۶ پاسخ

عزیزم دست خودش نیست🥺 باید مثل مرحله از پوشک گرفتن صبوری کنی تا اذیت نشه
براش توضیح بده ک مامان نمیتونه اینجا بمونه و سعی میکنم زودتر بیام دنبالت و حتما ازش خداحافظی کن عزیزم بدون خداحافظی موقعی ک حواسش پرت شد نری یوقت ک بچه بیشتر بی اعتماد میشه و میترسه

باید مربی باهاش صحبت کنه که بچه جذب کلاس بشه

تو تنها نیستی من الان ‌چهار روزه ساعت۸ صبح میرم تا ۱۲ و نیم

پسر منم روز اول گریه کرد یکی دوساعت موندم مدرسه و یواشکی رفتم خونه الانم وقتی میخواد صبح بره بهونه میگیره ک نمیرم ولی من‌با پسر همسایه میفرستمش اونجا ک میره خوبه میشه یادش میره بالاخره باید ب این جداشدنه عادت کنه

وایی اینجوری عادتش نده
یه چیزی بگیر بده مغملش بهش بگه اگه گریه نکردی جایزه بهت میدم

عین دختر من
از شمبه تاحالا اسیر این بچم میرم تو حیاط میشینم
کلافه شدم دیگه

سوال های مرتبط

مامان 🫶HAKAN🫶 مامان 🫶HAKAN🫶 ۶ سالگی
سلام مامانا، یه مشکلی که چن وقته با پسرم دارم اینه که خیلی میترسه گم بشه مثلا تو آپارتمانمون حاضر نیست تنهایی تا حیاط بره، آپارتمانمونم کلا چهارطبقه و چهار واحده ما طبقه دومیم من بهش میگم دو طبقه رو برو پایین من از بالای پله ها نگات میکنم بازم میترسه بره، بهش میگم آخه از چی میترسی تو که بلدی ما طبقه دومیم میگه میترسم یکی درو باز کنه منو بدزده، پارک بریم من همیشه نزدیک تاب و سرسره ها زیرانداز پهن میکنم و چشمم بهش هست ولی تا من نرم کنار تاب و سرسره بایستم نمیره بازی کنه مگه اینکه پسرخالش باهاش باشه، کلا تا دو ثانیه منو نبینه یهو هول میکنه و گریه میفته، البته با مهد مشکلی نداشت و اونقدر وابسته نیست ولی همیشه از گم شدن میترسه، هرچقدرم باهاش صحبت میکنم که ما حواسمون به تو هست و ما که تورو نمیذاریم بریم بازم فایده نداره، توی مهدم اگه جایی میبردنشون میگفت مامان ترسیدم خانوممونو گم کنم، از لحاظ سر و زبون و اعتماد به نفس تو صحبت کردن خوبه و اصلا خجالتی نیست و کوچیکترم که بود اینطوری نبود ولی الان چن وقته اینطوری شده و بیرون میریم حاضر نیست دو قدم از من فاصله بگیره، نمیدونم چیکار کنم که انقد نترسه، البته من خودم موافق این نیستم که بچه تنها جایی بره با این اوضاع جامعه ولی دیگه انقد که پسر من میترسه ام خوب نیست