۵ پاسخ

من ی بار خونه مامانم بودیم امدیم خونه دیدم گوشوارم نیست ب مامانم زنگ زدم گفتم ببین خونه شما یا نه گفت نه نیست حالا من ی طرف دارم با مامان صحبت میکنم ی طرف ساعت دو دو نیم بود تک و تنها تو کوچه می‌گشتم خداروشکر تو کوچه پیدا کردم حالا مگه می‌تونستم بیام تا خونهههه از ترس میلرزیدم ب مامانم میگم مامان توروخدا قطع نکنیا فقط صحبت کن من تا برسم تو خونه

بیدارش میکردی خو😂😂😂😂

من جات بودم دوتام درکون شوهرم میزدم میگفتم بروپوشک بچه روبیار😂

خب شوهرتو بیدار میکردی،من جات بودم شوهرمو بیدار میکردم

🤣🤣🤣🤣

سوال های مرتبط