیا اومدنی میداخت هوا میگرفت میگفت بوه باهوش مبشه چقدر حرص خوردم و گریه کردم شوهرمم هر چی میگفت گوش نمیداد

😱😱😱

سوال های مرتبط