۱۲ پاسخ

منم این هفته اومدم دانشگاه😁 بعد یکسال

عزیزم خدا قوت
من از همون اول تنهایی میرفتم
همسرم همیشه خودش میگه برنامه بریز من بچه رو نگه میدارم
اوایل نگران بودم یا میترسیدم الان دیگه ۵_۶ ساعت هم نیستم حتی زنگ هم نمیزنیم
چند بار دیگه عادت میکنه همسر شما هم

مامان صدف بهت افتخار میکنم😍🍰☕

من بچمو بذارم پیش زن داداشم خیالم راحته
آرایشگاه بازار خرید
یا حتی شده با داداشم بیرون رفتم زنشم اومده باهامون بچمو نگه داشته
دو سه بارم همسرمو با پسرم راهی کردم خونه ننش تخت خوابیدم برا خودم😄

از وقتی غذا میخوره بیشتر میتونم ب کارام برسم،چون هم با مامانم هم با جاریم رابطش خوبه و میمونه پیششون
میان میبرنش هم ب کارای خونم میرسم هم ب کارای بیرونم

عزیزم نمیخام تو ذوقت بزنم ولی حیف عمری که تو دانشگاه تلف شد اگه برگردم عقب صد درصد راه دیگه ای رو میرم

اره من رفتم اونم در روز چندبار 😏😏😏 بعضی وقتا گوشیم دزدکی میبرم تازه هیچکسم پیام نمیده فقد قبلش میگم‌دارم میرم دستشویی که نگردن دنبالم😂😂😂

من بگن برو هم اینقد استرس دارم ک شیر بچه رو خوب بدن و اینا میشه کوفتم

وای حست رو درک میکنم . منم از خدامه فقط چندساعت بتونم برم یا لااقل استراحت کنم. ولی شوهرم اصلا خونه نیست و کمکی هم ندارم. به شدت افسرده شدم

رشتت چیه

نه بخدا خیلی دلم تنگ شده تنها برم بیرون یه دل سیر بگردم

من مرداد ماه یه نصفه روز با دوستم رفتم بیرون بچه و پدرش پیش مامانم بودن بعد از ۷ ماه

سوال های مرتبط

مامان مامان بچه هام 🩵🩷 مامان مامان بچه هام 🩵🩷 هفته سی‌ونهم بارداری