۷ پاسخ

منم ببینم

چیزی که دوست داره رو نریز تو شیشه
مثلا شیری ک دوس داره با لیوان نی دار بهش بده
تو شیشش شیرو با آب قاطی کن بی مزه بشه یا حالا هرچی ک خوشش نمیاد دوسه دفه بریزی تو شیشش خودش از چشمش میفته میندازه کنار

اول نوبت شیر رو کم کردم و عادت دادم با لیوان شیر بخوره چون باید روزی دو لیوان بخورن ولی شیشه رو ول نمیکرد به پیشنهاد دکترش سر شیشه شیر رو بریدم دیدم با اون حال بازم میخوره یکمی بیشتر بریدم بازم خورده بار دیگه از ته بریدم که نتونه میک بزنه دیگه‌نخواست

منم یکی از بچه هام خیلی خیلی وابسته بود حتی برا خابیدن هم حتما باید میخورد یه روز همه شیشه هاشو جمع کردم گفتم کلاغ برده دیگه نداریم یکم بهونه میاورد میگفتم چیکار کنم کلاغ برده تا از سرش افتاد

دختر منم خیلی وابسته بود و زیاد هم شیشه میخورد منم یه روز سری شیشو برداشتم همینجور گذاشتم تو خونه وقتی گفت شیشه میخوام گفتم برو بیار شیشتو رفت شیشو بیاره دید سر نداره گفتم فرشته مهربون گفته بزرگ شدی دیگه نباید شیشه بخوری برا همین اینو برده بجاش برات جایزه بیاره دیگه همین شد بهانه ایی برای گرفتن شیشه تا دو سه روز هی یادش میومد میگفتم دیدی که فرشته مهربون برده سرشیشتو اینجور شد که دیگه ترک کرد شیشه رو 😁

من منتظر شدم شیر خشک تموم شه تو خونمون تموم شد کلا جم کردم اصلا پیشو نگفتن فقط یبار یکیش گفت ممه ولی قبل خاب ابمیوه با نی خوردن بیرون

ما رفتیم باغ وحش جلو قفس میمون ها بعد داشتم میگفتم ببین گنا دارن هیچی ندارن بخورن و...با این که زیاد وابسته شیشش بود یهو دیدم پرت کرد میمونه برداشت😂😂😂😂😂
میگه شیشه من برا اونا بخورن
دیگه از همون روز ترک کرد کم کم گفت مامان شیشه مخام گفتم خودت دادی به میمون ها
تموم شد و رفت

سوال های مرتبط