۷ پاسخ

پسر منم نمیزاره اصن داخل مغازه آرایشگر نمیاد جیغ و گریه میترسه

اره از یه سالگی خودش میشینه توی ارایشگاه ک موهاشو کوتاه کنن
حتا موهاش بلند میشه خودش میگه بریم ارایشگاه
ببر ارایشگاه کودک ک با روحیات بچه اشنا باشن و عجله نداشته باشن ک بچه نترسه و اروم بشه

بچه های من تا دوسالگی نمیذاشتن ولی الان عاشق رفتن ارایشگان اراریشگاشو عوض ک ببر جایی که آرایشگاه کودک صندلی مخصوص داره بچه ها بیشتر دوست دارن

سلام، آرایشگاه بازی کنید باهم یه مدت، چند دفعه ببرید از دور ببینه کارشونو وقتی بچه‌های دیگه دارن موهاشونو‌ کوتاه میکنن. موزر باطری‌خور و قیچی کوچیک بدید موهای عروسکاشو اصلاح کنه. ترسی که تو‌ ذهنش داره باید به جذابیت و بازی تبدیل بشه. یه عروسک بذارید بگید شما موهای اونو کوتاه کن، من موهای شما... قصه‌های شبش کمی مرتبط باشه.
از این ترفندا کم کم جواب میده.
آرایشگاه کودک هم هست، اما چند مرتبه ببریدش آشنا بشه، دوست بشه، بازی کنه بعد صحبت از مو بشه.

ببرش جایی که صندلیش شبیه ماشبن و کارتون میذارن براشون

آره خودمم کوتاه میکنم بیرون هم

ما بستنی میگیریم میبریم میدیم ب آرایشگر اونم میگه بزاری موهاتو خوشگل کنم جایزه داری

سوال های مرتبط

مامان امیر و آئین مامان امیر و آئین ۳ سالگی
ماجراهای من و پارک😁😁😁
در نظر بگیرید با فرزندتون رفتین پارک. همین که وارد میشین کودکتون هیجان زده میدوئه جلوی تاب و یه پسربچه که روی تاب نشسته با پا میزنه بهش! کودکتون میفته زمین!
عکس العملتون چیه؟

به نظر من باید سریع کودک رو بلند کنیم بغلش کنیم از جایی که زمین خورده دورش کنیم و بعد آرومش کنیم و باهاش حرف بزنیم و بدنش رو نگاه کنیم تا آسیبی ندیده باشه. بعد کمکش کنیم تا باز بره سراغ بازی...

اما امروز یه مامان بعد این اتفاق کوچولوشو کتک زد. گفت مگه نگفتم چلوی تاب نرو؟
بچه می‌گشت ببینه کجاش درد میکنه و مامان داشت داد و بیداد میکرد.
نه اینکه مامان بدی بودا... نه... از شدت ترس هیجان زده شده بود و هیجان و ترسش رو اینجوری نشون میداد...
تصور کنید شما باشید چی کار میکنید! شاید برای ما هم اتفاق بیفته، آماده باشیم و تمرین کنیم اینجور وقتا هیجانمون رو کنترل کنیم نه استرس بدیم نه دعوا کنیم نه اعتماد بنفس بچه ها رو آسیب بزنیم.

شاید برای شما هم اتفاق بیفتد.... قسمت شصت و شونزدهم......😁😁😁
ماچ به کله ی همه ی مامانای خسته😘😘😘