۱۵ پاسخ

بله، از همون اول تایم هایی که من دیگه میخوابیدم مسئولیتش با همسرم بود و هست

حالا من چی بگم که همه کس دارم ولی هیچ کس ندارم ..
تک فرزندم .مادر جوون دارم ولی حتی برای زایمانم نیومد .کاری هم نکردم هااا .کلا شانس ندارم ..حالا بقیه چیزا بماند .
خودم عین مرد هم ماشین تعمیرگاه میبرم .هم کار بانکی .هم خرید .همه چی با منه.کار خونه و نق و نوق بچه و...هم که یه طرف .حالا شما ناراحت باشی یا من نمی‌دونم .هنوز با این اوضاع یک ماهه باشگاهم میرم . بنا داریم .غذا میپزم برا بنا کارگر .بعد میرم کاشی میخرم ..بعد سیمان و ماسه میگم میارن ..و هزاران کار که چی بگم تا لنت ماشین .تا خیلی چیزا خودم میبرم .شوهرم اصلا به ماشین اهمیت نمیده .ماشینم با بچه خودم میرونم 😓😅

کم کم بهش مسئولیت بده بزار عادت کنه این طوری خیلی سخته
من خدایی علی رو حموم میبره، غذا میده، جاشو عوض می کنه لباس عوض می کنه رو پاش می خوابونه
قشنگ میشه سپرد بهش چند ساعت ادم بره بیرون
هیچی بلد نبود خورد خورد هی می گفتم بیا ببین یاد بگیر

شوهرم من نگه میداره هر وقت خونه بود از منم خوب نگه میداره از سرکار هم بیاد خسته هم باشه نگهش میداره من میخابم نمیزاره سرو صدا هم بکنه سرشو زود گرم میکنه وقتی گشنش میشه میده برام چون شیر خودمو میخوره

منم ۲۴سالمه از اول ک دخترم دنیا اومده تا همین الان تمام کارهاش با خودم بوده همسرمم خیلیی کم کمک میکنه

الهی 🥲مسئولیت بده بهش هر طور هس یا بگو بچه تو بغل تو آروم میشه.

شوهر من ۹.۳۰ شب میاد 😮‍💨😔من داغون میشم تا اونموقع

نه اصلا در حد ده دقیقه بعد سرکار بیاد بغلش کنه

عزیزم منم بچه اولمه و خیلی خیلی خیلی روش حساس بودم
یعنی به حدی ک‌ از ترس مریض شدنش تا الان بیرونش نبردم ،شیرش سر ساعت غذاش به بموقع همه چی
ولی الان خودم شدم شبیه جن پینه دوز😑شونه ها قوز درآورده گردن درد هم دارم هر روز گریه میکنم
الان خیلی بغل رو نمی‌فهمه عادتش بده رو زمین که مثل من سرت نیاد
بچه سنگین میشه تنهایی داغون میشی
امروز دیگه از درد خوابیده بودم بغل دستش بلند بلند گریه میکردم

اوایل خیلی کمکم میکرد ولی الان فقد در اینحدک صبح اگه خونه باشه ببره حیاط دور بزنه همین 🫤

ما دوقلویم همسرم کمکه
اما باید برنامه ریزی داشته باشی برا کارات ک برسی

عزیزم منم مثه توام راهمم ازمامانم دوره بااین تفاوت یه دخترکلاس اولیم دارم
فقط دلم میخوادزندگی یه دکمه جلوداشت این قسمتشومیزدم جلوبسختی داره میگذره هردوتاشون شدیدابهم احتیاج دارن شیرخودمم میدم خسته خسته ام😪

در حد حموم رفتن یا غذا خوردن همین
منم از خانوادم دورم ولی خداروشکر خانواده همسرم خیلی هوامو دارن و کمکم کردن خود شوهرم اندازه خانوادش بعد زایمان کمکم نبود که خانوادش بود

شوهر من نیم ساعت نگه می‌دارع میده میگه اخ سنگینه دستم درد گرفت 😐😐میگم پس من چجوری بغل میکنم میگه خدا به تو توانش داده

شوهر من کمک میکنه ولی نیست
شب ساعت ۸ میاد
دیگه من نابود شدم تا اون موقع
میگیرش من شام آماده کنم یا میخوابونش

سوال های مرتبط

مامان مامان خوشگلم مامان مامان خوشگلم ۱ سالگی