۱۲ پاسخ

هرطورکه باشما برخورد کردن شماهم همون‌طور برخوردکن عزیزم

من باشم چیزی دست دخترم میدم تا بچه اونم گریه کنه بعد میگم من نمیتونم از دخترم بگیرمش .به هیچ عنوان نرو پیششون چون هر جور حساب کنی به مشکل میخوری چقد سخته با خانواده شوهر همسایه باشی

باز بچه خواهر شوهر تو کوچیکه بچه خواهر شوهر من سن خر پیغمبرو داره میریم خونه مادر شوهرم اونم همیشه تلپه اونجا بچه من هرچیو میگیره از دستش میقاپه میبره قایم میکنه میگه میشکنه بچه منم گریه میکنه .وسیله هایی که واسه خونه پدر شوهرمه .بسکه افریتس

چ عمه ایه اون آخه من ک اگه خواهرشوهرم هزار تا مشکلم با من داشته باشه ولی بچمو میذاره روی چشمش

هروقت اون اونجاست تو برو یه جای دیگه

ببین تا وقتی خواهر شوهرت هستش سعی کن بچه تو خونه بمونین...یا اگه بچت میره توام باهاش باش...دیگه تو این سن بچه ها لجبازی دارن..تا یکم بزرگتر بشه هم بازی خوبی باهم میشن...

یه مدت نذار بره خونه مادر شوهرت
و نذار با اون دختره بازی کنه

عزیزم کاری ب خواهرشوهر مادرشوهر ندارم چون اونم ۲.۵سالش هست طبیعیه بچه ها باهم کنار نیان بچه هستن گاهی باهم خیلی خوبن گاهی باهم لجبازی میکنن اگه بین بچه بیفتی فقط تو این وسط بد میشی حالا اگه خواهرشوهرت بی عقله تو نباش کم محلی بهترین گزینس...یا دخالت نکن بزار دخترت خودش حق خودشو بگیره یا فقط میتونی اینجور مواقع حواس دخترتو پرت کنی ک یادش بره

عزیزم این مشکله بچه هاس شمابزرگاخودتون رودرگیرنکنیدتواین سن بچه هاوسایل خ
ودشون روبه
کسی نمیدن.این طبیعیه.دعوانداره..شماهم برای بچه تون یه چراغ قوه بخرید..دیگه دعوانمیکنن..مادرشوهرت ایناچیزی که نگفتن.تاشماهم جوری رفتارکنید..اگه بین شماکدورت پیش بیاد خودتون اعصابتون خوردمیشه..چون بعدیه ساعت بچه هااشتی میکنن..فکرتوواسه این چیزادرگیرنکن.

بچه اون عزیزه بچه شما نه بنظرم خواهر شوهرت می‌تونست بعد چند دقیقه بگه دخترم دربیا دختر شما بره تاب بازی یا همون چراغ رو بگه بزار یکم دختر من بازی کنه بعد بهت میده یا حداقل با چیز خوبی دخترت رو سرگرم میکرد و... اون واقعا رفتارش بده از این ب بعد خودت اینجوری بگو و بگو ک هردوشون بچه هستن نمیشه ک اینجوری نهایتا اگه اینجوری باشه توهم برخورد جدی کن با خواهر شوهرت بگو‌دختر منم بچه هست

سخته میدونم ولی هوای بچتو داشته باش با یه چیز دیگه سرگرمش کن بگو اون کثیفه اخه نزار اصلا بهش زور بگن اونا

فقط خدا بهت صبر بده منم ۴سال باهاشون تو ی حیاط بودیم میدونم چی میکشی
دراین مورد هم نمیدونم والا چی بگم، ولی همینی ک نوشتی رو بزن هوش مصنوعی قطعا خیلی جوابای بهتری میده و قشنگ راهنمایی میکنه

سوال های مرتبط

مامان رایان مامان رایان ۳ سالگی
سلام خانوما ظهر همگی بخیر
اینم میان وعده شیطون خونه 😊
صبح ۴نیم با گریه بیدار شده پا شده میگه مامان تاب 😐 هی گفتم نه مامان بیا اینجا بخواب آخه دو شبه هی بیدار میشه میگه تاب گفتم از سرش بیوفته ولی کلی گریه کرد گفت تاب تاب مجبوری بردم تو تاب گذاشتم به صندلی اشاره می‌کنه ک بیار بشین میگم بچه بخواب میگه مامان مامان رفتم صندلی آوردم اینسری پاشو آورده بالا میگه پا پا. که پاهاشو ماساژ بدم 😐😐😐 میگم من خپابم میاد می‌خوام بخوابم ببین کسی بیدار نیست همه خوابیدن اشاره می‌کنه ک ببرمش از پنجره بیرون رو نگاه کنه 🙄 بردمش نیم ساعت بیرون نگاه کرده حتی گفتم من میرم لالا نیومد رفتم به زور اوردمش گریه کرد ، شوهرم بیدار شده دادم بهش خودم رفتم دراز کشیدم
بیچاره نیم ساعت تابش داد نخوابید میگه شیر درست کن میگم بابا من اینو از شیر شب گرفتم توام هر شب تا گریه می‌کنه میگی شیر بده 😑😑😑 گفتم برو بخواب خودم باهاش بازی میکنم ، یکم کتاب خوندم براش ادا در آوردم
تا آقا رضایت داده خوابیده ، وای یعنی امشب اگه گریه کرد می‌خوام مقاومت کنم تا این تاب از سرش بیوفته 🥴🥴 سه شبه خواب ندارم امشب هم دیگه دو ساعت بیدار بود ۶نیم خوابیدیم 😐
چرا اینجوری شده ؟
نگاه کردم دندون هم در نمیاره ، شکم درد هم ندارد چون آب نعناع میدم بهش ، نمی‌دونم چرا هر شب بیدار میشه میگه تاب 😑😑😑