۱۲ پاسخ

عزیزم الان شما تو شرایط بدی هستی می دونم سخته اما ولش کن از امام زمان کمک بخواه کمکت میکنه حتما می دونم سخته اما شوهرت تحت شرایط و حرف های اطرافیانش این رفتار نشون داده تو فعلا تمام محبتت نثار بچت کن از خدا مدد بخواه درست میشه

عزیزم مردا اکثرشون همینن تف تو روش کنم بهش فک نکن الان ب بچت فک کن باید قوی باشی شما

عزیزم واقعا شرایطتت سخته ایشالله خدا کمک کنه
میگم چرا نمیری خونه بابات اینا باز اینطور بهتره حداقل اگ منتی هم باشه میدونی باباته جمع کن و پاشو برو ببین این میخواد چیکارکنه
چون تووایسادی حرف میشنوی معلومه میتازونه

چند تا دختر داری عزیزم؟

سلام عزیزم ..میدونم شرایط سختی داری .ویک ویشنهاد میدم انشاالله نتیجه بده و دیگه نیاز به دستگاه هم نباشه..دخترت رو ببر پیش پزشک طب سنتی ( نه عطاری و تجربی ) تا پشت گوشش رو یک خراش کوچیک بدن بطوریکه بچه اصلا نمیفهمه و انشاالله زردیش زود میاد پایین بعدش بپرس کی بری برا آزمایش..بچت تازه پنج روزشه احتمالا نتیجه میده ..امروز بجنب ..دختر من زردیش ۱۹ بود و خطرناک بستری نکردیم دستگاه گرفتیم شد ۱۵ ولی خوب نشد دقیقا بردیمش طب سنتی نتیجه داد ..خواهرام که همون اول تولد بردن چون پسر زردیش بیشتر بلافاصله اومد زردی پایین ..همسرتون چه کاره اند؟

من بمیرم برا دخترت 🥲خداسلامتی بهش بده چقدمامان قوی ای داره🩷🎀خداجان ارامش بده به این مادر🙏گریه نکنیا دردوبلاتون بخوره تو سر دشمنات بگیر بخورش این بچتو دلم خنک شهههه😍❤️دعاکن من فردا زایمانمه بدونی منم چقد عذاب کشیدم🙃فکرش نکن

ای مادر بمیرم برات

ناراحتی نداره گلم زندگیه بالا پایین داره ...الان هم تو هم سوهرت تحت فشارین بعد زایمان همسرت مادیاتی تحت فشاره تو تحت هورمنات ...منم مثل شما بودم کارم شده بود گریه اصلا نمدونستم چمه شوهرم هر حرفی میزد تا چند ساعت دعواش میکردم ...شمام احتمالا چند بار بهش گیر دادین اونم حالا نفهمیده یهو بدجا منفجر شده ...مغرت اروم کن به نوزادت توجه کن که این لحظه ها اصلا برنمی‌گرده من انقدر پشمونم که اونوموقع زندگی زهرمار خودم شوهرم پسرم کردم

واای چقدر شرایط سختی داری تازه زایمان کردی تو نیاز به محبت و توجه داری بعد اون احمق اینجوری باهات رفتار می‌کنه و ناشکری می‌کنه
مطمعن باش خدا جوابش رو میده خودتو عذاب نده اصلا به فکرای زنداداشت هم فکر نکن به فکر خودت و بچه هات باش
میگذره این روزا هم

برای همچین مردی چرا بچه آوردی؟جلوگیری میکردی
سقت میکردی

قشنگم تاپیک قبلیتو خوندم ناراحت شدم برات
ولی خوشحالم برای. دخترت که همچین مادری داره که با تموم وجود دوسش داره
الان اصلا هیچ واکنشی نشون نده فقط و فقط وقت بذار برای سلامتی اون فرشته ناز اگه بخوای الان با شوهرت کل کل کنی ممکنه وظایفشو در قبال بچه انجام نده
بالاخره گذر پوست به دباغ خونه میوفته بالاخره این روزا هم تموم میشه بعد حسابی تلافیشو سر شوهرت در بیار تا حالیش بشه

منم اینجوری این دوره رو گذروندم و کلی گریه کردم بعدش افسردگی زایمانم گرفتم
مدام کارم شده گریه کردن

سوال های مرتبط