اخ عزیزدلم واقعا نمیدونم چی بگم بهت که اروم بشی
فقط بدون تو تنها این نیستی
من دختری بودم که همه از زیبایی و به خودش رسیدن حرف میزدن
همیشه مرتب خوشحال
امااااا الان باورت میشه شدم پیرزن۸۰ساله
حتی ازخونه بیرون نمیرم
خداااا خودش کمکمون کنه این اون مادری نبود که ما ارزوش رو داشتیم
وضعیت همه همینه اونمکه میگه بچم اینجور نیست خودش بیخیال و گشاده براش مهمنیست
وضعیت همه همینه اونمکه میگه بچم اینجور نیست خودش بیخیال و گشاده براش مهمنیست
ایشالله که مشکلش حل بشه عزیزم مشکلاتی که گفتی معمولا موقتا میدونم خیلییییی سخته ولی بازم خداروشکر که سلامتِ
من تو گهواره دیدم مامانایی که بچشون هنوز چاردستو پام نمیره یا چشاش مشکل داده قلبش مشکل داره نقص عضو دارن
عزیزممن بچم ۴سالشه نمیدونم بتونی باور کنی یانه ولی تو همه این ۴سال غیر ممکنه غذا بخوره بالا نیاره دیگه دیوونه شدم حتی تمام رفتاراش واسه همه عجیبه ولیچاره چیه مجبور به تحملم
خدا کمکت کنه ایشالله
واقعا خیلی زجر آور و سخته
یعنی من خودمم انقدر عذاب کشیدم سر این رفلاکس و حساسیت که حد نداره
کاملا درکت میکنم
بخدا الان که به بچه م لبنیات میدم، راحت میخوره همش استرس میگیرم، فکر میکنم الانه که رفلاکس کنه، شب بی قراری کنه
باورم نمیشه هنوز
ولی واقعا حسودیم میشه به مامانایی که از اول این مشکل و نداشتن
ایشالا دختر توهم به زودی خوب میشه توهم راحت میشی
منم پسرم 2۰ماهش تموم شده
ولی از اول کولیک داشت
رفلاکس شدید و هنوزم داره زیاد
هنوز سوپ میکس میخوره
اینقدر بالا میاره زندگیم پر استفراغ شده
دیروز که آب میخورد بالا میآورد
همش دکتریم ولی هیچ فایده نداره
مشکل بلع و آلرژی پسرم ولی به جاش شل بودن بدنش پدرم و در اورده ( البته دکتر گفت مشکلی نداره ها) همش میخوره زمین اونم با سر یا صورت ب خدا خسته شدم دیگه دیروز صبح افتاد نفسش رفت دیگه سیاه شده بود ب خدا ولی چیکار کنم خدا خودش بزرگه رفلاکس و بی خوابی ک دیگه نگم برات امشب تا میومد خوابم ببره بیدار میشد روانی شدم دیگه
عزیزم انشاءالله این روزای سخت جاشو بده به روزای شیرین و پر از شادی
تو این دوره مادری سخت نرین کار دنیا شده. اداهای بچه ها نسبت به گذشته زیاده از طرفی کمکی نداریم اکثرا بدغذان یعنی سرویس میشه آدم
ولی به نظرم ببرش دکتر گوارش
ببین اصلا شیرینیجات نده بهش رفلاکسش تشدید میشه. متاسفانه بقبه که به حرف آدم گوش نمیدن میگن شما سخت میگیرین اما واقعا هر مادری بهتر میدونه چی مناسبه بچه اشه
واقعا از ته قلبم برات دعا میکنم هر چند میدونم روزی به این روزها میخندی...
راستش دختر من چالش تا این حد نداشت ولی خودم تو سن بالا و بعد سالها دویدن و نهایتا ivf بچه دار شدیم خیلی عمل کردم و داروهای هورمونی شدید بازم اینا به کنار مادرمو تو بارداری که از دست دادم و زجرش و بیماری سرطانش که سه ماه بیشتر بهش مهلت نداد.... من نابود کرد... به دستور پزشکم سرترالین میخوردم... آرام بخش... میگفتم دکتر آخه همچین داروی قوی تو بارداری؟ گفت کمی بی خیالت میکنه و از گریه و ضجه تو بارداری بهتره... هنوزم میخورم البته دوزش وکم کردم... میخوام بگم شاید خواست خدا بوده تو شهر غریب وبدون مادر بچه خیلی اذیتم نکنه... شایدم تاثیر داروی آرام بخش روی جنین بوده... الله اعلم
کاش خدا کمکمون کنه
عزیزم منم همین شرایط دارم ایقدر افسرده شدم که شوهرم هم ازم خسته شده فقط تنها کاری میکنم التن دل بستم به همون دوتا قاشق غذای میکس که میخوره بچم عصری یکم برنج خودمون با پشت قاشق له کردم با خورشت فسنجون دادم وحشتناک عوق زد از عصری همش تو فکرم باورت میشه خونه هییچکس نمیرم چون بچم هر چیزی نمیخوره میگم گشنه میمونه رفلاکسشم که نگم
اخخخخ بگردم 💔میدونم سخته ولی ب این فکر کن که روزی درست میشه همه اینارو پشت سر میزاری صد در صد یکم تحمل کن یکم صبرت باید بالا ببری
با اپلیکیشن گهواره، هر هفته در جریان تغییرات و نیازهای کودکت قرار بگیر.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.