۱۰ پاسخ

عزیزم تو اوج اضطراب جداییه

بچه منم همینه و خسته ترینم

سپهر هنوزم همینجوریه فکر میکنم نسبت ب قبل بیشتر هم شده وابستیگش

من با جون و دل درک میکنم همین الان داشتم میگفتم خدایا دیگ صب بیدار نشم وااای حتی یک لیوان آب نمیزاره بخورم از کنارش نباید تکون بخورم همش بغلم یا چسبیده ب پر و پاهام خسته شدم خسسسسته

صبوری کن عزیزم تو تنها پناه امن اون بچه ای 🥲
منم ادرینم اصلا بچه آرومی نیست پسرتو بزار اولویتت همه کاراتو بیخیال شو فقط ب اون بچسب این سن ،سن اضطراب جدایی‌شون هست دندونم ک درمیارن بچه ها بیشتر اذیتن
به این فک کن این روزا میگذزه و دلت تنگ میشه 😪

ی بخشیش ک اضطراب جداییه
هرچی بیشتر بغلش کنی و کنارت نگهش داری و اروم باشی کنارش راحتر میگذرونه این روزهارو

مربوط به سنشون و اضطراب جداییه
طبیعیه
دهنمونو سرویس کردن دیگه 😤

وای نگووووووو
من دیگه دارم سر ب بیابون میزنم خسته شدم میرم اشپزی کنم میاد هی شلوارمو میگیره گریه میکنه

پسر منم همونه باید باهش راه بیای میدونم سخته ولی چاره چیه امتحان کن ببین چی دوست داره مثلا پسر من فرنی نمیخوره سیب زمینی تخم مرغ ابپز باشیر خشک قاطی میکنم میخوره سرلاک میخوره هویچ سیب زمینی پورشو میخوره

شاید دندوناشه

سوال های مرتبط