۴ پاسخ

دختر من ۸ سالو نیم هست جدا دوست نداشت بخوابه تا ۷ سالگی پیش خودم میخوابید پسرم که دنیا اومد جداش کردین ولی تو یه اتاق میخوابیدیم تا الان میره رو تخت خودش پسرمم الان ۲۲ ماهشه رو تخت خودمون میخوابه بچه سومم که تو گهواره اس شبا که شیر میدادم جا نداشتیم به عرض تخت میخوابیم پاهامون میزنه بیرون ولی فک کنم زوده دوسال بچه افسرده میشه چون تو سنی هستن ترس از دست دادن دارن

چرا میخوای جدا بخوابه ؟

ممکنه دوباره جنگ بشه. فعلا جدا نکن

وای دقیقا منم اینجوری شدم.من پارسال این موقع ها جاشو جدا کردم وتوی اتاقش میخوابوندم،تا موقع شروع جنگ خوب بود بعدش همسرم گفت بیاریمش پیش خودمون،هیچی دیگه از فروردین ماه باخودمون میخوابه،دوبار جاشو جدا کردم بدخواب شد صبح ها ۵بیدار میشد گریه و نمیخوابید،الانم که دوماهی میشه از شیشه گرفتمش وابستگیش به من زیاد شده وهی خودشو میکشه سمتم وتوبغلم میخوابه درحالی که اصلا هانا بچه ای نبود که تو بغل بخوابه.نمیدونم کی زمانش هستش که جاشو دوباره جدا کنم وتو اتاق خودش بخوابه

سوال های مرتبط

مامان ماهان مامان ماهان ۲ سالگی
مامانای گل من بیست روز پیش پسرمو از شیشه ش جدا کردم و دیگه بهش ندادم حدود یک هفته خوب بود بعدش کم کم بهانه گیری هاش شروع شد هر روز بد و بدتر شد، هزار تا خوراکی براش خریدم هر روز پارک و خانه بازی و شهر بازی بردم ولی امروز دیگه پشیمون شدم و شیشه ش رو بهش دادم، می‌دونم اشتباه کردم ولی دیگه روانم اینقدر بهم ریخته بود شب نشستم گریه کردم از بس بخاطر هیچی فقط مدااااام ناله و گریه میکرد، بعد من چون پسرم غذا نمی‌خورد از شیشه گرفتم که غذا بخوره که بدتر شد نه غذا میخورد نه شیر پاستوریزه فقط یکسره یا آبمیوه یا بستنی یا کیک که کیکم در حد دو تا لقمه کوچولو. دلم به حالش خیلی سوخت دیدم داره آب میشه کلا پشیمون شدم. اصلا داشت از دوری شیشه ش دور از جونش دق میکرد بچم🥲🥲🥲
امروز منو ب مرز جنون رسوند دیگه شب با همسرم صحبت کردیم تصمیم گرفتیم فعلا باز بهش شیشه رو بدیم. واقعا در خودم و ظرفیتِ روانم نمی‌بینم اینهمه نق زدن و بهانه گیری و ناله ی بی وقفه رو بخاطر ی شیشه تحمل کنم. به همسرم میگم سنمون هم بالاست کم حوصله ایم بخاطر اونم هست.