مامانا سلام‌
الان شاید ۳ هفته شده عطیه رو از شیر مادر گرفتم خدا خودش کمکم کرد که تدریجی گرفتم خیلی نگران بودم ضربه روحی نخوره الان اصلا بهانه شیر مادر نمیکنه یا دست تو یقم نمیکنه یا سرشو اصلا نمیاد رو سینم بذار حتی وقتی دراز میکشم البته هنوز ظهر وشب قبل از خواب بهش شیر خشک میدم شبایی که گشنه باشه میخوره اما سی باشه نمیخوره ولی بهانه شیر نمیگیره حتی بهش میگم بهت شیر بدم میگه نه تموم شده (قربونش بره مادرش )ولی خب شبا دیر میخابه ۱۲ میخابه بعد خیلی نق میزنه بهانه میگیره هی گریه میکنه ۲ هفته رفتیم خونه مادرم که اونجا سرگرم باشه حواسش پرت بشه اونجا شبا راحت تر میخابید چون در طول روز زیاد راه می‌رفت خسته میشد الان خیلی بهانه میگیره اذیت میکنه خونمون اپارتمانه حیاط نداره بیرونم میبرمش اینقدر اذیت میکنه گریه میکنه بقیه ادما یجوری سمتمون نگا میکنن که من بجه رو چکارش کردم خلاصه بیرون ببرم ادمو به غلط کردن میندازه هی خوراکی میدم پای دلش کار میکنم اما باز بهانه میگیره وزنشم کمه ۱۱ کیلوئه نمیدونم چکار کنم بهانه گیری نکنه

۲ پاسخ

منم مثل شما هستم شیرش خیلی کم کردم البته شیر خشکی هست خیلی گریه میکنه
جایی میبرمش بیشتر منم دیگه جایی نمیبرمش

عزیزم در مورد روش تدریجی توضیح میدید ؟ خیلی وابسته بود یا کم ؟ تدریجی چقدر طول کشید؟

سوال های مرتبط