پسرم جدیداً ساعت خوابش با ساعت جهانی هماهنگ شده، فقط با ساعت من مشکل شخصی داره! 😂
شب‌ها زود می‌خوابه، منم با ذوق میگم: «آخیش، الان دیگه منم می‌خوابم…»
ولی همین که ایشون خوابش می‌بره، خواب از چشمای من قهر می‌کنه! 🥲
بعد صبح آقا تا ۱۱، ۱۲ ظهر می‌خوابه و من از اون طرف فقط آرزو دارم یه بار صبح زود، با خیال راحت برم دستشویی؛ نه با استرس، نه با گوش تیز کرده که ببینم الان صدای پاهاش میاد یا نه! 😂
صبحونه خوردن هم که دیگه لوکس محسوب میشه؛
چای رو سرپا می‌زنیم، نون رو نصفه‌نیمه می‌جویم و در حال دویدن دنبال بچه، به زندگی لبخند می‌زنیم! 🙂
غذا؟
غذایی که با عشق درست کردم: ❌
غذایی که با دست خودم می‌خوام بدم: ❌
یه خرده نون که سه ساعت پیش افتاده زیر مبل: ✅
یه پرز نامعلوم روی زمین: با افتخار، دو دستی! 🤦🏻‍♀️😂
آب هم که اصلاً…
برای یه جرعه آب باید انگار عملیات نجات گروگان انجام بدیم! 😭
خلاصه این فسقلی‌ها یه روز می‌خورن، یه روز نمی‌خورن؛
یه روز می‌خوابن، یه روز خواب رو از ما می‌گیرن؛
یه روز آب می‌خورن، یه روز با آب قهرن…
فقط موندم ما مادرها دقیقاً کی قراره بفهمیم برنامه‌شون چیه؟! 😂

فرزندپروری
تنظیم خواب
غذای کمکی
آب
مادرانه

تصویر
۷ پاسخ

ببخشید این همه میخوابه بیدار نمیشه شیر بخوره؟
علی منم همسن پسرتونه ولی هر دو ساعت ی بار بیدار میشه و صب هم ۷ برپا

چرا انقدر آشغال های رو زمینو خاک گلدون رو با لذت میخورن 🥲🥲🥲

بعد واقعا همینقدر خوش اخلاقی !؟من ک زامبی شدم دیگه

😂😂😂😂😂

نگو نگو که دلم خوونه
تازه من باید دنبال دوتابچه باشم
توخونه راه میرم بایدهواسم باشه فقط پام روچیزی نره
خونه❌میدون جنگ✅

دقیقاااااا همین شرایط تو خونه ما هم هس😅

وای عزیزمممم دقیقا همینه😂

سوال های مرتبط

مامان رهام🫀🩵🎒 مامان رهام🫀🩵🎒 ۱ سالگی
دیروز رهام از ساعت ده و نیم صبح از خواب بیدار شد ساعت دو خوابش میومد خوابوندمش ساعت یه ربع به سه از خواب بیدار شد دیگه نخوابید تا شب از ساعت ۸ شب داشت گریه میکرد ساعت نه و نیم خوابوندمش پنج دقیقه بعد با گریه شدید بیدار شد باز خوابوندم باز دو دقبقه بعد با گریه بیدار شد دوباره یه ربع بعد خوابید تا ساعت یک شب از خواب بیدار شد تا سه صبح بیدار بود اینور اونور میرفت خوابش میومد ولی مقاومت میکرد اخر سه و ربع بود خوابید
امروزم هشت و نیم صبح از خواب پاشده ساعت یک خوابوندمش دیگه حیلی خوابش میومد الان با صدای وانتی که همچین داشت تو کوچه داد میزد که من ادم بزرگ ترسیدم چه برسه به بچه طفلکی همچین از خوای پرید جیغ زد گریه کرد که نگووو
میخواستم برم فحش بارونش کنم مرده رو
چه خبرته اخه ماه رمضونی سر ظهر اینطوری داد و بیداد میکنی تو کوچه آخه اه
حالا میدونم امشب باز رهام زود خوابش میگیره یه هفته س این حوابش بهم ریخته نمیدونم جهش رشدیه یا دندون
خدا کنه امشب خوب بخوابه خیلی خستم