۱۳ پاسخ

مامانم که پیشم بیمارستان بود پسرم هم که یک سال و نیمش بود با باباش

من میدم به مامانم ‌وقتی زایمان میکنم بابام و خواهرام هستن مامانم بیمارستان بعدشم ک میریم خونه

پسر جاریم و من تو بیمارستان با کالسکه دور دور میزدم تا مامانش بزاد گمونم 1 و خورده ای سالش بود

خدا بزرگه عزیزم میگذره

ولی چشم بهم بزنی زود میگذره

هفته های آخرت سعی کن زیاد با خواهرت رفت و آمد داشته باشی ک کوچولو پیشش بمونه اذیت نشه بچه

خواهرت مادرت یه نفرکه بچه نسبت بهش حس آرامش داشته باشه

پیش باباش شب بخوابه دیگ
روزم پیش خاله یا عمه یا زنعمویی کسی ک باهاش بچه راحت تره

خواهر داری بزارش پیش خواهرت

راستی رفتی سونو؟ نی نی چیه

از الان عادتش بده تنها موندنو

منم همینطور یکسر ب بچم فک میکنم میگم کی نگهش میداره چون خانواده ها خوبی نداریم

مادرشوهرم و خواهرشوهرم نگهش داشتن پیش بچه ها بود چرا بهونه گیری میکرده بچم الهی قربونش برم سخت‌ترین لحظه بود واسم گریه میکردم از دوری بچم اندازه صدسال گذشت اون یه شب بدون بچم

سوال های مرتبط

مامان محمد مامان محمد هفته سی‌ام بارداری