عزیزم دختر من خیلی خیلی وابسته سینه بود جوری که هم خودم و هم اطرافیانم وقتی حرف از شیر گرفتن میشد گریه مون میگرفت که چقد سخت باشه براش تا بخواد از شیر جدا شه ولی امروز روز۴ هست که دخترم از شیر گرفتم من روش تدریجی خیلی سعی کردم ولی نشد چون وابستگیش زیاد بود و هنوز شیر شبش رو قطع نکرده بود و حتما باید سینه رو میگیرفت تا بخوابه رروز پنجشنبه اول با دخترم سوره یاسین خوندیم و قران رو بوسیدیم و صدقه جدا گذاشتیم و تو اینترنت گشتم چندتا ایه بود به یه تیکه نبات خوندم و تو اب حل کردم دادم خورد بعد سینه هامو چسب زدم و گفتم مامان اوف شده خیلی خوب پذیرفت روشو داد و تمام هر وقت یادش می افتاد میگفتم اوف شده دیگه هیچی نمیگفت بچم فقط شب اول برای خواب خیلی اذیت شد گریه نکرد فقط خوابش نمی اومد هنوز بلد نبود بدون می می چجوری بخوابه تا ساعت ۲ بیدار بود بعد خوابید فقط برا خوابش باید خوب خسته بشه عصر ببرش بیرون جایی که حسابی خسته بشه دیگه راحت میخوابه البته یادم رفت یگم من شب پنجشنبه تو خواب بهش شیر دادم و دیگه تمام تا اینجا که خداوروشکر راحت گذشته این تجریه من بود که براش خیلی وقته غصم میگرفت ولی خدا کمک کرد و راحت گذشته تا اینجا
راستی من سوره یس هدیه به شش ماهه امام حسین وخوندم وسوره بروج توگوگل خوندم انشالله که خیره
عزیزم دخترمنم خیلی وابسته بود الان چهاپنج روزه گرفتم من چسب برق سیاه وضبدری زدم روش صبح زود که بیدارشد بهش دادم دوباره خوابید چسب زدم بعد بیدارشد گفت میخوام نشونش دادم ترسید دیگه نخواست ولی بهانه میگیره باز بهش میگم عوف شده آروم میشه منم خیلی میترسیدم ولی شدالان میگم خوب شد گرفتم شماهم بگیر چون ازین به بعدشبا بلند میشه باز سخته
تلخک چرا
هر دفعه بهانه ی شیر گرفت یه چیز بده دستش بخوره یا ببر بیرون سرگرم شه
یه سری آداب هم داره بگردی داخل اینترنت نوشته کار برات راحت تر میشه
شما یه لحظه فقط تصور کن کسی که بهش خییلی اعتماد داشتی و حس میکردی پیشش امنیت داری، یهو بهت خیانت کنه!
چه ضربه ای میخوری؟
وقتی سینه رو زخم میکنن یا تلخش میکنن یا سیاهش میکنن بچه دچار همین شک روحی میشه
سینهی مادر امن ترین جایگاهشه، این روش های تلخک و زخم شده و این جور کارا به شدت به بچه ضربه میزنه، میدونم خستهاین منم خیییلی خستهم ولی لطفا این کارو به بچه نکنید
خواهرم ۳روره دخترشو گرفته چسب زخم زده رو سینش کلی هم خوراکی ها و چیزایی ک دوس داره براش گرفته بهونه بگیره بش میده یا میبره پارک سرگرمش میکنه میگه دم صبح بیدار میشه برا شیر گریه میکنه میزارم داخل تاب تابش میدم میخوابه.
من خودم بچه اولمو با صبر زرد گرفتم از عطاری بگیر انقد تلخه دیگه نمیاد بخوره خودش دلش زده میشه
میدونم خیلی سخته اونجاش که عذاب وجدان میگیری ولی دیگه کاریه که باید انجام بشه شمام بیشتر ۲سال دادی دیگه نباید بدی عزیزم حق مادریو در حقش تمام کردی😂
اولین باری که یه انسان معنی غم رو باتمام وجود حس میکنه زمانیه که از شیر مادر گرفته میشه.کنارش باش تا این مرحله رو ب سلامتی رد کنی مادر مهربان
من با تلخک گرفتم راصی بودم
فقط یکبار تجربه کرد تلخکو بعد دیک جرات نداشت بگه ممی بده بخورم
میگفتم اوف شده میرفت
عزیزم پروسه ای هست که اول آخر مجبوری و هر چی زودتر بهتر
انشالله آسون باشه بگیر به نفع بچس
آره یهو راحتتره
با اپلیکیشن گهواره، هر هفته در جریان تغییرات و نیازهای کودکت قرار بگیر.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.