۱۰ پاسخ

چقدر ما مثل همیم 🫠💔
من امروز یه دل سیر پشت گوش برای مامانم گریه کردم

بچت یعنی چهاردست وپا میره تو این سن؟

مامان فندوق من ی سری دیگه هم گفتم بهت
بعضی بچه ها تاخیر تکامل دارن
ما دوتا مورد اینجوری تو فامیل داشتیم
نگران نباش
یکیشون چهارسالگی راه افتاد و حرف زد
مابقی حرکاتشم همینجوری دیر بود
حالا اون یکی زودتر بود

غصه نخور
دختر من نارس بوده هنوزم خودش نمیشینه مستقل ما باید کمکش کنیم بشونیمش خودش میشینه و میخوابه دیگه راه هم نمیره فعلا...
فقط باید کفش اهنی بپوشی و ببریش کاردرمانی وسلام

اخی الهی خدا ب دل دخترت نگاه کنه و زودتر دخترت راه بیوفته
خب دکتر میبری چی میگن؟بالاخره بعد این همه ازمایش و عکس و اینا به نتیجه ای نرسیدن؟نمبگن علت چیه؟

غصه نخور عزیزم
کلا دخترا دیرتر از پسرا چهار دست و پاشون و راه رفتنشون شروع میشه
من حتی بین پسرایی که همسن بودن یا یکی دو ماه اختلاف داشتن دیدم یکی از اون یکی دیگه دیرتر راه افتاده

می‌بخشید دکتر چی میگه؟و اینکه حرف زدنش چطوره

سلام بچه‌ها یه کانال توی ایتا زدم که پر از شعر و کلیپ‌های بچه‌گونه است که با وسواس انتخاب شدن و همشون مورد علاقه بچه‌هاست 😍

کلیپ‌های آموزشی هم هست مثل رنگ‌ها و اعداد خلاصه که یه آرشیو کامل از چیزهایی که توی گوشی مادر بچه‌دار حتماً باید باشه خوشحال میشم بیایید 😍✨


آیدی کانال
@nini_kocholooo




اینم آیدی خودم اگه نتونستید عضو شید
@Ahmadvand_79

ای بابا. انشالله ک زودتر راه میوفته

نمی‌دونم حکمت خدا چیه 😞😞

سوال های مرتبط

مامان مهدی یار مامان مهدی یار ۲ سالگی
سلام خانوما
من از اول سعی کردم بچم رو با محبت و اجتماعی بار بیارم و بچه دومم که دنیا اومد دیدم چقدر بچه اولم خوب با بچه دومم راه میاد و ارتباط میگیره و بازی می‌کنه ، ولی همه اینا داخل خونه س
مهمونی میرم یا پارک میرم دیدم که بچه های دیگه به بچم زور میگن حتی چند وقت پیش با دوستامون رفته بودیم سفر، بچه شون دو روز اول همش تا با مهدی یار بحثشون میشد مهدی یار رو میزد و مامان باباش سریع میرفتم جلوی بچشون رو میگرفتن، تا اینکه روز سوم داشتم بازی میکردن که بچشون مهدی یار رو زد یهو دیدم مهدی یار داد کشید یکی زد توی سر خودش، یکی زد روی لپ خودش، یه سیلی محکم هم زد توی صورت اون بچه، بچم دیگه صبرش تموم شده بود
الان امشب هم توی پارک یه دختره ۴ ۵ ساله دوبار رد شد و زد توی صورت مهدی یار تا من رفتم جلو دیگه زده بود، مهدی یار هم فقط صورتش رو گرفته بود و نگاه میکرد، بعدشم دختره روی سرسره نشسته بود و خیلی پررو نمی‌داشت مهدی یار سر بخوره و به من می‌گفت من نمی‌ذارم کوچولو ها اینجا بازی کنن، با پدرش بود و پدرش هم هیچی نمی گفت، منم برگشتم خونه
نمی‌دونم چکار کنم که مهدی یار حداقل از حق خودش دفاع کنه، دوست ندارم زدن و اینا هم بهش یاد بدم چون اون موقع برادرش هم میزنه
شما چکار میکنید با بچه ها تون که از خودشون دفاع کنن؟؟؟