۹ پاسخ

من در مورد بچه داری که هیچ
استرس روبه رو شدن با بچم رو دارم😅

من قبل بچه اول جوجه داشتم بعد مدتی جوجه من مرده بود بعد که حامله شدم میگفتم منی که نتونستم یه جوجه رو بزرگ کنم چطور بتونم بچه رو نگه دارم .. همیشه استرس داشتم ولی وقتی پسرم بدنیا اومده بود دوست داشتم همه ی کارهاش رو با عشق انجام بدم انگار قبلا بچه بزرگ کرده بودم همه چیز رو سریع یاد گرفتم ۸ روزش بود خودم حمومش کردم. نترس بدنیا بیاد به عشق بچه همه چیز رو سریع یاد میگیری.

بجه خود آدم فرق میکنه من بچه اولم به دنیا اومدنی ۱۹ سالم بود میگفتم اصلا نمیتونم بغل کنم چه برسه کونشو بشورم بچه اومد زد عفونت داشت یه هفته اول بستری کردنش خودم تنها بغلش کردم کونشم شستم ریزم بود بجه ۳ کیلو بود فک کن

منم دقیقا مثل شمام، با این تفاوت که مادرم ب رحمت خدا رفته

منی ک از استرس شبا خواب ندارم

احساساتت طبیعیه ادم اولش می‌ترسه از همه چی از این مسئولیت بزرگ...ب مرور بهتر میشی اصلا نگران نباش

منم حالا که رسیدم به چند روز مونده به زایمان همش استرس دارم فکرم درگیره
چه شکلیه چطوری بزرگش کنم چطوری تربیتش کنم زندگیم چقدر عوض میشه مادرخوبی میشم
آدمای اطرافمم خیلی نظر میدن خیلی دخالت میکنن یکی باید فقط به نظرات اینا گوش کنه
از زایمانم میترسم

بچه که به دنیا بیاد خود به خود همچیو یاد میگیری .،استریو کنار می‌زاری همش میخوای بغلش کنی
شاید استرس برای دور اول باشه بعدش یاد میگیری

من بچه دوممه عزیزم
احساساتت طبیعیه
وقتی دنیا میاد اولاش سخته وممکنه دستوپاتو گم کنی😅
ولی کم‌کم یادمیگیری ومیشی بهترین مادر دنیا مطمن باش
اونایی ک فکروخیال میکنن ادمای حساسی هستن وبا کلی عشق بچه بزرگ میکنن
هرچی شد اگ جایی کم اوردی اشتباه کردی ناراحت نباش همه چی باراول داره نابلدی داره

سوال های مرتبط