۴ پاسخ

پسرمن شدیدا وابسته بود،از خرداد ک ثبت نامش کردم قول وقرار گذاشتیم که پنج روز باهاش برم چهارروز توکلاس پیشش بودم یه روزم خودش روز جشن رو حساب کرد و پنج روز تموم شد
روز ششم باذوق تنهایی با سرویسش رفت و برگشت واونجاهم خوشحال بوده فقط یه بار بهم زنگ زد، خداروشکر هفته اول بخوبی تموم شد ولی سرماخورد و امرزو نرفت و فردام نمیره

من با دخترم کلی درگیر بودم ،ده ماه مشاوره بردم ،هفته ای یکبار ...
در نهایت مجبور شدم با دکتر اعصاب و روان کودک مشاوره کنم و شربت فلوکستین رو براش شروع کردیم . الان خداروشکر خوبه و پیش دبستانی رو راحت می‌ره ولی بازم باید هم شربت رو ادامه بدم هم مشاورش گفت ماهی یکبار تراپی بشه تا کلاس اول رو راحت تر بره .. خلاصه اینکه این اضطراب جدایی مارو دیوانه کرد

من پسرم کلاس دومه ازصبح هزار بار گفته مامان اگه از مدرسه بیام خونه نباشی چی همش استرس داره که برم جایی درحالی که همش تو خونه ام جایی هم نمی‌رم چند ماه یه بار میرم جایی

پسر من وابستگی داره باید بشینم پشت در الان یواشکی اومدم خونه اگه بفهمه هم میگه من دیدم تو اونجا نبودی خیلی ام موقع رفتن اذیت میکنه همش میگه نمیرم

سوال های مرتبط