۱۳ پاسخ

خسته بودی حتما یادت رفته
جن کجا بود خواهر
به چیزای بد فکر نکن

چیزی که اونا درست کردن به دخترت ندهد
شیرو بهش دادی ؟؟؟؟؟؟؟؟

شاید شوهرت درست کرده

منم چندباری اینجوری شدم ک بچمو خابوندم رفتم سرجام ولی نصف شب چشام باز کردم بچم رو پامه ب شوهرم گفتم میگف یادت نیس پاشدی رفتی بیدار شده بود 🤣😂

خودت درست کردی یادت رفته منم یبار اونطور شدم از خستگیه

منم حالا یه صدایی از اون یکی اتاق اومد رفتم دیدم‌یه وسیله از روتخت افتاده زمین.😳😳😳
واقعا ترسیدم😧😧😧😧
گفتم حالا بگم خونه همه میخندن باور نمیکنن،نگفتم.
نمیدونم حالا واقعا بوده یا توهم زدم🫥🫥🫥

ولی واقعا منم سر دختر اولم ابن چیزا زیاد میدیدم خودم ب راه حسن چپ میزدم واقعا میترسیدم ولی برا من کارهای خوب میکرد بعضی وقتا لباساش تا میکرد میزاشت بالا سرش بعضی وقتا هم میدیم قنداق شده یا قنداق باز شده اونور افتاده چون هرشب قنداق میکردم قنداق همیشه پیشش بود چند بار فک کردم توهم زدم دیدم ن بابااا🤣🤣🤣 ولی خودم میزدم ب ی راه دیگه ک سکته نکنم برا این یکی تاحالا نشده همچین چیزی

از خستگیه خواهر یادت نیس🤣

حتما درست کرده خورده زیاد بوده یکمیش مونده🤣🤣
خواهرم به این چیزا فکر نکن شاید خوابالو بودی درست کردی یادت نمیاد

اره بابا توهم زدی. انقدری که انرژی میراریم خسته ای. همش در حال توهمیم

مگه جنا هم شیرخشک میخورن 😅

😂همزمان باهم زایمان کردین؟یادت رفته حتما خاطرات شبای قبل فک می‌کنی شستی منم اینجوری شدم تاحالا

با علی موهای بدنم. سیخ شد 😂😂

سوال های مرتبط