دائم با خودت تکرار کن فالله خیر حافظا و هو الرحمن راحمین اگه اعتقاد داشته باشی ارومت میکنه
سلام مامان نی نی زهرا جان . منم سرحاملگی قبلی با سختی های فراوان و استراحت مطلق و زخم بستر دخترم دنیا اومد دقیقا مثل شما بود به جاییکه شاد باشم افسرده بودم گریه میکردم من پاهام هم ورم کرده بود وخوب نمیتونستم راه برم چون استراحت مطلق طولانی داشتم گاهی الکی گریه میکردم کامل درکت میکنم عزیزم. من کمکی که بهم شد این بود که از ده روزگی مادرم رفت خونش وگفت بلندشو خودت به بچت برس چون دید من دارم افسرده میشم. ازوقتی مادرم رفت خودم مسئولیت دخترمو به عهده گرفتم غذا پختم بچه مو جمع کردم وکم کم انرژی پیدا کردم و روحیه ام عوض شد. خودم بچه مو توی دستگاه زردی میزاشتم باز سرساعت شیرش میدادم. شما باید بری منزل خودت با پسرت به زندگیت برسی تا حالت خوب بشه.
خب همه مامان اولیا بلد نیستند و باید بقیه کمکشون کنن طبیعیه خدا رو شکر که مامانت هست کمکت خیلیا مامان ندارن
استرس به خودت راه نده ان شاءالله بچت صحیح و سالمه
خنکی بخور به بچت مرتب شیر بده
چرا نمیتونی به بچت برسی؟
اينا فكراي پوچ و بيهودس خودتو جمع و جور كن هر روز اول از هر چيزي سعي كن حال خودتو خوب كني بعد به فكر بچه و بقيه چيزا باش حالت كه خوب باشه به راحتي بچه داري ميكني و لذت ميبري با عشق به بچت نگاه كن با عشق اين لحظه ها رو سپري كن با فكر و خيال هاي پوچ اين لحظه هاي شيرينتو خراب نكن
منم همینم..
خیلیم شدیده افسردگی بعد از زایمانم.
مثلا وقتی بچم گریه میکنه منم ناخوداگاه باهاش شروع میکنم به گریه کردن.
نمیتونم آرومش کنم یکی باید بیاد خودمو آروم کنه.
شوهرم میاد میگیرتش بعد من ناراحت میشم ک چرا نمیزارید خودم ارومش کنم.
الان دوهفته اس خونه ی مامانمم ولی ذره ای ارامش ندارم همش نگرانم و اگه بچم گریه کنه دیوانه میشم🥲😑
امیدوارم زودتر این روزا بگذره...
منم مثه دیوونه ها شدم از نگرانی و استرس . حالم اصلا خوب نیس .
عزیزم همه این حسها طبیعیه و به خاطر به هم ریختگی هورمونی بعد زایمانه
یادمه من چون شیر نداشتم، هر کی بچهمو بغل میکرد، حس میکردم میخواد بچمو ازم بگیره و میگفتم وقتی من نمیتونم بهش شیر بدم با زنای دیگه چه فرقی برای بچم دارم. شبا کابوس میدیدم بچمو ازمگرفتن.
برای یه کار واجب میخواستم برم بیرون، میگفتم من بدترین مامانم که به فکر خودمم و بچمو گذاشتم پیش مامانم.
ولی یه مقدار که گذشت و حالم بهتر شد،تازه فهمیدم اینا اصلا واقعی نبود. بچه فقط به خودم وابسته بود و از یه جایی دوست داشتم فقط چند ساعت یکی بیاد بچه رو بسپرم دستش و برم به خودم برسم.
بدون هیچ عذاب وجدان بذار دیگران بهت کمک کنن تا حالت خوب بشه.
اما اگر شیر خشک هم میدی، نذار بقیه به بچه شیر بدن،نهایت درست کنن بیارن بهت بدن. اینطوری زودتر حالت بهتر میشه
عزیزمم قربونت برم من تورو نمیشناسم ولی با تمام وجود درکت میکنم اول چندتا نفس عمیق بکش اشکاتو پاک کن عزیز دلم تو میتونی قوی هستی از پسش بر میای همینجوری ک بچتو با بارداری پر خطر دنیا اوردی یعنی میتونی از این ب بعدشم دورت بگردم
زردیش نگران نباش با شیر بشورینش با عرق کاسنی دوغ اینا بشورینش خوب میشه
اصلا انتظار محبت و حرف خوب امیدواری از اطرافیانت نداشته باش اگ داشته باشی و بهت نگن ناراحتر میشی تجربه خودمه🥲
امیدوارم با حرفام حالت خوب بشه ی مامان قوی واسه بچت بشی
منم مثل توعم
نترس خوب میشی
اگر افسردگی گرفتی حتما جایی که هسنی و عوض کن مثلا تک برو خونه مامانت اینا
دلت و بسپار به خدا صدقه بده برا بچه مطمعن باش صحیج و سالم از این زردی گوچیک گذر میکمین اخه واقعا چیز حاصی نیست
عزیزم همه ی مادرا حتما همین حس عذاب وجدان و این چیزا رو دارن اولش .منم اینجوری هستم .گریه هم خو بی دلیل همش میکنم .ولی بچه ت مریض نمیشه نگران نباش .زردیش هم خوب میشه .
با اپلیکیشن گهواره، هر هفته در جریان تغییرات و نیازهای کودکت قرار بگیر.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.