سوال های مرتبط

مامان فراز مامان فراز ۴ ماهگی
مامان دیبا کوچولو مامان دیبا کوچولو روزهای ابتدایی تولد
مامانا لطفا بخونید راهنماییم کنید .
مامانا من خیلی سردرگمم .
من کلا هدفم از اول زایمان طبیعی بود ولی خوب دکتری که انتخاب کرده بودم کلا جراح بود و تخصصش سزارین بود .
هفته ی ۳۰ اینطورا بود باهاش صحبت کردم گفتم میخوام طبیعی زایمان گنم گفت خیلی هم عالی و استقبال کرد .
هفته ی ۳۷ معاینه سطحی کرد گفت سربچه خیلی بالاس و من اصلا دستم به دهانه ی رحم نمیرسه و اگه هفته ی بعد هم اومدی اینجوری بود باید بری سزارین 😐
که من اینجا خیلی جا خوردم .چون که من هم خیلی پیاده روی کرده بودم هم خیلی ورزش کرده بودم.واسه همین کلا اعتمادم و از دست دادم .
وقت گرفتم و رفتم پیش یه دکتر دیگه که معاینه کرد و گفت ۴ سانت بازی دهانه ی رحم ۴۰, درصد نرم شده و داری زایمان میکنی فردا برو بستری شو .
ولی باز من گفتم شاید درست نباشه الان بخوام دکترم و عوض کنم .
تازه دکتر دوم پول نمیگرفت ولی دکتر خودم پول جدا هم میگرفت. به جز هزینه ی بیمارستان.
بعد من اومدم و زنگ زدم به منشی دکتر گفتم ماجرا اینطوره که گفت برو بیمارستان تا ماما معاینت کنه اگه ۴ سانت باشی باید بستری بشی .
من رفتم و ماما معاینه کرد اونم گفت سر بچه بالاست ولی ۳ـ۴ سانت باز شدی.
باقی در عکس
مامان .....👶.... مامان .....👶.... ۱۴ ماهگی
سلام خانوما اومدم تجربه زایمان طبیعی ام رو بگم با اینکه اصلا از لحاظ بدنی اماده نبودم چون قرار بود سزارین اختیاری بشم از ۸ ماهگی نظرم برگشت دکتر معاینه کرد گفت لگنت خوبه منم دیگه کم کم شروع کردم پیاده روی نیم ساعت و یکی دوهفته اخرم ورزش لگنی یه جلسم باشگاه رفتم خلاصه رفته بودم توی ۳۹ هفته هر روز ورزش لگنی پیاده روی معاینه معمولی که شدم ۱سانتو نیم بودم یه هفته از معاینه گذشت چرا من هیچ دردی ندارم همش میگفتم نکنه تا ۴۱ ۴۲ بمونه گفتم باید برم معاینه تحریکی بشم بلکه باز تر بشه برای مطب نوبت گرفتم دقیقا همون روزم کلی توخونه تمرین لگنی کردم احساس فشار به واژن و لگنم داشتم دوش ابگرم گرفتم رفتم مطب گفتم برم دستشویی قبل معاینه همین که رفتم دستشویی توی دستشویی کیسه ابم پاره شد افتضاح سریع اومدم گفتم کیسم پاره هرچی داشتن دادن که اب نریزه توی مطب دراز کشیدم روی تخت کلی معاینه کرد ۵ ۴ بار با همون کیسه اب پاره ماما بهم گفت پاشو اسکات بزن تا شوهرت بیاد دنبالت برو خونه دوش بگیر بعد بیا بیمارستان منم نگران بودم گفتم نه مستقیم میرم بیمارستان رفتم بیمارستان ساعت ۷ کم کم دردام شروع شد ماما خصوصی داشتم اومد