امروز روز من حسابی ساخته شده از صبح که بیدار شدم دیدم دخترم لباسشو گرفته میگه خیسه خیسه نگاه کردم دیدم وایییی کل تخت منو جیش کرده خیس آبه 🥴😭 بردم حمام شستمش آوردم صبحانه دادم ناهار گذاشتم باهاش بازی کردم یه دقیقه اومدم دراز بکشم بغل میز ناهار خوری یهو دیدم وایییییی دخترم بالاسرمه ظرف ارده و شیره رو گرفته رو سرم سریع با وحشت پریدم ازش گرفتم یه نفس راحت کشیدم که نریخته تو خونه یهو دیدم یا امام زمان بالشت سرم ارده ای شده از گردنم تا کمرم داره ارده شیره سر میخوره لای موهام ریخته 😤😤 داره میاد رو بدنم دوییدم تو حمام دوباره با ضعف خودمو شستم میبینم دخترم داره جیغ میزنع مامان مامان سرمو بردم بیرون میبینم میز اتو رو برداشته رو هوا نمیتونه دیگه تکون بخوره هر چی میگم ولش کن ول نمی‌کرد ترسیده بود منم وضعیت افتضاح نمی‌تونستم بیام بیرون با بدبختی ازش گرفتم 😭🥴🥴🥴
مغزم رد داده شما تو این وضعیت چیکار میکنید نه میتونم دراز بکشم نه بشینم دراز میکشم خراب کاری می‌کنه می‌شینم میاد رو سرو کولم زندگی برام نذاشته شماها تو این وضعیت چیکار میکنید دلم میخواد گریه کنم داد بزنم از دستش اما نمیتونم به زور جلوی خودمو میگیرم دلم میخواد یه دقیقه تنها باشم دل و کمرم درد گرفته از دستش انقدر که دوروزه از دستش حرص میخورم نمیتونم واکنش نشون بدم 😭😭

قطره آهن مولتی ویتامین شیرخشک تب پوشک

۲۱ پاسخ

عزیزم وسایل خونه جمع کن بزار توی یه اتاق درشو‌ببند، صندلی و بزار رومیز که دستش نرسه به اون یا رو میز نره، تا جایی که میتونی کابینت پایین آشپز خونه خالی کن، که نره سراغ وسایل، من خونه آمو کامل جمع کردم هرچی هم که فکر میکنم ممکنه خراب کاری کنه گذاشتم اتاق خواب خودم درشو‌ بسته ام، ، دیگه اینکه بهش با آرامش بگو دست نزنه، و هیچی و جلوی دستش نذار، فقط دیگه دراز می‌کشی میاد رو سرو کله ات که راه چاره نداره، و اینکه حتما بچه ارو بعدازظهر عادت بده بخوابه که خودتم استراحت کنی

عزیزم من وقتی دخترم دیگه خیلی شیطونی میکنه میذارمش توی تخت ش نمیتونه بیاد بیرون دورش اسباب بازی میریزم و اهمگ بچگونه میذارم گاهی پستونک هم میدم کاملا یه ربع بیست دقیقه میمونه من حتی شده بذارم برم حموم

منم بدتر از تو عزیزم..پسرم خیلی شیطون شلوغ..همش جیغ همش داد.سرم سوت میکشه..تازه باردار هم هستم...کاش ناخواسته باردار نمی‌شدم...همش در حال گریه ام...خدا کمکم کمکمون کنه...

دختر منم شیطنت داره الان سرماخورده تب داره مظلوم شده همش میگم ای کاش بچه ها همون شیطنتشونو کنن ولی مریض نشن 🥲

چقدر بانمکه کاراش 🤣.دخترم منم همینه ازصبح کل کابینتارو ریخته بیرون میگه اصلا بهشون دست نزن منم تامیرم رد بشم یه چی زیر پامه اعصابم خوردمیشه الانم رفتم پوشکش کنم یهو پرید به شوخی منو گازگرفت 😁بعدشم دستمو بوس کرد گرفت خوابید .من موندمو خونه شلخته دسته زخمی

خده بهت صبر بده خیلی زیاد شبیه هم هستیم 🥲دختر من که همش توکابینت هرچی جمع میکنم میریزه بیرون ...ولشکن بذار سالم باشن فضولی کننن چیکار کنیم دیگ😮‍💨

منم هیچی روزمین نمیزارم اماخودش انقدزورمیزنه درکابینت بازشه قابلمه بزاره زیرپاتلویزیون خاموش کنه.
وای خداچن ماه پیش نصف شب بلندشدظرف چن کیلویی قندرودراورده ازش قندبرداشته خورده وچن تاهم انداخت توخونه واومدخوابیدمن فرداش دیدمشون😄😄

وای من اصلا ی دقیقه نمیتونم برم تو حموم دخترمو تنها بزارم 😵‍💫

باهاش بازی کن تا انرژیش تخلیه بشه

عزیزم هممون همدردیم
من خیلی سعی میکنم سرگرمش کنم
عصرا بیشتر میبرمش بیرون

ولی دیگه خسته و گیج و داغونم
بخدا یه مدته همش سرگیجه دارم از خستگیه زیاد

من خونه خودم و پدری کامل و مادرشوهرم تا حدی سعی کردیم دم دست چیزی نگذاریم
از وقتی پسرم راه افتاد چون بالا میره از همه جا حتی روی کابینت هم تقریبا امن
برای اینکه نکن نکن به بچه کمتر بگم
من شده دراز کشیدم نیم ساعت برای خودش تو خونه گشته به جز اسباب بازی چیزی در دسترس نیست
البته کمد و کابینت و کشوها قفل زدم یا خالی کردم
چیزی دم دست باشه بریز هم مهم نیست مثل لباس ها

وای من چی بگم ک هفته پیش تنهایی دوتاقالی ۱۲متری شستم ازاون موقع یادگرفته شلواروپوشک رودرمیاره جیش میکنه توخونه.میبرم دسشویی جیش میکنه تامیارم بیرون خودشوفشارمیده تاچن قطره هم شده جیش کنه.دریخچال وفریزر ک انقدبازوبسته میکنه یادرکابینتارو ک ازمجبوری بانخ میبندم

ببخشید ولی دخترت خیلی شیرین 😂😂😂😂😂

عزیزم ببخشید ولی من کلی خندیدم با این طرز تعریف کردنت 😂😂😂 من اصلا پسرم شیطون نیست تا وقتی دراز کشیدم میاد کنارم و تکون نمیخوره از پیشم ، شاید بعد که از شیر گرفتمش شیطونیاش گل کنه نمیدونم😅

وضعیت منم همینه بخدا باید هرچیزی که میخوری همون لحظه جمع کنی اصلا منکه نمیتونم بشینم یا دراز بکشم جز محالاته برام چون میاد رو کلم..حمومم به بدبختی میرم صدبار همونجوری خیس میام بیرون باز میرم تو حموم

خب چرا ارده شیره رو جایی میزاری که بچه بگیره؟چرا پوشکش اینقدر باید پر بشه که بزنه بیرون؟ناراحت نشو عزیزم ولی یه جاهایی مقصر خودمونیم

تمام حرفات کارا و شیطون بازی ها دایان جانم واسم تداعی شد😂😂😂😂😂
از خداوند واسه همه مون صبر آرزو میکنم

میگذره رفیق از کولیک و رفلاکس گذر کردیم این روزام میگذره طاقت بیار قشنگم

بارداری؟؟

خدا صدبار بهت قوت بده
منم توی همین وضعیت گل سنبلی شما هستم بااین تفاوت که زایمان کردم و با بخیه و درد باید دنبال یه پسر بچه شیطون بدوعم🫠🫠🫠
امروز برداشته تمام قطره آد داداشش خالی کرد روی روفرشی بعد بردمشون حمام اینقدر جیغ زد اون یکی ترسیده بود و گریه اش بند نمیومد الان تازه دراز کشیدم البته بزرگه خوابیده کوچیکه هم سعی داره بیدار بشه دیگه دادم باباش

آخ نگو خواهر نگو ک من از دست غذا نخوردنش خودم میزنم دست پام ب لرز افتاده از دستش اعصبی شدم خودم میزنم دگ نمی‌دونم چ کنم آنقدر فضول ک نگم برات زندگیم نابود کزده

ماهم همینیم خواهر دست کمی از شما نداریم🤣🤣🤣😭😭😭🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️

مگه مای بی بی نداشته

سوال های مرتبط

مامان فاطمه‌وتودلی🐣 مامان فاطمه‌وتودلی🐣 ۱ سالگی
امروز دخترم برای اولین بار یه چشمه دیگه از خودش رو بهم نشون اصلا یکی دیگه شده بود دخترم عاشق بیرون رفتنه منم تنهایی با این وضعیت شرایط بیرون بردن بچمو ندارم کالسکه اش هم خراب شده همسرم هنوز درست نکرده پست اومد دمه در بغلش کردم بردم دم در همین که برگشتیم بالا دخترم از دمه در شروع کرد جیغ و گریه و زحه برای اولین بار نتونستم ارومش کنم هیچ جوره تا چندین دقیقه بی وقته جیغ و گریه اعصابم خورد شده بود نمی‌دونستم باید چیکار کنم اولش باهاش حرف زدم و گفتم بیا بغلم دیدم فایده نداره بی محلی کردم بهش و گذاشتمش تو اتاق خواب و رفتم بیرون یه بارم از کوره در رفتم سرش داد زدم دیدم اصلا فایده نداره دیگه از شدت گریه و جیغ افتاد به هق هق و سرفه های شدید نفسش می‌رفت خودم بلند شدم بغلش کردم یکم راه بردمش آروم شد دخترمم سنگینه منم زیاد نمیتونم بغلش کنم باهم دیگه نشستیم دوباره شروع کرد جیغ و گریه دیگه آنقدر عصبانی شدم سرش داد و بیداد کردم بازم آروم نشد انگار نه انگار برای اولین بار مستأصل شدم و نتونستم از پسش بر بیام آخرم آوردم گذاشتمش رو پام تا آروم گرفت خیلی ناراحتم کلی حس های مختلف بهم دست داده ترس استرس نگرانی نا امیدی غم غصه
شما براتون پیش اومده تو شرایط چجوری بچتون رو آروم میکنید ؟؟؟؟

پوشک شیرخشک فرزند پروری
مامان هدیه امام حسین مامان هدیه امام حسین ۱ سالگی
وای خانما یه چیزی یادم افتاد باز بدنم افتاد رو لرزش از ترس😬
چند وقت پیش پسرم ک برده بودم حمام بعد که از حمام اورمش بیرون، میخواستم موهاش خشک کنم بدش میاد از سشوار اصلا نمیزاره اینجوریه ک اون بدو من بدو، بعد دیدم نمیزاره ی گوش پاک کن دادم دستش سرگرم باشه وای یه لحظه دیدم جیغش رفت هواااا گرریهههه... بعد دیگه اصلا یادمم رفت ک گوش پاک کن دادم دستش ازش بگیرم
وای بعد نگاش کردم دیدم گوش پاک کنه اون قسمت پنبه ای ها کنده شده، بعد خود گوش پاکن هم از وسط دولا شده بود بعد اینم تو گوشش کرده بود گریه میکرد🙄فک کنم زده بوده بالای گوشش فشارش داده بوده کج شده بوده گوش پاک کنه...
خلاصه هیچی دیگه من مردم از استرس گفتم این دیگه کرده رفته ته گوشش دیگه پاره شده... همش چک میکردم خون نیاد گفتم الانه ک خون بیاد از گوشش یعنی مردمو زنده شدم... 😤خیلی حس بدی بود
اصلا گوش پاک کن بنظرم مزخرف ترینه... من خودمم خاطره خوبی ندارم ازش همیشه با ترس استفاده میکنم واسه خودمم...








قطره آهن
قطره مولتی ویتامین