۸ پاسخ

شاید حسادت می‌کنه ک نگن تو پسرداری خودش نه و بچه پسر امتیاز میبینن از زمان قدیم متاسفانه..

نه بابا اون بارداره روحیاتش حساس شده دختر از پسر بهتره خیالت راحت خوشحاله

فدات شم همه چیز رو روی حسودی نزار بلاخره اونم انسان دل داره ی دختر داره دوس داشته دومیش پسر باشه ..شایدم ب خاطر این بهتان فعلآ چیزی نگفته نکنه بعد ها بر سونو بهش بگن پسره بعدن حرف پشت سرش در بیاد بگن دروغ گو چون من خودم این اتفاق برام افتاد تا ۶ماه هرچند تا سونو رفتم همه گفتن دختره من وشوهرمم دیگه پیش همه گفتیم دختره خدایش دختر وپسر برامان فرق نداشت چون هم دختر دارم هم پسر خداروشکر بعد ی سونو برای چسبندگی دکترم برام نوشت رفتم انجام دادم دیدم دکتره میگه ماشالله چ پسری اولش خودم تو شک بودم باور نکردم حتی شوهرمم بعدها که زایمان کردم فامیلای شوهرم گفتن مگه ماها حسود بودیم ماریا بهمان گفته دختره

عزیزم بگذار ب حساب تغییرات هورمونی و سختیهای بارداری
اصلا ب خودت نگیر
بچه هرچی ک باشه برکت و نعمت خونه است

بخاطرتعقیرهورمونه عزیزم

ببین دیگه شاید اطرافیان بهش حس بدی دادن هورمون های آدم باردار می‌دونی دیگه خیلی بالا پایین میشه مثلا یهو از یکی بی دلیل ناراحت میشن یا بدشون میاد من بارداری اولم از بعضی آدما بی دلیل بدم گرفته بلاکشون میکردم
یه غذایی درست کن ببر براش اون الان دست خودش نیست واقعا

منم خواهرشوهرم دقیقا مثل جاری تو بود چون بچش دختر بود

مهم نباشه برات

سوال های مرتبط

مامان قند عسل هام مامان قند عسل هام ۱ سالگی
باردار بودم ناخواسته دختر بود اولش نمیخواستم بعد آنومالی بهش دلبستم وقتی گفتن دختره سالمه گوشیمو دادم فیلم گرفتن شوهرم رو انقدر خوشحال شد اولش نمیخواستم ولی بعدش خیلی خوشحال بود کلی لباس دخترونه آورد انقدر ذوق میکردم . ۲۵ هفته فهمیدم بعد انومالی تو شکم مرده بخاطر بند ناف که دور گردنش افتاده خفه شده.
خیلی دلم میخواد جاش سبز بشه مشکل مالی هم نداریم خداروشکر. ولی شوهرم نمیخواد یهو دیدی بعضی وقتا میه شاید حوصله داشتیم خدا دوبار بهت داد اون موقع هم من میگم نه . بهم میگه دوتا داریم ولش خداروشکر کن اینم بگم حال بارداری ندارم شوهرم میگه بزار زندگی کنیم یکی هم بیاد به راحتی میتونیم .‌
میگه مگه زن‌گرفنم بچه بیاره زن گرفتم زندگی کنم لذت ببرم دوتابچه هم از خدا میخواستم که داده .
ولی من دلم خونه چون شد دختر بود رفت دارم میمیرم تا یکی نیارم دلم آروم نمیشه . یادم نمیره .
چیکار کنم من ؟؟ شوهرم نخواد به هیچ وجه نمیارم چون باید تو بارداری خیلی هواسش بهم باشه نزاره آب تو دلم تکون بخوره ناراحتم نکنه عین دوتا بچه هام که رفتار کرد باید باشه که میدونم دیگه حوصله نداره نمیشه .
جای من باشید نمیارید آره . ؟؟؟‌.‌
الان رو هم‌ نمیگم اگه یه زمانی قرار باشه بیارم ۱۰ سال دیگه