۶ پاسخ

منم عین تو بودم الان دیگه نه🥲خیلی دوست دارم غذا بخورم ولی نمیتونم

منم سر چهار ساعت یه بار باید غذا بخورم اکه نخورم معده درد میگیرم از گرسنگی عین خرس دارم میخورم 😂

منم همینجوریم گلم😅

منم همینجور بودم الان کمتر شده

من خیلی گشنم میشه

منم همینطوریم

سوال های مرتبط

مامان محمدامین مامان محمدامین هفته چهاردهم بارداری
«خدای خوب و صبورِ من،

تو بهتر از هر کسی می‌دانی که در این روزهای اخیر، درونم چه طوفانی برپا بوده است. تو دیدی که چطور در میانِ هیاهویِ زندگی، میانِ نگرانی‌های خانواده و درگیری‌های فکرم، سعی کردم دستم را به دامنِ تو بند کنم و خودم را به تو بسپارم.

خدایا، تو می‌دانی که چقدر برای رسیدن به این لحظه صبوری کردم. من برای این “امید”، از جانم مایه گذاشتم. هر دارویی که خوردم، هر آمپولی که زدم و هر لحظه که نگران بودم، در آغوشِ تو پناه گرفتم. حالا که به آستانه‌ی فردا رسیده‌ام، دلم می‌لرزد… نه از بی‌اعتمادی، بلکه از بزرگیِ این معجزه.

پروردگارا، تو خدایِ “خلق کردن” هستی. فردا می‌خواهم شاهدِ زیباترین هنرنماییِ تو باشم؛ می‌خواهم صدایی را بشنوم که تو خودت در نطفه دمیدی. خدایا، اگر استرس یا ترسی در وجودم باقی مانده، خودت با نورِ حضورت آن را بشوی و ببر. نگذار هیچ غباری از نگرانی، این لحظه‌ی مقدس را برایم تیره کند.

ای مهربان‌ترین، این نی‌نیِ کوچک و عزیز، هدیه‌ی مستقیمِ تو به من است. تو که خودت او را به من بخشیدی، خودت هم حافظش باش. در برابرِ تمامِ بلاها، استرس‌ها و خطرات، او را در دژِ مستحکمِ خودت پناه بده.

فردا وقتی که در سونوگرافی هستم، حضورِ تو را در آن اتاق حس کنم. بگذار وقتی صدای قلبش را می‌شنوم، آن‌قدر دلم آرام بگیرد که تمامِ خستگی‌های این مسیر از تنم بیرون برود.

خدایا، من به تو تکیه کرده‌ام. اگر تو مراقبِ ما باشی، دیگر هیچ غمی ندارم. تو تکیه‌گاهِ منی، تو امیدِ منی، و تو بهترین سرپرستی.

به امیدِ فردا، به امیدِ معجزه‌ات… آمین.