۱۶ پاسخ

خب دیگ اینجا ازش تعریف کردی از فرق لجبازترین و بدقلق ترین بچه دنیا میشه😂

اي جانم اقا پسر دقيقا برعكس پسره من ولي منم دلم براش ضعف ميره با اينكه سه هفته اس يه خواب راحت نداشتم تنشون سلامت باشه انشاالله

دختر من خیلی اذیتم کرد از روز زایمان گرفته تا شیر خوردن و افتادن ناف و نحوه خوابیدن و راه رفتن و...الانم خیلی شره و اذیتمون میکنه اما خیلی باهوشه. من هیج وقت سرش داد نمیزنم و خیلی کم دعواش میکنم چون لج میکنه و کارشو بد تر تکرار میکنع .چند باری شده بی صدا و آروم نشستم و از دستش اشک ریختم مثلا امروز .دخترم برام دستمال آورد انقدر بوسم کرد اشکامو پاک می‌کرد با حولش ‌.فهمیدم چقدر دوسش دارم و دیگه تو این دنیا تنها نیستم حداقل یکی هست که از گریه و ناراحتی من ناراحت میشه و اشکمو پاک میکنه و خیلی خوشحال ترم که قراره دو تا بشن و من هیج وقت احساس تنهایی نخواهم کرد

خدا حفظش کنه

خداحفظش کنه برات ....هزار ماشالله

بچه ها سه دسته ان بچه های آسون متوسط آسون
خواهرزاده منم دقیقا مثل گل پسر شماست بهش گفتن نورا جان پستونک نگیر پستونک مال نی نی هاس دیگه نخورد
نورا جان بزرگ شدی با لیوان شیر بخورد خودش همین جمله رو تکرار کرد
نورا جان هر وقت دستشویی داشتی بگو دیگه نباید پوشک بشی 🤣🤣🤣

ای جونم ماشالله بهش
خداحفظش کنه برات عزیزم🥹🫶🏼🫂

ای جانم خدا حفظش کنه برات 😘پسرمنم دراز میکشه پیشم دست میزاره گردنم همش بوسم میکنه تا بخوابه🥲وقتی هم روزا بخواد بهونه بگیره میگمش پاهام اوف شدن میبینی دستم میگیره 🥲

میشه بیاد با زبونی ک خودشون متوجه میشن با دخترم چند جلسه صحبت کنه 😂😂😂😂😂
اخه دختر من همه چیز باید زورکی باشه همشم درحال گریه و نق زدن بود و هست

دقیقایکی ازقل های منم همینطور مستقل بو ازاول سرهیچ چیزی اذیتم نکرده جز کولیک که اونم دست خودش نبود 😍😍

پسرتو نگه دار برا من ، من برم کارای اداریشو انجام بدم یه دختر بیارم 😍😍
داماد به این اقایی

آفرین پسر قشنگم .ماشاالله

خدا حفظش کنه 😘❤️

ای قربونش ک از الان انقد آقاست خدا حفظش کنه

خداحفظش کنه برات عزیزم

خداحفظش کنه برات عزیزم...بچه ها فرشته هستن .ایشالله همیشه تن همشون سلامت باشه

سوال های مرتبط

مامان آنیتا🐣 مامان آنیتا🐣 ۳ سالگی
❤سلام دوستان من اومدم با نجربه از شیر گرفتن دخترکم❤
امروز شد یکماه که دختر قشنگمو از شیر گرفتم .....
قبلش روش های تدریجی رو زیاد امتحان کرده بود ولی نشد که نشد ...
دخترم به شددددت واابستا بود به شیرم
یه روز صبح انقد شبش دختم شیر خورده بود تا صبح ،صبحش که بیدار شدم سردرد افت فشار دلدرد شدید گرفتم و اونروز دوبار سرم خوردم ...
از شدت فشار شیردهی همیشه ضعف و بیحالی داشتم البته نووووش جاااانش❤ با اینکه از نظر غذا و مکمل خیلی میرسیدم به خودم ولی نه خودش خواب داشت نه من همش تا صبح ممه دهنش بود
سرتونو درد نیارم،فردای روزی که سرم خوردم از خواب که بیدار شدم چسب برق زدم به سینم و تصمیم گرفتم که دیگه شیرررر تمامممممم...و باهاش حرف زدم .توضیح دادم که دیگه نمیتونه شیر بخوره .سرگرمش کردم .غذا و میناوعده هایی که دوست داشتو درست کردم و حواسشو پرت کردم تا شب .شب اول چند بار بیدار شد بغل کردم آب دادم بهش رو پا گذاشتم لالایی گذاشتم براش .شب دوم هم همینطور و اینکه دیگه از شب سوم یه بار بیدار شد اونم ماساژ دادم کمرشو خوابش برد .کلا سختیش سه روز بود هم واسه خودم هم واسه بچه ،من تو اون سه روز اصصصصلا حتی تو خواب شیر ندادم شیرمم ندوشیدم به شدت سینم سفت و درد ناک شد ولی کوتاه نیومدم ،از روز چهارم پنجم کم کم سینم شل شد دردش کم شد و تقریبا اوکی شدم دخترمم غذا خوردنش بهتر شد خداروشکر 🥲❤
مامان محمد مامان محمد ۲ سالگی
تجربه شیرگرفتن از شیر مادر
5آبان تصمیم گرفتم محمدو از شیر بگیرم صبح از خواب بلند شد خواست شیر بخوره گفتم شیر اوف شده (البته فقط یک سینه رو) دستمال کاغذی وچسب زدم گفتم اوخ شده دیگه ونازکن هربار که خواست بخوره گفتم ببین اوخ شده دیگه نخورد تا کلایادش رفت چون یک ماه مونده بود دوسالش بشه عجله نداشتم 10آذر ظهر شیر دادم خوابوندم بعد دستمال کاغذی وچسب زدم به اینیکی سینم، بلند شدنی خواست شیر بخوره گفتم اوخ شده، یکم گریه کرد دیگه خوابش پرید بعدتا شب باهاش بازی کردم یا اصلا ننشستم زمین شیر یادش بیافته، شب گذاشتم رو پاهام یه لالایی اروم باز کردم باز توش گریه کرد و منم همش سوره بروج رو میخوندم براش خوبه برا گرفتن از شیر، نصف شبی که شیر میخواست اون لالایی رو باز میکردم باصدای کم، میزاشتم رو پاهام، روز دوم موقع خوابیدنش گذاشتم روپاهام ولی نصفه بلند شدنی لالایی رو میزاشتم پیشش خوابکی میخوابید، الان دیگه لالایی رو باز میکنم خودش میفهمه وقت خوابشه زود میاد
آنقدر سخت می گرفتم ولی خیلی خوب گرفته شد زیاد گریه نکرد،
البته سوره بروج رو نوشتیم بستم به بلوزش،