۱۶ پاسخ

یجا بون خیلی سخته انقد منو عذاب اذيت دادن كه ينى چیبگم خونه خراب شدشون كلى جهيزيع منو بردن تو زيرزمين ٥٠مترى كه حموم و دستشويى شون تو حياط و مشترک بود بامادرشوھرم اينا سقف حياط هم باز
مجبور شدم بعد ٥سال النگوبفروشم بيام مستاجری الان خیلی بھترم خداروشکر میکنم

ببین تو الان توی این زندگی هستی و با دعوا و این جواب همدیگه رو دادن ها درست نمیشه ،بنظرم اول سعی کن رو شوهرت کار کنی بتونه بزاره کنار عرق خوری واین کاراشو و بعد آرام آرام با زرنگی کاری کنی خونه رو عوض کنه و برید یجای دیگ اصلا برید مستاجری وقتی جدابشی تازه میفهمی زندگی یعنی چی توالان توی اون ساختمان پیش اونایی از لحاظ روانی خودت هم در عذابی ونمیتونی هیچ تصمیمی براخودت بگیری فقط باید دور بشی وقتی دور بشی شوهرت هم درست میشه وب خودش میاد

بیا این همه برای دخترت جهزیه کن براش ارزش قائل شو سیسمونی بده اخرش داماد این جوری قدرنشناس باشه
زبون مادرشم اینجوری بلند باشه ازت توقع داشته باشه براش کار کنی عجبا
من جات باشم از اون خونه میرم برای خودت ارزش قائل شو
الانم چیزی نرو نگو ارزش خودتو نیار پایین خدا خودش جای حق نشسته

من چی بگم از اساس اشکال داره کلا زندگیت اون از مادرشوهرت ک توقع کلفتی داره اون از شوهرت ک اینجوریه اینم از خودت ک نشستی با اینا تو ی ساختمونی
اصن چرا بحث خودتونو ب خانواده ها کش دادین چرا ب مادرشوهرت گفتی؟ بدتر شد مشکلت

بعد تو ازهمچین مردی بچه دارشدی عزیزم این لیاقت یه ثانیه موندن توروهم ندارع چه برسه به بچه بعدم این ادمی که شما میگی کاملااااا زبون نفهمه بنظرمن کلا هیچی نگو چون هرچیم بگی اینا چرت گویی خودشونو دارن

من تازه عروسم چرت ترین یخچال ممکن رو خریدی که مثل قدیما صدا میده ی روز خرابه ی روز خوب بعدش آشپزخونه یدونه موکت نداره یدونه فرش نداره برای خودم سرویس نخریدی عروسیم ولی رفتی برای خونه مامانت تلویزیون خریدی هرکسی جای من بود ی ثانیه نمی موند کنارت برگشت چرت پرت گفت آخرشم گفت مامانت اومده خونه ما بعد برنگشته به مامان من سلام بده منم گفتم خوب کرده مامانم تنهایی اومد خونمو تغییر دکوراسیون داد که سیسمونی رو بیاره کسی نیومد کمک کنه که هیچ نیومد ی بار بگه مردین زنده اید بعد توقع هم داشته بریم خونش بگیم چطوری خوبی؟ گفتم به ننت زنگ بزن بیاد ببینم حرف حسابش چیه رفت زنگ زد اومد ننش گفت چیشده شوهرم برگشت گفت سر غذا داره باهام جنگ می‌کنه چرا فلان چیز نخریدی فلان نکردی که زود مادرشوهرم گفت شما منو مریض کردین ظهرش خواهرشوهرم اومده بود خونه جاریم طبقه بالای ما بعد زنگ زد توام بیا منم رفتم باهاشون دست دادم نشستم همین برگشته به شوهرم میگه آره زن تو مارو اونجا دید ی حالی شد من گفتم الان بچه میندازه منم برگشتم گفتم قرآن دروغ گو رو بزنه فقط بس کن هعی هیچی نمیگم حرف درمیاری درمورد مامانم من مگه من نمی‌دونستم شما بالاین که بیام تعجب کنم ی‌حالی بشم؟ برگشته عین گا..و نگام می‌کنه اره خدا لعنت کنه دخترمو که توروجلومون درآورد به هرکسی میگم مریضم میگن فامیلتون بیاد بهت کار کنه دیگه اون یکی عروست که غریبه اس منم برگشتم گفتم مگه من فامیلم که کاری کردین برام که منم فامیلی کنم براتون کار کنم شوهرم عین گاو نگاه میکرد لال عوضی امون نمیداد هیچ حرف بزنم همه چیو برگشته میگه به ننش برگشته میگه چیزای که خیلی مسخره اس ننش برگشته میگه تو غیرت نداری از وقتی کلید در خونه رو دادم به زنت نمی‌دونم کی می‌ره کی میاد

بنظرم کشش نده بی خیال شو
اصلا بهشون محل نده رفت وآمد نکن برای اعصاب خودت هم خوبه
بهترین کار بی محلی کردنه اصلا هر چی گفتن به خودت نیار اونا میدونن تو حرص میخوری بیشتر از این کارا میکنن

فقدمیتونم بگم متاسفم خیلی شرایط بدی داری😑😑

مادرشوهر همینه فک میکنه عروس گرفته انکار کلفت در اختیار گرفته شوهرمون هم بچه ننه بگن بمیر میمیرن بگو من حامله ام بجا تو بیای کمکم من بیام دور تورو جم کنم
وقتی گفت خدا لعنت کنه اونی که تورو گذاشت جلو ما بکو به اون کور که نبودی نیومدی ما که التماست نکردیم بیا مونده پسرت هم نبودم

خیلی سخته همسرت همراهت نیست
ایشالا درست بشه تو به خودت فشار نیار از این به بعد فقط اولویت خودت و بچه ت هستید بعدم‌مامانت اینا
بذار بقیه هر چقد میخوان ورور کن

نمیخوام ناراحتت کنما همه ی مشکلی دارن
ولی بنظرم واسه بچه عجله کردی
تو که شوهرتو خانوادشو میشناسی نمیزاشتی مامانت وسایل بخره
منم مادر شوهرم انتظار داشت مامانم گوشواره بچه رو بخره من نزاشتم
ولی رسم ما اینه مامانم سیسمونی بگیره شوهرم جشن سیسمونی
واس همین مامانم سیسمونی خرید
اگه رسم نبود عمرا میزاشتم بخره

به قدری الان عصبانی شدم میتونم مادرشوهرت پاره کنم 😡 بعدشم شوهرت رو واقعا نمی‌دونم چه راهنمایی کنم آدم تو عصبانیت حرفی نزنه بهتر
کاش هیچوقت نمیرفتین اونجا زندگی کنین
۹۰ درصد کسایی که این کار می‌کنن به مشکل میخورن

خوندم ولی نمیدونم چی بگم 😐🤦‍♀️🥴

ای کاش میزاشتی خودش بخره الان خوب شد که زبونشم سه متره؟ اصن حس مسئولیت داره به بچه؟

بنظرم اول از همه سیسمونی نمیگرفت مامانت بهتر بود اینا ک زبونشون درازه
دوم اینک صحبت کردن هیچ فایده ای نداره با توضیحاتت میخ اهنین نرود در سنگ
جوابش ب خودش بده ن دختر

آخرش اینه طولانی شد یکم 😫🫠
گفتم دیگه داری حد مرز رو رد می‌کنی احترام خودتو نگه دار من جز دکتر جای نمیرم بعدشم قرار مگه من دوبار اجازه بگیرم از توام هر وقت من رفتم دکتر با مامانم تو خونه نبودی یک بار صبح میری بیرون ی بار شب پسرت هیچوقت تا حالا خودش منو نبرده دکتر بعدشم من با مامانم میرم بیرون ب هیچ‌کس ربطی نداره برگشته دوباره میگه خواهر هاتم با مادرشوهرشون اینجوری رفتار میکنن منظورش اینه فکر می‌کنه اونا میرن کلفتی برای مادرشوهرشون تو نمیای چون اون یکی عروسم غریبه اس تو فامیلی باید غذا بپزی بیاری بیای خونه تمیز کنی فلان کنی گفتم چیکارهیچی نگفت گفتم حرفتو کامل بگو میگه من بمیرم وصیت میکنم تو و جاری بالایت منو دغ دادین مردم برگشتم گفتم آره خب حتما کنارشم بنویس پسرم مست میومد خونه زن حاملشو بی دلیل کتک می‌زد ولی من مقصر زنشو میدونستم واینستاد گوش کنه شوهرم مابین کلی چرت می‌گفت مثلا اومده بود مشکل مثلا منو شوهرمو حل کنه میگه میندازمتون بیرون شما برای من کار نمیکنید اومده عقده های خودشو خالی کرد منم الان میخام برم جواب همه حرفاشو بگم بهش نمی‌دونم برم بگم من اومدم واسه خودم زندگی بسازم منو شوهر ندادن که واسه تو زندگی بسازم برمی‌گردی میگی خدا فلانی رو لعنت کنه تورو جلومون گذاشت نمی‌دونم اینارو برم به خودش بگم یا به دخترش لطفاً نگید تقصیر شوهرته همش که خودم میدونم اون بحثش جداس اینو فعلا بگید ؟😑🙄😫

سوال های مرتبط

مامان دیانا  🩷 مامان دیانا 🩷 روزهای ابتدایی تولد
سلام مامانای عزیز میگم امروز مطب دکترم بودم از دخترم 🩷 نوار قلب گرفتن که خدارشکر خوب بود و دکترم گفت این روزها خیلی هواست به حرکات بچت باشه گفتم خانم دکتر اگه زایمان کنم یعنی زوده خوب من بخاطر همین تکون ها استرس دارم گفتش الان 36هفته ای بعد36هروقت که زایمان کنی بچت کامله یک هفته دگه نوبت داد بهم وگفت سنو میشی وده باره زایمانت تصمیم میگیرم هم خوشحالم هم استرس دارم یعنی بعد 36اگه زایمان کنم بچم کامله






بارداری و شیردهی بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری