شاهانِ من…
یک سال از آمدنت گذشت،
و من هنوز گاهی به صورت کوچکت خیره می‌شوم
و باورم نمی‌شود
تمامِ این عشق،
تمامِ این آرامش،
تمامِ این «مادر بودن»
از تو شروع شده است… 🤍

تو آمدی
و قلبم دیگر در سینه‌ام نماند؛
تکه‌ای از آن را برداشتی
و با خودت به هر جا که می‌روی می‌بری…

یک سال است
با خنده‌هایت می‌خندم،
با گریه‌هایت دلم می‌لرزد،
و با هر قدم کوچکت
انگار تمام دنیا را فتح کرده‌ام.

پسرم…
کاش زمان کمی آهسته‌تر می‌گذشت؛
کاش می‌شد عطرِ نوزادی‌ات را
برای همیشه در آغوشم نگه دارم…
اما تو بزرگ می‌شوی
و من هر روز
بیشتر عاشقت می‌شوم. 🥹

اگر روزی بزرگ شدی و این را خواندی،
بدان که در اولین سال زندگی‌ات
مادرت هر شب با یک دعا خوابید:
خدایا، فقط سالم و خوشبخت بمان…
بقیه‌اش را از من بگیر.

تولدت مبارک،
کوچک‌ترین مردِ بزرگِ قلبِ من… 🤍
یک ساله شدی، شاهانِ جانم؛
و من یک سال است که
مادرِ خوشبخت‌ترینِ جهانم. 🎂✨

#پوشک#شیرخشک#کولیک#رفلاکس#فرزند پروری

تصویر
۴ پاسخ

تولدش مبارک😍👏🏻🎂🎊

تولدت مبارک شاهان قشنگ ومهربون تنت سلاکت دلت شاااادباشه همیشه

تولد‌گل پسرت مبارک باشه عزیزم انشاالله عاقبت بخیریشو ببینی

پسر دلبندم یک ساله شد خدارو شکر راه می‌ره قند عسلم

تصویر

سوال های مرتبط

مامان 💖مهرسانا💖 مامان 💖مهرسانا💖 ۱۶ ماهگی
مهرسانای عزیزِ مامان 🤍
یک سال از روزی که با آمدنت دنیای من رنگ دیگری گرفت گذشت…
یک سال از اولین نفس‌هایت، اولین گریه‌ات، اولین لبخند شیرینت 🥹✨
دخترکم…
تو فقط یک سال بزرگ نشدی،
من هم با تو مادر شدم، صبورتر شدم، عاشق‌تر شدم…
از همان لحظه‌ای که برای اولین بار بغلت کردم، انگار قلبم بیرون از وجودم شروع به تپیدن کرد…
تو فقط بچه‌ی من نیستی،
تو آرامشِ دلِ منی، دلیل لبخندهای منی، قشنگ‌ترین اتفاق زندگی منی 🤍
این یک سال، با همه‌ی بی‌خوابی‌ها و خستگی‌هایش، شیرین‌ترین سال عمرم بود چون تو کنارم بودی…
هر خنده‌ات جان دوباره بهم داد، هر بغل کوچکت دنیایم را آرام کرد 🌱
امروز که یک ساله شدی،
من هنوز همان مادری‌ام که شب‌ها صورتت را نگاه می‌کند و خدا را برای داشتنت هزار بار شکر می‌کند…
الهی همیشه بخندی دختر نازم…
الهی هیچ غمی توی دلت ننشیند…
الهی من همیشه باشم تا پناه امن قلب کوچولویت بمانم 🤍
تولدت مبارک نفسِ مامان 🎂✨
دوستت دارم بیشتر از تمامِ دنیا…
مامان نفس ملوسک💛 مامان نفس ملوسک💛 ۱ سالگی
نفسِ عزیزم…
یازده ماه از آمدنت گذشته، یازده ماهی که هر کدامش برای من یک عمر عشق و آرامش بود.
امروز قلبم پر از احساس‌های شیرین و عجیب است…
چون این آخرین ماهگرد توست، آخرین باری که برای عددهای یک‌رقمی و دو‌رقمیِ ماه‌های رشدت ذوق می‌کنم و بعد از این، دخترم یک‌ساله می‌شود و صفحه‌ی تازه‌ای از زندگی‌ات ورق می‌خورد.
نفسِ قشنگ من…
انگار همین دیروز بود که برای اولین بار در آغوشم آمدی و من زیر گوش خودم زمزمه کردم: «از امروز زندگی‌ام کامل شد.»
اما حالا می‌بینم که در یک چشم‌به‌هم‌زدن بزرگ شدی، خندیدی، یاد گرفتی، قدم برداشتی، صدا زدی و هر روز چیزی به من اضافه کردی…
یازده ماه است که تو، معنای همه‌ی خستگی‌ها را عوض کرده‌ای.
یازده ماه است که خانه‌مان با وجود تو گرم‌تر و روشن‌تر شده…
یازده ماه است که نفس کشیدن تو، بهترین موسیقی دنیا شده.
امروز، که آخرین ماهگردت را جشن می‌گیرم، قلبم میان دو احساس گیر کرده؛
از یک طرف خوشحالم که بزرگ می‌شوی، شکوفه می‌زنی، دنیا را می‌شناسی…
و از طرف دیگر دلم می‌گیرد که این روزهای ناب، این لحظه‌های کوچک و پرارزش، این ماهگردها… یک‌یکی تمام می‌شوند.
اما می‌دانم این پایان نیست…
این فقط پایان جشن‌های ماهگرد است، نه پایان عشق، نه پایان رشد تو.
از این به بعد، جشن‌هایم بزرگ‌تر می‌شود… جشن یک‌سالگی‌ات، دو‌سالگی‌ات، اولین قدمت، اولین کلمه‌ات، اولین آرزوست نفس جانِ مادر…
تو آخرین ماهگردت را تمام کردی، اما برای من، تو همیشه دختر کوچکم می‌مانی.
هر ماه، هر سال، هر لحظه‌ات برایم ویژه است.
چه یازده‌ماهه باشی و چه یازده‌ساله…
تو همیشه دلیل آرامش منی.
خدا نگهدار تمام ثانیه‌هایی باشد که پیش رو داری، و من همیشه، همیشه، کنار تو می‌مانم…
با عشقی که هیچ پایانی ندارد 🤍✨
مامان خوجل شهر عاشقا مامان خوجل شهر عاشقا ۱۲ ماهگی
پسر کوچولوی من…
امروز یک ساله شدی و من هنوز گاهی باورم نمی‌شه که تو، همین فرشته‌ی کوچولویی هستی که یک روز فقط آرزوش رو داشتم… 🥹❤️

قبل از آمدنت، روزهای زیادی گذشت؛
روزهایی پر از داروivf، انتظار، دعا و چشم‌هایی که هر بار با امید به خدا خیره می‌شدن…
بارها خسته شدم، بارها دلم گرفت، اما ته قلبم همیشه یک چیزی می‌گفت:
«خدا اگر بخواد، هیچ چیزی غیرممکن نیست.»

و بالاخره تو آمدی…
درست وقتی که دیگر فقط خدا را داشتم و امیدم به معجزه‌اش بود.
تو شدی قشنگ‌ترین جوابِ تمام دعاهای من،
شدی شیرین‌ترین اتفاق زندگی‌ام،
شدی همان نعمتی که برای داشتنش بارها گریه کردم و خدا بالاخره در آغوشم گذاشت. 🤍

پسرم، تو فقط یک بچه نیستی…
تو یادگار روزهای سخت منی،
نتیجه‌ی صبرم،
جواب اشک‌هایم،
و یکی از زیباترین معجزه‌های زندگی‌ام.

امروز که شمع یک‌سالگی‌ات را فوت می‌کنی،
من برای خودم هیچ آرزویی ندارم؛
فقط از خدا می‌خواهم همیشه سایه‌اش بالای سرت باشد،
لبخند از روی لب‌هایت نیفتد،
دلت همیشه آرام باشد
و من آن‌قدر زنده بمانم که تک‌تک بزرگ شدنت را ببینم. 🥹❤️

تولدت مبارک پسر معجزه‌ایِ مامان…
یک ساله شدنت مبارک،
یک سالی که برای من اندازه‌ی تمام دنیا ارزش داشت.

ممنونم خدا…
برای اینکه بعد از آن همه انتظار،
زیباترین «آری» زندگی‌ام را به من دادی.
ممنونم که تو را به من سپردی.
پسرم، تو قشنگ‌ترین دلیلِ لبخند منی…
و من تا همیشه، عاشقانه شکرگزار آمدنت خواهم بود. 🤍🧿
تولد یکسالگیت مبارک پسرعزیزم😘😘😘
۲مهر۱۴۰۵
مامان آقا فرهان🧸⚽️ مامان آقا فرهان🧸⚽️ ۱۳ ماهگی
یک سالگی فرهانِ من 🤍🧸

یک ساله شدی پسرِ کوچولوی من…
یک ساله که با خنده‌هات، با شیطنت‌هات، با دست‌های کوچولوت و حتی با گریه‌هات، خونه‌ی من دیگه فقط یه خونه نیست؛ شده دنیای من. ❤️

فرهانِ من، تو نمی‌دونی توی این یک سال چند بار فقط نگاهت کردم و با خودم گفتم: «چطور ممکنه یه آدم این‌همه عشق رو توی یه دل جا بده؟»

از روزی که اومدی، من دیگه فقط «من» نبودم…
یه تکه از قلبم شدی که بیرون از سینه‌م راه میره، می‌خنده، بازی می‌کنه و هر روز بزرگ‌تر می‌شه. 🥹

شاید وقتی بزرگ شدی نفهمی مامانت با دیدن اولین دندونت چه ذوقی کرد، با اولین چهار دست‌وپات رفتنت چقدر قربونت رفت، برای هر تب و بی‌قراری‌ات چقدر دلش ریخت، یا چند بار شب‌ها فقط نگاهت کرد و خدا رو برای داشتنت شکر کرد…

اما من همه‌شون رو یادم می‌مونه.
تک‌تک لحظه‌های اولین سال زندگی تو رو، مثل قشنگ‌ترین گنج دنیا توی قلبم نگه می‌دارم.

فرهان جان،
تو فقط پسر من نیستی؛
تو قشنگ‌ترین اتفاق زندگی منی.
همون کوچولویی که با یک لبخندش می‌تونه تمام خستگی‌های مامان رو از یادش ببره. 🤍

امروز یک ساله شدی، اما برای من انگار یک ساله که خودِ زندگی دوباره شروع شده…

تولدت مبارک عشق کوچولوی مامان.
الهی همیشه سلامت، خندون و خوشبخت باشی و من تا هر وقت که خدا اجازه بده، کنار تو باشم و بزرگ شدنت رو ببینم.

یک ساله شدی فرهانِ من؛
و من یک ساله که عاشق‌ترین مامان دنیام. 🥹❤️🧸

تولدت مبارک پسرِ قلبِ مامان.
دوستت دارم، بیشتر از چیزی که کلمه‌ها بتونن بگن. 🤍