۴ پاسخ

ببین من اینکاد رو کررم اول اتاق رو خالی کردم گوشه پذیرایی چون وسایل اتاق یه چیزایی که اگه بچه دست هم بزنه نمیشکنه بعدش جعبه گرقتم روزی چند کابینت ظرف جمع کردم گذاشنم اتاق درشم قفل کردم الان تقریبا ظرقام همه تموم شدن لحاف تشک و تختمم فقط مونده لباسام که اونارم دارم بقچه میکنم

کمکی بیار، تنهایی خیلی اذیت میشی با این وضعیت

خیلی سخته اونم با بچه کوچیک، حتما به کمک خانواده نیاز داری تا بتونی از عهده اش بر بیای، یکی باید بچه را بگیره خودت خورد خورد جمع کنی تازه چیدنش توی خونه جدید هم سخته، خدا کمکت کنه

وقد سخته اسباب کشی واقعا ,خدارو شکر من سه ساله اینجا نشستم پا نشدم ،انشالله خدا بهمون رحم کنه و لطف کنه ،بعد اینجا بریم خونه ی خودمون

سوال های مرتبط

مامان نی‌نی مامان نی‌نی ۱ سالگی
خانما همه ی مسئولیت های زندگی رو به عهده دارن
حتی اگه یه مامانی شاغل باشه، همچنان وظایف خونه، بچه داری و حتی مدیریت تامین نیاز های شوهر وظیفه شه. و اون شوهر تنها وظیفه ش اینه که کار کنه. حق داره تا دیروقت جلسه داشته باشه و ۹ شب بیاد خونه، حق داره ۹ شب خسته باشه و بشینه پای گوشی، حق داره تو کارای خونه، شام و خوابوندن بچه کمک نکنه. حق داره تا دیر وقت بخوابه و ۹ صبح از خواب بیدار بشه. و تمام این مدت مادر شاغل باید کارای خونه، بچه و نیازهای شوهرو مدیریت کنه.

مامانای شاغل، چطور نیازهای شوهرتونو بعد بچه دار شدن مدیریت کردید؟ من باید از ۵ صبح بیدار بشم، فرنی و سوپ بچه رو بذارم، مواد ناهار امروزو بذارم، آماده بشم که ۶:۳۰ راه بیفتم برم سر کار. ۲:۱۵ از سر کار راه بیفتم برم باشگاه. ۳ تا ۴ باشگاه باشم و تا ۵ خودمو برسونم خونه که بچه رو تحویل بگیرم. و منم که باید به همه ی کارهایی که مونده برسم.
سخت گیر نیستم، تایمی که نیستم کسی بچه رو نگهمیداره و اون شخص سعی میکنه خونه رو مرتب تحویلم بده. اما بازم وقتی میام خونه خسته م و هنوز یک سوم کارای روز بچه مونده. سعی میکنم برای بچه انرژی داشته باش، شامشو بدم، اگه کثیف کاری کرد عصبانی نشم، اگه غذاشو طول داد باهاش همراهی کنم، اگه لباسشو کثیف کرد بعد غذا عوضش کنم، پوشکشو عوض کنم، دارو شو بدم، وقت خواب بخوابونمش، دذاره دندون درمیاره خوابوندنش مصیبته ولی من باید آرامشمو حفظ کنم. برام سخته برای شوهر هم انرژی داشته باشم. چایی براش درست کنم، میوه براش بیارم، سفره شام رنگین پهن کنم. غذای خوشمزه برای فرداش بذارم و شب لباس خواب پوشیده تو رخت خواب منتظرش باشم که بیاد غافلگیرش کنم.
شما چطور مدیریت کردید که روابطتون سرد نشه؟