۵ پاسخ

اوایلش سخته منم الان تو سختی هام بچم اذیتی نداره خودم حالم بده افیردگی بعد زایمان گرفتم انگار

پسر من بعد ۴۰ روز اوکی شد.هررررچی سختی هم داشته باشه نمیدونم چرا ب دل میشینه

من ۱۲ روزه مادر شدم
از بیخوابی خستگی و استرس نمیدونم چه کار کنم خداروشکر بچم خوبه اما دوهفته زود به دنیا اومد ۲۶۰۰ وزنش کم بود خیلی گفتن ریزع ریزههه و روان من بذتر شد
الانم همونه تغییری نکرده خیلی اما من شیر خودم کمه دارم شیرخک میذم
هم شیرینه هم یه دنیای عجیبیه

خداروشکر تاالان که واسه من اذیتی نداشت بجز اینکه زردی گرفت گذاشتنش تودستگاومراقبتاش خیلی سخت بوداخرشم دستگا بجزاینکه رنگ پوستشوسیاه کرداصلا تاثیری نداشت

والا بستگی به بچت داره من دخترم پدرمونو دراورد تا سه ماه و نیم من نشسته خوابیدم چون میزاشتم روی زمین بیدار میشد خوابش میومد ولی فقط تو بغلم میخوابید همه راهارو رفتم هزارتا دکتر بردم کلی دارو ویزیت همه دکتراهم میگفتن هیچیش نیست .نمیدونم دلدرد بود یا از رفلاکسش بود گرسنه بود نمیدونم .بعد سه ماه و نیم خون دل خوردن و بدبختی کشیدن با وجود کمکی پنج نفر بالاسر بچم بالاخره شیر خشکیش کردم که خوب شد دیگه .هنوزم گاهی بیخواب میشه که احتمال میدم یا از دندوناشه کم پیش میاد دلدرد داشته باشه که دوسه بار امتحان کنم ببینم نمیتونه بخوابه یا استامینوفن بهش میدم یا شربت دلدرد یه نیم ساعت بغلم میزارمش میخوابه دیگه ولی خب از سه ماهگی به بعد واسه من شیرینیاش زیاد شد چون اون سه ماه اول انقدر پدرمونو دراورد با بیخوابی که پنج نفر توخونه نمیتونستیم کاریش کنیم بعد اینجوری بود که باید بلتد میشدی بغلش میکردی دورش میدادی اینکه فقط بغلش کنی بشینی براش قابل قبول نبود .ایشالله که برا شما اینجور نباشه و شیرشو راحت بخوره و بخوابه ولی اگر دیدی یک درصد شیرتو نمیخوره یا شیرت کمه یا هرچی مثل من مقاومت نکن و شیر خشک بش بده جونت راحت میشه

سوال های مرتبط