۱۸ پاسخ

من حسم اینو میگ‌پسرمنم اوایل ک توزاد بود توبغل من آروم نمیشد مامانم ک میگرف بغلش آروم میشد چون ما خسته ایم و استرس داریم بچه میفهم

من بچم پیش همه میمونه بخصوص عمه هاش

واااای شما چقد منی

عزیزم بچه اتو به هیچکس نده آروم کنه هرکی اومد بغل کنه بگو کمک بخوام میگم بهتون،خودخوریم نکن بچه اس دیگه عادت میکنه به بوی تن و صدای آدما،تا میتونی خودت بغلش کن حتی زمین نذارش،به من میگفتن انقد بغلش نکن بغلی میشه میگفتم عیب نداره همه کارو زندگی من این بچه اس بذار بغلی بشه

سلام به نظر من از کمکشون استفاده ببر تا وقتی هستن استراحت کن یا کارات بکن.وقتی کار نداری انرژیت وبا بازی و شعر بذار برای بچه ات.اینطوری به تو وابسته میشه چون بچه عاشق بازی و خوش گذروندنه.هروقت هم اوکی بودی و خواستن بچه را ازت بگیرن بگو نه الان حالم خوبه خودم میتونم ممنون

نه عزیزم اینا فقط حساسیت مادرانس خودتو ناراحت نکن همین که درک میکنن و هرروز میان کمکت عالیه اینجوری میتونی به خودت و کارات برسی و مادر پرانرژی تری واسه گندم خانوم باشی واسه شیر خشکم اگه تو بغل بهش میدی سعی کن همیشه خودت بغل بگیریش وشیشه بهش بدی حین شیرخوردن نوازشش کنی اینحوری پیوند عاطفی قوی تری شکل میگبره بین مادر ونوزاد

حالا توام که کمکی داری ناشکری میکنی،؟؟،
مث من خوبه ؟ نتونی سرتو بخارونی؟
ای خداااااااا
از وقتت استفاده کن
باشگاه برو
کلاس برو
با دوستات برو بیرون
استخر برو
حال کن یه مادر شاد باش براش

منم با مادرشوهرم تو یه ساختمون زندگی میکنم و روزی یکی دوساعت بچه مو نگه میداره و چون از نوزادی بهش شیرخشک کمکی دادم پیش مادرشوهرم راحت میمونه. گاهی خوشحال میشم از اینکه یه کمک دارم گاهی هم وقتی میبینم تو بغل من ناآرومه و میره پیش مادرشوهرم آروم میشه دلم میگیره . فک میکنم بود و نبود من براش فرقی نمیکنه😔😔😔

خوشبحالت که یه کمکی داره ولی خودت داری وقتی کسی نبود اون موقع متوجه میشدی کمکی چقدر خوبه

از قدیم که عروسها با خانواده شوهر زندگی می کردن، رسم براین بوده که مادربزرگ‌ها بچه رو بزرگ می کردن و عروس به کارای خونه رسیدگی می کرد، سخت نگیر ، مادر یه چیز دیگست برای بچه

به حاطر اینه بچه ها استرس و آ رامش رو حس میکنن وقتی مضطربیم یا ناراحتیم یا خسته اونها متوجه میشن اینطوری اونا هم آروم نمیشن ولی خب یکی دیگه که اونها رو بغل میکنه خودش آرومه پس صبورتره واین برای همه هست خودم وقتی خسته ام هر کاری میکنم بچه رو آروم کنم نمیشه .بیشتر نق میزنه.

نه عزیزم همچین فک نکن،دخترمن ولی نه فقط بغل خودمه،
بغل هیشکیم نمی‌مونه هرجاباشم میادپیش خودم
شمام نده زیاد دست کسه دیگه بغل خودت نگهش دار باهاش بازی کن شعربخون بزاروابسته خودت شه

مادر شوهر من واکسن و ختنه پسرم حتی یه پیام نداد حالشو بپرسه، خیلی دلم شکست

عزیزم خدارو شکر کن کمکی داری، من تنها و غریبم گاهی از بی خوابی خیلی اذیت میشم و حتی می شینم گریه می کنم ولی چاره ای ندارم. به این فکر کن اونا تجربشون بیشتره برای همین آروم کردن بچه رو بلدن، مامان منم از شهرستان میاد بچم بغلش خیلی راحت‌تر شیر میخوره و میخوابه

دقیقا منم سر بچه اولم انقدر پیش مامانم بودم اینجوری بود بعد منم حس بد میگرفتم ک چزا منو نمیخواد گریه میکنه دیگ ک خونمون از مامانم جدا شد خیلی خوب شد الان وابسته منه فقط اینجوری حالم بهتره

دقیقاااااااااااا مثه دلسا اینقددد این حس اذیتم میکنه که اگه یک روز از صبح تا شبم نباشه چیزی نیست برام ولی اگه یک دقیقه آیسا ازم دور بشه میمیرم و اون هم همینجوریه

خوشبحالت تو بغل دیگه ای آرومه .من از خدام بود که بتونم استراحت کنم.پسر من اصلا پیش کسی نمیمونه

عزیزم این فکر هارو از خودت دور کن مطمعن باش برای گندم تو عزیزترینی

سوال های مرتبط