فرزندپروری
خدایی فک میکنین من ازروخوشیم‌یاپرروییم‌اونحرفو ب بابام گفتم؟
بچها دارن له میکنن منو باحرفاشون....
دوسداشتن بدون عمل چه فایده ؟؟؟؟؟من میگم پیش خودم دادبزن سربچم خدامنوبکشه ولی پیش غریبه هانهههههه
شما نمیدونین من این ۶ماه چه حرفایی ک نشنیدم چه زخم‌زبونایی ک نخوردم مگ مادرادم بچشو غمگین ببینه خوشحال میشه؟؟؟؟.
کجا نوشتن همچین چیزی اگ هم اونجوریه چرا فقط برامن؟؟....
موند خونه اون اشغال بچها شده تواون خونه پدرکثیف بچم بخاطر لحاف تشک ننش و جاریم ک خونه ما بود البته خونه ننشه مافقط مینشستیم اونجا بخاطر اینکه بچم دس میزد میکشید سربچم یجوری دادمیزد من میترسیدم بجاش یبا بچمو برداشت قشنگ انداخت اینور....اونجا هم انچنان روزگارمون خوش نبود تاوقتی کار بود یکم اونم یکمممم راحت بودسم البته ۳ماه زمستون ک مادرشوهرم اینیکی خونش بود وگرنه همیشه دخالت همیشه دعوا....
بچها نمیگیره پریروز یساعت تلفنی باش حرف زدم نمیگیره خونه میگ من ازاین خونه ۴ ۵ سال حالا حالاهاجایی نمیرممممممممم
اون میگ تواین ۶ماه خودتوفروختی شما میگین بهترمیشه
بچهانمیشهععععع نمیشه هرجور نگامیکم بهترنمیشه خونه نمیگیره حق طلاق هیچی میگ همینجوری برگردبچهاشوهری ک هنوز زنش طلاق نگرفته بش میگ راس بگو کسیوداری میخای بری بهش؟؟؟.
هزاران حرف بدترازاون گفته
فک میکنبن من نمیخاسم بابچم توارامش باشم‌اونم حساب نگمم ؟؟؟
چرا خیلی سعی کردم نشدددددد حرف نمیزدم یاسردمیحرفیدم میگف ب کی دادی ازمن سردی
بخاطر جک.جن.ها نمیزاشم پیشم میگف ب کی دادی.....

۱۲ پاسخ

ببین طلا چیزی اگ داری برو یه شهر دیگ دست بچتو بگیر برو التماس غریبع کن برو یکار پیدا کن بتونی با بچت بری سرکار فقط از پیش اینا برو

ببین دختر خوب

بدبختی شاخ و دم نداره خانواده که قدرتو ندونن یعنی بدبختی

پدرت بهت پیش کسی که رودربایسی داری گفت آنگیریرسان !!!
تو کوچیک شدی یا پدرت؟؟
همسایه اذیت شد به خدا
پدرت انگار تو سر اونا داد زده که ناراحتم برین گم شین

من جای همسایه باشم دیگه پامو خونتون نمیزارم

پس آروم بگیر
آرووووم

بچه گریه کرد که بکنه
مامانت هم اومد میدادی میبرد چقدر کینه میکنی آخه

مامانت عصبی
بابات عصبی
خواهرات عصبی
خودت عصبی

بچه اون وسط داره زندگیشو میکنه بذار خوش باشه

بابات میگه برو سیلی بزن پاشو بروووووو
بچه رو بغل کن ببر بگو بابا دعوات میکنه آ ساکت باش بخواب دعوامون نکنه بچه میفهمه

شوهرت اگه بچه‌شوکتک هم بزنه بهتر از اینه که مثلا بابای خودت‌سرش داد بزنه ، حتی خودشم کمتر ناراحت میشه، الان من راضی ام بابام کتکم بزنه ولی بابابزرگم‌بهم نگه برو اونور تر بشین. از طرف پسرت نگو دیگه عزیزم ، اگه میتونی یمدت امتحانی بفرستش اونجا ، شرعا عرفا قانونا باید پیش باباش باشه چرا از بابات ناراحت میشی؟ هرچقدم دوسش داشته باشه بچه ی بابات نیست خون و نطفه ی اون نیس بقول خودش - فردا اگه پسرت زمین بخوره جایی شوهرت دست از سرت برنمیداره ، حتی خودت پسرتم بزرگ بشه ازت تشکری نمیکنه بابت نگه داشتنش بهت میگه تو بمون من میرم پیش بابام ، بزرگ شد میخوای بهش بگی بابات ۳ ت‌ومن میزد به ج‌ ن د ه یا فحشم میداد یا سرت داد میزد یا با دختر داییش چت می کرد یا چی؟ هیچکدوم از این دلیلا برا اون نه برا قاضی نه خانواده خودت نه جامعه موجه نیستن ، فقط خانومای گهواره میان اینجا حمایت می کنن نه تو زندگی واقعی،، تو قلبت روحت آسیب دیده شکسته احساساتت عزت نفست و غرورت ولی هنوز یاد نگرفتی که هیچکدوم از اینا ت‌و دنیای واقعی اهمیت نداره تو دنیای واقعی فقط پول غذا و مادیات مطرحه ، هروقت یاد گرفتی احساساتتو بزاری زیر پاهات توام مثل بقیه برای بقا بجنگی اونموقع شرایطت بهتر میشه

هرجای دنیا باشی یه زن تنها و یه بچه بدون شغل و سرپناه نمیتونی دووم بیاری . خیانتتت خیلی تلخ و سخت و غیر قابل بخشیدن هست ولی پای بچه ات در میونه . به نظرم اگه میتونی برگرد بخاطر بچه ات. تو کوچمون دوتا بچه طلاق داریم اصلا کل بچه ها و بزرگترا یه جور دیگه به اینا نگاه میکنن ادم دلش میسوزه

بازم اونجا از خونه بابات بهتره

به حرف وکیلت گوش کن
طلاق بگیر
مهریه و نفقه و حق بچتو ماهانه بگیر
بچه بزرگ‌تر میشه تا اون موقع
بزارش مهد و یه شیفت سرکار برو
طلاق گرفتی بگو میخام یه اتاق اجاره کنم مطمئن باش بابات اینام چون دوتا بچه دارن و بچه تو شلوغه قبول میکنن
اگرم قبول نکردن دیگه خودت بچه نیستی زورکن و اینکارو انجام بده

الانم که موندی واسه سه تومن عتیقه شوهرت
بجاش یه گرم طلا بفروش میشه ۱۶ تومن که یکم ذهنت روم بشه
این مدتم تو خونه باباتی سعی کن زیاد تو چشمشون نباشی

بمون خونه بابات جدا شو کینه ای نباش
همه تون عصبی اید قبول کن

چرا درخواست مو قبول نمیکنی؟؟؟؟

گلم یا باید بسوزی و بسازی تو سری خور بشی یا بابد هرطور شده طلاق بگیری و از اون استان بری

عزیزم برگرد سر خونه زندگیت برو خونت خانوادت از شوهرت بدترن

به نظرم برگرد . تحمل کن کاری پیدا کن یا پس اندازی با پول شوهرت برا خودت داشته باش . و بچه بزرگتر بشه خودش بخوادت اینجوری راحتر میتونی جدا بشی

سلام عزیزم من الان تاپیک هات رو خوندم انگار فقط قضیه خیانت هست که میخوای طلاق بگیری؟ ببین اگه بچه نداشتی قضیه خیلی راحت بود ولی وقتی بچه داری چون در مقابل اون بچه مسؤلیم پس اولویت با بچه هست. بعدم کسی باید طلاق بگیره که خونوادش پشتش باشن . بچه اش رو بخوان . دلسوز باشن. نه اینکه بخوای زجر بکشی. یکی از آشناهامون با شوهرش به مشکل برخورد فوری طلاقشو گرفت چون پدر و مادرش پشتش بودن . بعد یکسال دیروز با یه پسر مجرد عقد کرد.

سوال های مرتبط

مامان منیم بالام مامان منیم بالام ۳ سالگی
فرزندپروری
هی میگین پیم بده هم میگین ج بده خونروبگو اروم باش برگرد
اخه بچهاااا دیروز یساعت توتلفن گفتم ارومم گفتما گفتم بخاطرمن نه بخاطربچت خونه درس کن خونه مستقل بگیر بخاطر همه کثافتایی ک ب باراوردی یخونه بگیر
اقاراضی نمیشه دلش نمیادازاون بن بست دربیاد خونه مفتی ۵۰مترس بدون اتاق تویه حیاط بامادرشوهرجاری چسبیده بهشششششششششششش
خسته شدم دیگ اخه من چ غلطی کنمممم
۲۹فرودین عروسی پسرهمسایه بود بااونم فامیله از۱۳رفته بچشوندیده بود بعد ظهر۲۹ اومد بچروبردگردوند اونقدگریه کروبچم میگف باماشین بگردون منو اونم رفته بود عروس کشون منم رفته بودم بامامانم پسرم بخاطرماشین اصلا نمیومد پیشم
بعد تارسیدم خونه زودبچرودوتابستی گرف داددستش اورددادبمن رف ازعروسی جانمونه بعدشم شب ب مادرش زنگیدم ک ب پسرت بگو بچشو ببره مامیریم عروسب گف واااااااا پسرم میگ منم میرم بابای مهسا نمیره نگهداره.......اینقداشغاله این بشر من باشم میگم ۱ماهه بچمونمیبینم گوربابای عروسی یه شب بابچم باشم.....
مامان منیم بالام مامان منیم بالام ۳ سالگی
فرزندپروری
بچها دیروز اورهانو بردم دکتر بامامام بابام
بعد به خانم پرستارمیگم شربت گیاهی موجوده برا تنظیم خواب میگ نمیخابه میگم روزا نه شبا ۹ ۱۰میخابه تا ۷ ۸صب میگه واییییی دیوونه ای مگه اون طفلی خودش خوابش تنظبمه نتونستم بگم دیوونه نیسم اینا هی میگن بچت خیلی شلوغه خواب نداره....
بچها امروز هی زنگید برنداشتم اخرش پیم داد بچموکشتین دوباره زنگید مامانم گف بردار بعد همون حرفای همیشگیشومیزد....جالبه همون بددهنه همون خسیس همون بددل....یبار ازطریق ولد فهمیدم باپسرخالش رفتن قراربادوتازن توکافه اونو ک گفتم میگ میدونم اوم پسرخالم گفته بهت بهش پیم دادم گف اره زنت ازمن خوشش میاد بچها اون پسره عمرا اون حرفوبزنه ببینین فقط این اشغال چقد بی ن.اموسه میخاد اینجوری ازم حرف بکشه....میگه یبار دوبار رفتم نرفتم پیش حراب همه چیوگندش میکنی....
بچها میگف من پول براخونه ندارم این خونه رودرشو عوض کردم و دیوارمیکشم....حاضرنیس یه قدم برازندگیش برداره
من بخاطراورهان راضی بودم خونه بگیره حق طلاق بده برگردم ولی دیگ عمرااااااابرگردم ب خوداشغالی خیلی نفهمه خیلییییییییییی
مامان ساواش مامان ساواش ۲ سالگی
سلام مامانا پسرم بعضی وقتا بچه هارو میزنه خیلی خوب شده بود ولی بچها تو کوچه انقد بهش گفتن نزنیا اینم باز بدتر شده میزنه حالا یساعت پیش رفتیم کوچه همسایه روبه رومون دخترش تو کوچه بود ۱۱سالشه پسرم بعضی وقتا باهاش بازی میکنه نشست پیشش منم اومدم از خونه گوشیمو بردارم نگو تا من برکردم پسرم صورتشو یکم چنگ انداخته رفتم دیدم داره ساواش و دعوا میکنه هی سرش داد میزنه میک خاله ببین میزنه منم زدمش رفتم جلو گردن پسرم کلا جای چنگ بود از پشتشم زده بود پسرم فقط یدونه صورتشو چنگ انداخته بود بعد اون ۸سال اخه از پسرم بزرگه حالا باز گفتم عب نداره پسذم زده اونم زده باز اومدم خونه غذا رو نگا کنم برم رفتم دیدم پسذم نیس رفته بود کوچه بغلی این دختره هم با ی دختره دیگ رفتن دنبالش هی اون یکی دختره میگ من اینحا وایسادم هواسم هست برو بزنش بیا میخان پسرمو بزنن منم دختره رو دعوا کردم کفتم یدونه زده چن تا زدی دیگ واسه چی میخای بزنی گف دلم هنوز خنک نشده باید بزنم شما حای من باشین چیکار میکنین با همچین همسابه هایی همشون اینحورین کوچه هم ک نری نمیشه پسرم صدای بچه ها میاد میگ من میرم کوچه؟