۱۳ پاسخ

شک نکن شوهره سر این‌موضوع خیلی حساسه ک خواهر شورت پیام داده لابد شوهرش غر میزنه بجونش ..یمدت بچت بچشونو نبینه دیگ براش عادی میشه و هرجا ببینه سمتش نمیره ..اخه بچن دیگ چرا ادم بزرگا بجاشون تصمیم میگیرن

وای، دختر من هم خیلی بچه کوچیک ها دوست داره دیگه جیگرشون خون میکنه.. شاید خیلی اذیتش میکنه دیگه قابل تحمل نیست براشون

بگو اگ خیلی رو بچت حساسی نیا من نمیتونم بخاطر شوهرت بچمو از اونجا رفتن محروم کنم دلم میخواد هروقتی هر زمانی بچم بره خونه بابا جونش شما نیا دیگ

شوهرت بگه به خواهرش که شوهرتو گوه میخوره دفعه بدی پاشو ادنجا بزاره چقد رودار شدن مردم وای مغزم سوت کشید

چندماه پیش بچه خواهرشوهرم تازه ۵××۶ماهش بود
پسرمم
دوسال و دو ماهشه بود فکر کنم شوهر خواهرشوهرم بهش گفت برو بشین اذییت نکن گفتم کسی به پسرم چیزی نگه
من خودم آدمی هستم که نمیزارم بچه هام بچه ای رو اذیست کنن جز زمانی که بلینم طرف مقابل داره بچه هامو اذییت میکنن
من اصلا نمیزارم کسی به بچه هام چیز بگن
اما شوهرم دهنش بسته است

شوهرت درست گفتن همین طوری یا با هم نرید یا کم تر با هم برید
ما هم همین طوری داریم منم میزارم ظهر میرم از اون طرفم عصر بچم میبرمش کلاس تا زیاد اونجا نباشه

شما صبوری کن و فاصله رو رعایت کن حتی وقتی هم بزرگ شد.یه روز میشه که بچشون بزرگتر میشه بیارن با بچه شما بازی کنه .مقصر خواهرشوهرتون نیس شوهرشه

نمیدونم بچه شمارو ،اما من یه نوزاد هشت ماه دارم و یه دوسال و هشت ماهه
وای که چقدر الکی انگولک میکنه نوزاد ،من چون دخترخودمه تحمل میکنم اما بقیه که تحمل ندارن

این داستان شوهر عمه پفیوز
بیخیال خواهر شما مسیول بیشعوری دیگران نیستی هر چی بوده تموم شده لازم نبوده که حتما پیام بده چقدر کارش زشت بوده غیر مستقیم گفته در واقع خونه همدیگه هم نرید
از همه اینا گذشته چقدر اسم دخملی ناز و قشنگه😘😘😘

اونی که انقد رو بچش حساس نباید از خونش دربیاد بیرون قرار نیست بچه بقیه رو دعوا کنه من کسی با بچم تند حرف بزنه میشورم میزارمش کنار

خواهر شوهرت و شوهرش بی شعورن شما چرا تاراحتین و اعصابتون رو خرد میکنید،این کارا و حرفا برای بچه ده ساله س که میگن،بی خیال باشین و وقتی اونا میرن شما نرید.

موقعی پدرشوهرم و مادرشوهرم فهمیدن اینقدر اعصابشون خورد شده ک اینجور پیامی دادن

منم ب شوهرم گفتم احترام زیادی اینجوریه تا کارمون دارن زنگمون میزنن ماهم باید بشیم مثل خودشون چند ساله شوهرش حتی جواب سلام منم نمیده

سوال های مرتبط

مامان سیاوش‌وکیارش مامان سیاوش‌وکیارش ۴ سالگی
یعنی متنفر از نزدیک بودن ب خانواده شوهر هم خوار شوهرم نزدیکه هم جاریم
خواهر شوهرم ک پنج دقیقه میاد خونه پدر شوهرم ب چشم بچه‌ها خودشو نشون میده می‌ره اینا زر زر میکنن الان من داشتم خونه پدر شوهرم ظرف میشستم بچه‌هام حیاط بازی میکردن این خانمم ساعت ۳میخواد بره عقدکنون اومده خودشو ب اینا نشون داده خواسته بره اینا گفتن می‌آییم خونتون اینم قشنگ برده کوچه گذاشته جلو در برادرشوهرمینا رفته دختر اونم اینارو حیاط نمیزاشت رفتم دیدم اونجوری دیدم حرصم در اومد از دست دوتاشون گرفتم با گریه آوردم خونه درحالی دختر اون بیست‌وچهارساعته خونه منه من این دختر و انقد دوست داشتم ولی از وقتی بچه‌هام بزرگ شدن انقد اذیتشون می‌کنه ازش متنفر شدم یعنی ی چیزی خوردنی دست بچه‌هام میبینه میاد باهاشون طرح دوستی میریزه میخوره می‌ره میاد خونمون با همه وسایل اینا بازی می‌کنه اینا می‌ره خونشون یا نمیزاره یا اگه هم بزاره بهشون وسایل نمیده برگریه میندازتشون یعنی من فقط از خدا صبر ایوب می‌خوام بتونم اینجا دووم بیارم
مامان ساحل مامان ساحل ۳ سالگی
مامانا حالم خیلی بده نشستم یه دل سیر گریه کردم امشب مهمون داشتیم شبم اینجا موندم از سر شب دخترم با دختر اونا بازی کرد مهمونم برادر شوهرم بود بچه ها بازی میکردن گاهی هم دعوا چون اونا مهمون بودن بعد یک سالم اومده بودن من یا شوهرم همش به دخترمون گیر میدادیم نکن بشین دوتا بچه ها همسن هستن آخر شب موقع خواب هیچ کدوم نمیخوابیدن شوهرم هم خسته بود داد زد سر دخترم آورد به زور خوابوندش بیچاره بچم تو خواب هنوز داره حق حق میکنه بچه برادر شوهرمم هنوز بیداره داره تو اتاق دخترم بازی میکنه بدجور از دست شوهرم ناراحتم آخه دیواری کوتاه تر از بچه من پیدا نکرد نباید اینجوری اذیتش می‌کرد احساس گناه میکنم من مادر خوبی نیستم نباید بچم فدای دیگران بشه چرت باید همه خودخواهی کنن اما بچه من نه
دخترم موقعی که عصبی میشه خودشو میزنه میگم نکنه تقصیر منه برادرشوهرم میگه بچت عصبی هست چیکار کنم این کارو نکنه ایا این مشکلش باعثش منم 🥲🥲😭
پوشاک
شیشه شیر
شیرخشک