۲۱ پاسخ

سه سال دیگه یادت میره

همه چیم بشدت خییلی زیاد سخت بود🥲🥲🥲🥲🥲

زیاد نگو غلط کنم بچه بیارم خدا سزت میاره😂

افرین‌
هروقت مادری دلش بچه خواست ببرید زایشگاه ببینید بازم میخواد با نه
و اگه مردی بچه دوم خواست ببرید داروخونه قیمت دارو پوشک شیرخشک بهش نشون بدن ویزیت دکتر از اول تا بزرگ شدن بچه ببینن

بارداری آسون
زایمان آسون
بعد زایمان سخت سخت سخت
افسرده‌گی شدید گرفتم🥺

خدارو شکر هم بارداری هم زایمانم خیلی خوب بود فقط به خاطر شرایط اقتصادی الان بچه دوم نمیارم وگرنه دوس دارم دوباره باردار بشم

هعییی چی بگم بعضی وقتا که کم میارم میگم خب مادر بودن همینه دیگه

دخترم وقتی به دنیا اومد گریه نکرد قلبم وایساد خیلی خیلیییی لحظه بدی بود پرستارا هی میزدن پشتش یه چیزی شبیه نی بود یا شلنگ کردن تو دماغ یا دهنش بعد ازش آب کشیدن بیرون بعد گریه کرد رنگش عین گچ سفید بود
در کل هم تو بارداری هم تو زایمان خیلی عذاب کشیدم دکتر گفته بود دو هفته از رشدش عقبه یه مدت رفتم بستری شدم باز اومدم خونه دیگه هفته ۳۸ هم رفتم بیمارستان چون گفته بود تا هفته ۴۰ بمونه خفه میشه باید زود زایمان کنی دو روز موندم بعد دو روز به دنیا اومد
خیلی روزای سختی بود

من خداروشکر بارداری های تقریبا راحتی داشتم فقط موقع بارداری اولم تا ۳ ماه تهوع داشتم از بوی غذا میمردم یعنی ماه آخر هم از اسید معده میمردم رو بارداری دوم هم حالت تهوع کم داشتم و از بوی غذا حالم بد نمیشد اصلا ۳ ماه آخر لگن درد داشتم گاهی هم اسید معده که قابل تحمل بود ولی خب با سختی هاش شیرین بود برام من آدمی هستم که زود این چیزا رو فراموش میکنم و برمیگردم حالت کارخانه 😂
و زایمان اولم هم کمی سخت تر بود از دومی
اولی بعد ۶ ساعت درد زیاد بچه دنیا اومد
زایمان دومی بعد ۴ ساعت درد بچه دنیا اومد اونم درد کم البته شدید نبود خداروشکر نمیدونم بخاطر این بود که جیغ داد نزدم اصلا شایدانرژیم زیاد مونده فقط نفس عمیق میکشیدم موقع دردام میگرفت ولی زایمان اولم تجربه نداشتم خیلی داد میزدم 🤣

ولی وقتی بچمو گذاشتن رو شکمم اون حسی که داشتم رو با هیچی تو دنیا عوض نمیکنم

هر دوش سخته

طبیعی بودم مردمو زنده شدم هم موقع زایمان هم بعد زایمان بخیه هام افتضاح درد میکرد از یه طرف هم مایعات زیاد میخوردم که شیر داشته باشم تند تند دستشویی میرفتم بعد هر بار دستشویی رفتن خودمو با شامپو بچه و بعدش هم با سرم شست و شو میشستم پوشک عوض میکردم و با سشوار خشک میکردم خودمو بعد یه ساعت دوباره همین کار تکرار میکردم خیلی روزای بدی بود

کدوم بیمارستان بودی ؟

شدیدا سخت
حس میکردم عذاب قبره😭😭😭😭
اصلا فکر نمیکردم بعد زایمانمو ببینم
همه رفتن زایمان کردن فقط من موندم
صدای هر نینی که متولدمیشد، میومد میگفتم یعنی میشه منم این صدارو بشنوم
از یک بعد از ظهر تا دو شب اونجا بودم
وای خدا چی بود
بعد از بدنیا اومدنشم با اون وضع زایمانم شیر نداشتم سه روز هی میگفتن بده بمکه میاد شیرت تا بنده خدا از گرسنگی و کم آبی بدنش تب کرد بستری شد اصلا استراحت نکردم هنوزم خستگی از تنم درنیومده ...

ولی به نظر من ارزششو داره

انگار از عمد سزارینای جدید رو یکاری میکنن درد داشته باشی
جدیدا همه ک سز شدن میگن درد داریم ولی اول ایجوری نبود خودمم سز بودم خیلی زجر کشیدم درحالی ک ابجیمم سز بوده ده سال پیش میگه انقد درد نداشتم
من سس درد نیستم

بارداریم آسون بود خداروشکر اونقدری خوب بود که گفتم 3تا بچه میارم😂، بعد که زایمان کردم (زایمانم طبیعی بود) مردمو زنده شدم، بچه داری هم سخته، بدون کمکی و دست تنها
عاشق بچم ولی واقعا با این وضع مملکت و گرونی بهش فکر نمیکنم

اولی بارداری راحت زایمان سخت
دومی بارداری سخت زایمان رو نمیدونم...

بارداری راحتتتتت🤭
زایمان تقریبا خوب
بچه دوم دوس دارم ولی نه فعلا
به من باشه هشت سال دیگه
شوهرم میگه پنج سال دیگه

سخت بود؟درد داشتی بعد عمل

طبیعی بود زایمانت

سوال های مرتبط