۴ پاسخ

من ک هنوزنگرفتم چون دکترم بردم گفت شیرپاستوریزه بده تاوقتی ب غذاش لطمه نزده بزاربخوره
چون ایناغذادرست وحسابی ک نمخورن

من ازش گرفتم بعد دیدم غذا نمیخوره دوباره دادم البته به دکترش هم گفتم
واسه بچه تو که هنوز هم جا داشت

دقیقا همین حسی و میگیره ک خودت میگی ک انگار مامانم دوسم نداره

یهویی نمیگرفتی ازش روحیه بچه خراب میشه

سوال های مرتبط

مامان یزدان۳ ساله و یارا مامان یزدان۳ ساله و یارا روزهای ابتدایی تولد
تجربه من برای قطع شیردهی(شیرمادر)
الان دقیقا شد یک هفته که پسرم لب به شیر نزده
امروز برای اولین بار وقتی داشت تلویزیون میدید خوابش برد
این برای من این نشونه بود که یاد گرفته مستقل خوابیدن رو
شبا هم که میاد بین منو باباش انقد وول میخوره تا خوابش ببره
من دو سه هفته اخر سعی کردم هی وعده هاشو کمتر کنم مثلا یزدان عادت داشت تا از خواب صبح بیدار میشد شیر بخوره ازش نیم ساعت بگذره بعد صبحانه بخوره هفته های اخر تا میومد درخواسته کنه میگفتم پاشو بریم صبحانه خیلی گرسنمون شده این وعده کامل حذف شد چند شب سعی کردم بدونه سینه بخوابه داستان بگم نازش کنم ولی دیدم نه نمیشه هر جوری شده تقاضای شیر میکنه و کلا چه خواب روز چه خواب شب بدون سینه اصلا نمیتونه بخوابه تو این مرحله به بن بست خوردم
پس وقتی تعداد وعده هاش شده بود سه تا یکی قبل از چرت روز یکی قبل از خواب شب و یکی توی خواب حدود ساعت ۷ صبح تصمیم گرفتم قطع کنم
شبای اول خیلی اذیت میشد چون اصلا بلد نبود بدون شیر بخوابه میبردیم تو ماشین میچرخوندیم تا بخوابه دیدم خب نمیشه عادت سینه از سرش میوفته عادت میکنه به ماشین که دیگه شب چهارم ماشین هم نبردم و انقد نازش کردم تا خوابش برد تا سه شب توی خواب بهش دادم بعدش بیدار میشد گریه میکرد بغل میکردم راه میبردم دوباره میخوابید
مامان دلا جون ❤️ مامان دلا جون ❤️ ۲ سالگی
دو هفته س ی مشکل بزرگ دارم

بچم تقریبا آروم و الکی گریه رو نیست


دو هفته پیش سر هیچ و پوچ موقع خواب ظهر با اینکه دیگه پستونک نمیگیره در طول روز
بهونه کرد بش ندادم ب عالمه گریه کرد
کریه وحشی طور
بزنه خودشو به زمین
وسیله بکشه بندازه
ی وحشی بازی محض که هنگ کردم
به زور آرومش کردم بعد ی ساعت

با همسرم برنامه گذاشتیم نذاریم دیگه تکرار شه این رفتار
که از سرش دربیاد
عادی نشه براش
دو روز دیگه بهونه خاصی نداشت

تا زد و بردمش شهربازی

خانه بازی
سانس ش تموم شد و هم بازی شم رفت
این مجدد چون اون رفت وحشی بازی ش دراومد
بغلش کردم خواستم سرگرم وسایل دیگه ش کنم امون نداد

گریه

گاز‌بزنه به گردن و‌ صورتم با حرص

تا خونه واقعا اشکم دراومد تا برگشتم و‌ با هیچ موردی مودش تغییر نمیکرد

با اینکه سوار ماشین مترو شدم

سر حرصش بدون حواس پرتی موند

هنگ هنگم

من مامانی نیستم از صبر خارج شم یا بزنمش

ولی واقعا دیگه خیلی رفتار سمی شده

دیشبم ساعت ۴بی دلیل با. شروع کرد به گریه

سرشو میبرد زمین با هیچ راهی آروم نمیشد
تا دو ساعت فیکس


باز ۶خوابید تا ۹

حتی بردمش بیرون سعی کردم خسته شه

الان باز موقع خواب با گریه حرصی خوابید بعد نیم ساعت