من باشم نمیذارم ببره حالا اگ قرار دعوای شدیدی هم بیفته بچه ساله هنوز کوچیکه بتونه با پدرش تنهایی بره شهرستان اونم عروسی و جای شلوغ
مادریم و همیشه نگران حتی برای خدایی نکرده زمین خوردنش... من بشخصه حساسم
بنظرم بچه ب وجود مادرش همیشه نیاز دارن همه جا من بودم قبول نمیکردم ببره چون اگ اونم اوکی باشه خودم تحمل ندارم نیاز ب مراقبت داره اقایونم اون حساسیتی ک مادر رو بچه داره رو قطعا ندارن
نه عزیزم شماحساس نیستی مادری
هرکی جات باشه میمیره و زنده میشه تا بچه برگرده واسترس کمردردتم بدتر میکنه با پدرش از در دوستی وارد شو ومحترم حرف بزن بگو این بچه ی هردومون هستش به تو ربط نداره معنی نداره منم مادرم تا ببری بیاریش میمیرم و زنده میشم من نمیتونم بیام چون کمرم درد میکنه میمونم که کمر دردم بهتر بشه نمیمونم که بچه رو ببری و از استرس سکته کنم که.
بگو عروسی یه شبه میگذره به خاطر به عروسی زنتو سکته نده چون زنته که برات میمونه
ولی این حرفارو وقتی بگو که باهم دوستید وخوبید نه وقتی دعوا دارید وبا تحکم باهاش حرف نزن که نباید ببری حق نداری وفلان!
ببین یکم با عزیزم جونم رامش کن اگر قبول نکرد فلجم شدی باهش برو
بگو تو ماشین نمیشینه راه زباده اذیتت میکنه بگو شب لج میاره
اگ بیخیاله نده
فکر میکنم همسرتو سرلج انداختی مردا تا حس میکنن با دستور باهاشون صحبت میکنی فوری گارد میگیرن بازبون رامش کن عزیزم بگو اتفاقا اگه تو بچه رو ببری من بیشتر میتونم استراحت کنم اما راه دوره توی ماشین خطرناکه و…. اگرم قبول نکرد صددرصد به خاطر راحتی خیال خودت سعی کن بری چون تا برگزده همش قراره استرس بکشی که از درد کمر بدتره
خواهر خب پیش خودتم باشه می خواهی کار کنی، ادیتی دنبال بچه باشی
اگه اینجوره برو
عقب ماشین بخواب گلم
تو خونه هم همون کارا رو می کنی دیگه چاره چیه
مردا همیشه به دنبال راحتی ان، خودشون اذیت نمیکنن، اون میخواد عروسی که خوش باشه ی بچه سه ساله با خودش نمیبره که تو دست و پاش باشه، بنظرم میخواد لج تو رو دربیاره و یکم اذیتت کنه چون میدونه حساسی.
حال مرد جماعت همینه
اگه اون شهر کسی و داری تو هم برو بزار اون بچه رو ببره جشن تو برو خونه اون فامیل خانواده یا هرکسی حداقل کمتر فکرت درگیره
عزیزم اجازه نده ...این مردی که تعریف میکنی بچه میبره عروسی خودش مشغول رقص اینا بچه گم میشه بیرون تالار در این حد......بخدا من خودم بچه مو میبرم عروسی اینقدر باید دنبالش باشم اصلا عروسی نمیدونم چیه چی شد ....نذار بره یا برو.یا به مادرش یا خواهرش بگو اصرار کنن بچه نبره عروسی
من شوهرم انقدر که به مهرسا میرسه وبلده من بلدنیستم بخدا پدرشه عزیزم نگران نباش اون نمیزاره بچش اذیت بشه
یعنی شوهرت تواین وضعیت قراره تنهات بذاره ؟؟؟
ببین حق داری تو سه روز دلتنگ بچه ت بشی و نتونی ازش دور بمونی این کاملا طبیعیه
و اینکه همسرتم دوست داره ببره بچه رو عروسی و به فامیلا هم یجورایی میخواد نشون بده ک این بچه منه و...اگه واقعا خیالت راحته از اینکه پیش باباش باشه منظورم از اینکه خیالت راحته اینکه ب غذاش و پوشش و خوابش اهمیت بده چ اشکالی داره بزار ببره شمام سه روز استراحت میکنی بخاطر کمتر یا اگه شرایطش رو داری اصلا خودت برو
من میدم ببره چون باباش بیشتر از من حواسش هست بش و دنبال بچشه
البته فرق میکنن آقایون باهم
وای اصلا بعضی مردارو نمیفهمم سر لجبازی میخواد با احساس بچه بازی کنه..اصلا و ابدا اجازه نده..بابا هرچقدرم مواظب باشه بچه مادرشو میخاد..اینجوری کمرتم بدتر میشه با استرس والله
نذار خب ببرتش ولی تو اسلام گفته حق فرزند برای پدر است و بچه مال پپدر است و مادر حق حضانت نداره و شما هم به دستور اسلام پیروی کن و حرفی نزن و مطیع شوهر باش
البته اینم بگم ببین پسرت چجوریه بدون تو میتونه اداره ش کنه و شوهرت بلده بچه جمع کنه ......
شاید بتونه نگه داری کنه بزار ببره بعد بهش نگو حق نداری بدتر می کنه باهات
من بودم اصلا اجازه نمیدادم احتمالا لج و لجبازی شده ک میخواد ببرتش سعی کن آرومتر باهاش حرف بزنی شوهرت معلومه غد و یکدنده س الان رگه چلیشون گرفته
باید آروم باهاش حرف بزنی و باهاش کل کل نکن و اصلا اجازه نده پسرتو بببره
اگر بچه ات اروم و شوهرت مراقب بزار ببره
اگه تو مادری اون پدره اعتماد کن بهش بده ببره اتفاقا استراحت میکنی تشویقش کن اتفاقا
من باشم نمی زارم مگه بچه ی سه ساله تنها وایمیسه تو عروسی.
بذار ببره چند روز استراحت کن
با اپلیکیشن گهواره، هر هفته در جریان تغییرات و نیازهای کودکت قرار بگیر.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.