۱۰ پاسخ

تاپیک گذاشتم گلم تجربمو دوست داشتی ببین

منم یک هفتس گرفتمش.یدفعه ای گرفتمش دخترما خیلی دلم به حالش سوخت ازسراجبارچون بستری شدم چندروزاول خیلی اذیت کرد.ولی بازم ازاون چیزی ک فکرش میکردم راحتتربود

تدریجی گرفتم ۶روزاول افتضاح سخت بودرفته رفته بهترمیشه

بعضی موقع هام خیلی اسرار میکرد میگفتم اوف شده درد میکنه نمیتونم بدم به مرور عادت میکنه اگه شیر شب میخور تو خواب اون خیلی سخته

روشش همینه هر وقت خواست بهش خوراکی هایی که دوس داره بدی یا حواسشو پرت کنی یه چیزم خیلی مهمه اگه با شیر میخوابه سعی کن قبل خواب بهش ندی مثلا اگه تو اتاق شیر میدادی میخوابوندی تو پذیرایی بده یکم سر گرم کن بعد با لالایی بخوابونش

من نمیدونم تدریجی بود یا یهویی 😅 تقریبا یه هفته قبل از اینکه شیرش بدم اول خوب سیرش میکردم بعد تو بغلم میگرفتم میگفتم تو دیگه بزرگ شدی بزرگا میمی نمیخورن و اگه زیاد میمی بخوری تلخ میشن اوف میشن درد میان دیگه یه ظهر میخواستم بدون شیر بخوابونم قطره تلخک از داروخونه گرفتم زدم سیرش کردم گفتم میمی اوف شده درد داره اولش گوش کرد ولی نمیتونست بخوابه زبون زد دید تلخه دیگه حرف زدیم داستان گفتم گفتم بوس لالایی بده دیگه چشماتو ببندی لالا میکنی همین شد دیگه سمت میمی نیومد دیگه نخواست فقط عادت کرده میاد تو بغلم حرف میزنیم بوسش میکنم چشاشو میبنده میخوابه
یک سال و هفت ماه بود گرفتمش دیگه خوابش راحت تر و عمیق تر و آروم تر شده

منم تدریجی گرفتمش بهونه گیر نق نقو و بخواب شده بشدت در برابر خواب مقاومت میکنه. بعد جالب اینجاست دختر من پستونک رو قبول نکرد از روز اول متولد شدن حالا ی بطری نی دار داره گیرررررر داده به اون شبا با اون میخوابه
ولی روز تو تاب ریلکسی میخوابه

تدریجی گرفتم خوب بود خداروشکر

شبای اول دخترم اذیت میشد چون عادت داشت تو شیشه نصف شب آب میخورد یا شیشو بغل میکرد میخوابید
من با لیوان بهش آب میدادم روزا هم اصلا اذیت نمیکرد برای شیر بهش غذا زیاد میدادم گشنه نمیشد بعد دو سه روز یادش رفت

منم همینجوری گرفتمش. الان یک هفته س

سوال های مرتبط