۱۲ پاسخ

نمیتونم بهش فکر کنم الان

من از روز ۷ اومدم خونه خودم...الانم فقط واس خودم سخته ک بدنم ضعیفه هی کارمیکنم ولی خب چاره چیه نمیشه ک همش خونه مامانم باشم

من از۹روزگی تنهاموندم دوروز اول خیلی گریه میکردم ولی شوهرم واقعا کمک میکرداااا خیلیییی هوامو داشت بعد ۲روز دیگ قشنگ عادت کردم چند روز پیشام خودم بردمش حموم 😍عادت میکنی فقط نزار زیاد گریه کنه اگه رفلاکس یا کولیک داره مرتب داروهاشو بده ماساژش بده بچه اگه آروم باشه زیاد گریه نکنه ب مادر سخت نمیگذره

من از روز ۹ ام تنهام.
تازه دیروز دوباره اومدم خونه مامانم تجدید قوا کنم برگردم😅
ولی خیلی سخت بود با شوهرم پدرمون در اومد این چند روز.

نترس عزیزم من از روز اول تنها بودم هیچکس نبود شبو روز خودم تنها

من از۲۰روزگی

من از۱۲ روزگی تنها شدم‌سخته ولی بالاخره بچه خومه باید از پسش بربیام هرچی زودتر بهتر

من از روز اول تنهام حتی نمیدونستم بچرو با چه دمایی زیرشو میشورن یا حمومش میکنن از یه طرفم سزارینم خودم خیلی درد داشتم
دو روز اول با گریه هاش منم گریه میکردم
ولی فعلا تونستم دیگه کنار بیام

من از ده روزگی گفتم برین یه شیر دادن و آروغ گرفتن بود دیگه نمیشه ک همه رو علاف خودمون کنیم دو روز تنها باشی راه میفتی

از ۱۲ روزگی

من که گفتم بخیه هامو بکشم رفتم خونه خودم

من ۱۰ روزگی آبجیم گذاشت رفت ۱۴ روزگی مادرم گذاشت رفت🥲 چرا کم بیاری قشنگم روز های اول ک‌ کاری ندارن قشنگم همه رو ب مادرت بگو یادت بده مثل حموم کردن و با قنداق یعنی اگر قنداق میکنید بعد دیگ راحته گلم

سوال های مرتبط

مامان موچی 🐥 مامان موچی 🐥 ۹ ماهگی
مامان آدریانا مامان آدریانا هفته سی‌وچهارم بارداری
مامان مامان جون مامان مامان جون ۸ ماهگی
مامان آراز💎🦋 مامان آراز💎🦋 ۱۳ ماهگی