سوال های مرتبط

مامان بردیا مامان بردیا ۱۰ ماهگی
#تجربه_زایمان
پارت دوم _ اتاق عمل
اول که وارد اتاق عمل شدم گفتن روی تخت بخواب به یه دستم دستگاه فشارخون وصل کردن و اون یکی دستم سرم بعد گفت خودتو شب بگیر سوند بهت وصل کنم، من خیلی از سوند ترس داشتم فکر میکردم کلی درد داشته باشه ولی یه سوزش یه لحظه ای خیلی کم داشت که اونم اگه شل بگیری و نفس عمیق بکشید اصلا نمی‌فهمی، من داشتم تند تند نفس عمیق میکشیدم پرستاره گفت خیلی وقته تموم شده چقدر نفس میکشی😂
بعد از اینکه سوند رو وصل کردن کمک کردن بشینم و دکتر بیهوشی اومد یه سوزن زد تو کمرم که اونم مثل این بود که یه لحظه زنبور نیشت بزنه بعدش کم کم پاهام سنگین و بی حس شدن و اومدن یه پرده کشیدن جلوم و دکتر اومد برش داد و بچه رو دنیا آورد من که هیچی حس نمی‌کردم تا جایی که صدای بچه رو شنیدم، همش هم از موقعی بی حسی زدن حالت تهوع داشتم که تند تند بهم ضد تهوع میزدن، فقط یه جا وسطای عمل خیلیییی سردرد شدیدی شدم که دیدم فشارم رفته روی ۱۵ و دوباره بعد چند دقیقه فشارم اومد پایین و سرم خوب شد، بعد از اینکه دکتر بخیه ها رو زد بچه رو آوردن صورتشو چسبوندن به صورتم و بعدش دوتامونو بردن ریکاوری ، تو ریکاوری هم بهش یه کم شیر دادم و بعد آوردنمون بخش،
تا اینجا بی حس بودم و دردی حس نمی‌کردم و تو بخش هم برام مسکن زدن و شیاف گذاشتن بازم زیاد درد خاصی نداشتم فقط موقعی که آوردنم تو بخش پرستار که شکمم رو فشار داد تا لخته خون اگه هست بیاد و رحمم جمع بشه یه لحظه درد بدی گرفت ولی سریع دردش آروم شد،
بلند شدن بعد از دوازده ساعت که سخت ترین قسمتش بود رو تو پارت آخر میگم
مامان سید کوچولو مامان سید کوچولو ۱ سالگی
تجربه زایمان
قسمت ۴
توراه به بیمارستان و ماماهمراهمم خبر دادن
خلاصه سریعا رسیدیم بیمارستان
مامایی که معاینه ام کرده بود تعجب کرده بود گفت
من گفتم ۲ ۳ روز دیگه نه ۲ ۳ ساعت دیگه
بازم باورشون نمیشد من هی ناله میکردم میگفتم به دکترم بگین بیاد
میگفتن بابا هنوز اولشی طول میکشه
گفتم اونموقع هم همین فکر رو میکردین
وقتی رسیدم حدودا ۵ _۱۰ دقیقه بعدش هم ماما همراهم اومد
که واقعاااا عالی بود
خانم بهاریان خیییلی راضی بودم ازشون
خیلی دانا و کاربلد تند و سریع با اخلاااق بودن
دیگه منو دمر کرد مثل سجده ولی قفسه سینه رو تخت موقعی که دردم شروع میشد کمرمو تند تند ماساژ میداد و بهت دائما میگفت نفس عمیق بکش
شرایطمو بررسی کرد گفت سریعا به خانم دکتر خبر بدین بیان تا چند دقیقه دیگه زایمانشه
فقط بهم میگفت تند تند نفس عمیق بکشم

دوستانم حتمااااا تمااام تلاشتون رو بکنید که بجای ناله و اینا نفس عمیق تند تند بکشید وگرنه ناخودآگاه زور میزنید که زور زدن بااااید به وقتش باشه وگرنه خدایی نکرده رحم پاره میشه اینو مامام گفت