۱۳ پاسخ

توام نرو پیششون بچتم نبر هر کی احترام میزاره احترامش بذار

بچه ها خواهر شوهرتم نزار خیلی بیان تو خونت بهونه بیار بگو میخوام آرین حموم کنم الان نمیشه بیاین بگو دایی میخواد استراحت کنه بگو آرین میخواد استراحت کنه بخوابه بگو میخوام آشپزی کنم شرایط بازی بچه ها نیست
وقتی هم که میان خوراکی کمتر ببر دیگه چرا ساعت ۵ غذا میدی بهشون ؟؟ برن همونجا بخورن
اگه خواستن برن سر یخچال سریع خودت برو جلو یخچال نزار درو باز کنن یا درو ببند بگو نباید بدون اجازه سر کابینت و یخچال برید اگه چیزی میخواین به خودم بگید یا برید خونه مامانجون

اینطور موقع عزیزم هر مشکلی داری با هرکسی نزار بچت حق کمبود یا حقارت کنه شاید بگی زشته اما خودت پاشو به جا ی لیوان دوتا لیوان بریز جلو چشمشون ببر بده بچت بگو بفرما مامان بخور گلم نوش جونت گرمت شده یا برو برا خودت بریز بخور توام برا پسرت غذا بکش ببر بده بخوره

واسه منم چندبارپیش اومده.هروقت بچه های خواهرشوهرت اومدن توهم بهشون چیزی نده ونزاریخچالتوبازکن.

عزیزم من بزرگ بودم یعنی فکر کنم راهنمایی اینا بودم ما تنها خانواده ای بودیم ک نزدیک و بالای بابابزرگم اینا زندگی میکردیم بقیه همه بیرون بودن هیچوقت یادم نمیره عید شد و بابابزرگم به من و داداشم نفری پنج تومن عیدی داد بعد ک نوه های دیگ اومدن بهشون نفری ده داد اون زمان من یادمه خیلی ناراحت شدم بخاطر این تبعیض و هیچی نگفتم خودش دید و بعد بهم گفت یک فرقی بین دور و نزدیک هست دیگه یه همچین چیزی ،این همیشه تو ذهن من هست نذار بچت این حس بد تجربه کنه سعی کن دورش کنی از این جو چون خودم نمونه کوچیکی تجربه کردم بهت میگم هیچوقت یادش نمیره ،پدر بزرگ من اسیر خاک خدا روحشو شاد کنه ،ولی خب بچه بودم تو ذهنم این ناراحتی همش مونده

و منی ک قلبم درد گرف قربونت برم خاله 🥲

واااای چه دلی داره آخه طفلی بچه چه گناهی داره

بنظر من بگو بهشون با شوخی یا با احترام ...یا کلا اون رفتار میبینی ترک کن بچتم ببر یا حتی برین بیرون اون لحظه

من اگه جای تو بودم جرشون میدادم😃

توام مادر شوهرتو میگفتی مگه ارین نوه ات نیس

مامان من اول ب بچه داداشام میرسه بعد مارو تحویل میگیره وآله

یزید غلط بکنه

عجب ادمیه این مادرشوهرانمیدونم چرابچه دخترشونابیشتردوست دارن فکرکنم دومادشون ک ی ر طلادارن 😁

سوال های مرتبط

مامان ساحل مامان ساحل ۳ سالگی
مامانا حالم خیلی بده نشستم یه دل سیر گریه کردم امشب مهمون داشتیم شبم اینجا موندم از سر شب دخترم با دختر اونا بازی کرد مهمونم برادر شوهرم بود بچه ها بازی میکردن گاهی هم دعوا چون اونا مهمون بودن بعد یک سالم اومده بودن من یا شوهرم همش به دخترمون گیر میدادیم نکن بشین دوتا بچه ها همسن هستن آخر شب موقع خواب هیچ کدوم نمیخوابیدن شوهرم هم خسته بود داد زد سر دخترم آورد به زور خوابوندش بیچاره بچم تو خواب هنوز داره حق حق میکنه بچه برادر شوهرمم هنوز بیداره داره تو اتاق دخترم بازی میکنه بدجور از دست شوهرم ناراحتم آخه دیواری کوتاه تر از بچه من پیدا نکرد نباید اینجوری اذیتش می‌کرد احساس گناه میکنم من مادر خوبی نیستم نباید بچم فدای دیگران بشه چرت باید همه خودخواهی کنن اما بچه من نه
دخترم موقعی که عصبی میشه خودشو میزنه میگم نکنه تقصیر منه برادرشوهرم میگه بچت عصبی هست چیکار کنم این کارو نکنه ایا این مشکلش باعثش منم 🥲🥲😭
پوشاک
شیشه شیر
شیرخشک
مامان دریا🌊 مامان دریا🌊 ۲ سالگی
مامان 🩷پرنســـا🩷 مامان 🩷پرنســـا🩷 ۳ سالگی
حانما میشه یه راهنمایی کنید منو همسرم براعروسی پسر خاله همسرم سنگ تموم گذاشتیم چون هم شوهرم با پسر خاله ش رفیق بود هم من با خانومش کلی شاباش دادیم و کادو دادیم و خلاصه از هر چیزی که فکرشو کنید کم نذاشتیم قبل عروسی پسر خاله همسرم گوشی همسرمو سوراخ کرده بود از بس زنگ میزد تو برام مهمی و تو مهمون ویژه ای و فلان بعد عروسی یه زنگ نزد تشکر کنه تازه خاله همسرم و عروسشون هم پشت من حرف زدن اونم پیش کل فامیل از خاله ها و دختر خاله ها بگیررر تا همه حتی خاله شوهرم پشت شوهرم هم حرف زده بود حالا شوهرم هم هر جا نشسته گفت اینا آدما به درد نخور و نمک نشناسی ان طرف تشکر که نکرد هیچ پشت ماهم حرف زدن بعد الان خواهر شوهرم و مادر شوهرم میگن مگه شما خاله زنکید که گله کردین اصلا صحبتشو نمیکردین الان همونا به گوششون میرسونن منم گفتم میدونم بزار برسونن بعدم همونا هم دل خوشی از این خاتواده خاله نداشتن بعد خواهر شوهرم میگه ما هم دل خوش نداریم ولی طاهرمونو حقظ میکنیم بدبختی منو شوهرم نمیتونیم ظاهرمونو حفظ کنیم به نطرتون اشتباه کردیم 😐
خواهر شوهرم میگه اینجوری تنها میشیدمن گفتم دو نفر اطراف آدم باشن به دردبخور بهتره تا به درد نخور حالا نمیدونم شایدم درست میگه
پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک شیر خشکشبز خشک شیر خشک شیر خشک شیر خشک