عزیزم این سری خواستن بیان تو لباست و در بیار ث نرو بگو میخوای با اونا بری برو من میمونم خونه چند سری دعوا و داد بیداد راه بنداز دیگه بترسه نکنه این کارو
تا وقتی یه جا زندگی میکنیم همینه
منم شوهرم اینجوریه تا میخوایم یه جا بریم یا بچه رو ببریم دکتر سریع پایین گزارش میده😐اونام اظهار نظر میکنن که من حالم بهم میخوره تموم دعواهامون سر همین دخالتا و گزارش دادناس😑
ماجدازندگی میکنیم ولی هرجامیخوایم بریم اویزون ماهستن تازه دختراشم ونوه هاشم میان وای حالم داره بهم میخوره.خونه مامانم شماله اونجام رفتنی شوهرم گیرمیده تعارف کن خداروشکر نمیان.مامانم گعتم رونشون نده
ببین ۱۰ سال با مادر شوهر زندگی کردم یعنی روزگارم سیاه کردن اینقدر اذیتم کردن هرجا میرفتم میومد حتی ماه عسلم اومد با پسر مجردش الکی میگفت حالم بده برگردیم یعنی یه روز رفتم سفر به خاطرش برگشتیم توی راه دعوا راه انداخت که چرا خانوادت زنگ میزنن توی مسافرت هیچکس تا وقتی که با مادرشوهر زندگی نکنه نمیتونه درک کنه مخصوصا شوهر آدم بچه ننه باشه
حالا شوهر من برعکسه ب مامان خودش نمیگه ب مامان من میگه بیا تو نیومدنی نمیجسبه😂
بزن تو گوشش ایندفه
عزیزم فقط تنها راهش اینه دیدی اونام اومدن لباستو دراری بگو این دفعه با اونا برو دفعه بعد باهم میریم.
تاوقتی تویه ساختمونین همینه کاری نمیشه کرد
اول با زبون نرم واردشو آروم آروم صحبت کن سعی کن قانعش کنی ،بگو من حریم شخصی دارم ویسری چارچوبهام باید حفظ شه تابتونم درکنارشون زندگی کنم
لزومی نمیبینم رفت وامدم کنترل شه هرلحظه بشدت آزارم میده این مسئله وغ ق تحمل شده برام
کاملا میفهمم چی میگی، منم اصلا دوس ندارم مادر شوهرم بدونه کجا میرم، کی میرم کی میام ولی متاسفانه چون تو یه ساختمونیم متوجه رفت و امدمون میشه ولی خب خداروشکر شوهرم اصلا آمار نمیده
توام ببین قلق شوهرت چجوریه، مثلا شوهر من با زبون خوش و آرامش متوجه شد ولی داد و بیداد اصلاااااا تو کتش نمیره
کنار مادرشوهر بودن خیلی سخته،من دوتا خواهرشوهر مجرد هم دارم بخدا ۹ساله میگم تو کابوسم تموم نمیشه،اینقدر اینا اذیت کردن دخالت کردن از نظر روحی داغونم،شوهرم اولا دهن لقی زیاد داشت،اونم دهن لقی نکنه بازم اینا سرشون تو زندگی ماست،حتی امار سطل اشغالم در میاوردن
بیخود کسی بخواد قضاوت کنه تا با مادرشوهر نشینن درک نمیکنن میفهمم چقدر سختهههه زندگی با مادرشوهر بنظرم یجور تاوانه 😬انقدر ک سخته
من میرم قیافه میگیره مادرشوهرم یه مدت مثلا چهار پنج روز تا یه هفته خونشون نرم بازم تو قیافه س که چرا من سر نمیزنم کلا نمیدونم چجوری موجوداتین نمیدونم ب کدوم سازشون برقصم بالاخره برم یا نرم 🤣
به مادر شوهرم بگو میخوام تنها برم شما رو هم مثل بچه ننه ها راه میندازه پشت سرش اگر خیلی وابسته شماست من از زندگیش میرم نمیشه که اینجور زندگی منم اومدم ازدواج کردم که زندگی مستقل داشته باشم
با اپلیکیشن گهواره، هر هفته در جریان تغییرات و نیازهای کودکت قرار بگیر.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.